- فضای مجازی و نسبت آن با قوای انسان:
فضای مجازی برای انسان به منزلهٔ قوهٔ خیال و همچنین به منزلهٔ قوهٔ عقل است. بنابراین، ارتباط انسان با فضای مجازی از این جهت که فضای مجازی قوهٔ خیال دوم و قوهٔ عقل دوم انسان به شمار میآید، بسیار مهم است. قوهٔ خیال در انسان بسیار تأثیرگذار است و قلمرو جسم و روح او را پوشش میدهد. قوهٔ خیال، پیچیدهترین و شگفتانگیزترین قوای انسانی است.
- نیاز به مدیریت فرهنگی و فقه تخصصی:
ما باید در فضای مجازی مدیریت فرهنگی داشته باشیم؛ یعنی مدیریت فرهنگی باید فضای مجازی را نیز دربر بگیرد. ما به فقه فضای مجازی نیاز داریم؛ به این معنا که در رابطه با فضای مجازی، نیازمند اجتهاد هستیم؛ همانگونه که به فقه رسانه و فقه پزشکی نیاز داریم.
همچنین به اجتهاد سلوکی نیازمندیم؛ زیرا انسانی که میخواهد اعمال الهی را تکرار کند و با حضرت حق ارتباط برقرار سازد، باید بداند که هر یک از اسماء الهی آثار متفاوتی بر روح و جسم انسان میگذارند. این آثار هم جسمانیاند و هم روحانی. مجتهد باید فقه سلوکی را دارا باشد تا بتواند دربارهٔ تکرار اسماء، نوع آن، میزان تکرار و چگونگی انجام آن اظهارنظر کند. بنابراین، این امر به اجتهاد سلوکی نیاز دارد.
- ماهیت چندلایهٔ فضای مجازی:
فضای مجازی هم صوتی است و هم تصویری. همچنین، از یک سو به منزلهٔ قوهٔ خیال و از سوی دیگر به منزلهٔ قوهٔ عاقلهٔ انسان عمل میکند. به عبارت دیگر، فضای مجازی هر سه مرتبهٔ ادراک انسان، یعنی ادراک حسی، خیالی و عقلی را پوشش میدهد. در مورد فضای مجازی دو نگاه وجود دارد. یک نگاه، نگاه تفننی است؛ یعنی استفاده از فضای مجازی برای سرگرمی یا مشاهدهٔ تصاویر از روی عادت. نگاه دوم، نگاه تحقیقی و هدفمند است.
گستره و سرعت انتقال در فضای مجازی:
از طریق فضای مجازی، یک صوت، یک تصویر، یک پیام یا یک اندیشه میتواند با سرعت به سراسر جهان منتقل شود. فضای مجازی هم گسترهٔ انتقال بسیار وسیعی دارد و هم سرعت انتقال آن بسیار بالاست. این اندیشه ممکن است حق باشد یا باطل. آن صوت ممکن است حق باشد یا باطل. تصویر ممکن است زشت باشد یا زیبا. همهٔ این موارد میتوانند با سرعت بسیار زیاد و به تمام جهان منتقل شوند. با تکرار صوت، پیام، کلام و محتوا، آن محتوا سازماندهی و تثبیت میشود. صوت، تصویر، محتوا و محتوای فکری یک پیام، بر جسم و روح انسان تأثیر میگذارند و دارای اثر وجودی و اثر حقیقی هستند. بنابراین، فضای مجازی دارای اثر حقیقی است.
- مهندسی، بازشناسی و اخلاق در فضای مجازی:
فضای مجازی به مهندسی مداوم و همچنین بازشناسی و بازسازی دائمی نیاز دارد. کنترل احساسات دینی در فضای مجازی اهمیت دارد و یکی از اصول اساسی فضای مجازی به شمار میآید.
اصل دیگری که باید به آن توجه کنیم، غلبه دادن شعور دینی بر شعور اجتماعی در فضای مجازی است. همچنین اخلاقی بودن فضای مجازی اهمیت بسیار زیادی دارد. در واقع، فضای مجازی هم صداست و هم سیما؛ یعنی نوعی صداوسیمای سیار است. فضای مجازی همچنین رسانهای سیار به شمار میآید.
- جهانیسازی اندیشه و نقش هوش مصنوعی:
فضای مجازی در جهانیشدن یک اندیشه و تثبیت آن نقش دارد. این فضا نگاهی جهانشمول ایجاد میکند؛ یعنی یک اندیشه را در گسترهٔ جهان پوشش میدهد و منتقل میسازد. در جهانیشدن یک اندیشه، فضای مجازی بسیار مؤثر است. ترکیب هوش مصنوعی و فضای مجازی اعجازآمیز و بسیار مهم است. دو فناوری مجزا هنگامی که در کنار یکدیگر قرار میگیرند، میتوانند مکمل هم باشند. بنابراین، وقتی هوش مصنوعی با فضای مجازی همراه میشود، پیچیدگی و گسترهٔ این مسئله چند برابر میگردد.
- نقش اجتماعی و سیاسی فضای مجازی:
امروزه بهترین راه ارتباطی صوتی، تصویری، هیجانی و عقلانی، از طریق فضای مجازی فراهم میشود. فضای مجازی یک شبکهٔ ارتباطی جهانی در سطحی بسیار گسترده است. ما در سطح جهانی شبکهای ارتباطی ایجاد کردهایم که از طریق آن، هر سخن، کلام، پیام، صوت یا تصویر را با سرعت در سراسر جهان منتقل میکنیم.
ازاینرو، فضای مجازی زوایای بسیار گستردهای دارد و ابعاد تأثیرگذاری آن نیز بسیار وسیع است. امروزه از طریق فضای مجازی میتوان حاکمیتها را تحکیم و تثبیت کرد یا آنها را متزلزل ساخت. فضای مجازی همچنین بستری بسیار گسترده برای خبررسانی، تحقیق و تأثیرگذاری است.
- انتشار، محدودسازی و انحراف آیینها:
بهوسیلهٔ فضای مجازی میتوان یک آیین را به بهترین شکل منتشر کرد. همچنین میتوان یک آیین را محدود، محصور یا حذف کرد و حتی آن را به انحراف نزدیک ساخت. محدودکردن، محصورکردن، حذفکردن یا به انحراف کشاندن یک آیین، چه آن آیین حق باشد و چه باطل، از طریق فضای مجازی امکانپذیر است. فضای مجازی دو جنبه دارد: یک جنبهٔ سختافزاری که به مهندسان مربوط میشود و یک جنبهٔ نرمافزاری.
- جمعبندی محتوایی:
آنچه ما باید در فضای مجازی بازشناسی و بازنگری کنیم، محتوایی است که از طریق این فضا منتشر میکنیم. این محتوا به کار فرهنگی تخصصی و حکیمانه نیاز دارد؛ باید آن را بازشناسی و بازپروری کنیم تا از این طریق، بهترین ابزار برای انتقال یک آیین فراهم شود.