آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • زبان تبیین اشیاء؛ هر موجود، شرحِ حقیقتِ خویش

زبان تبیین اشیاء؛ هر موجود، شرحِ حقیقتِ خویش

  • هر شیء زبان تبیینی ویژهٔ خود را دارد (زبان تبیین اشیاء):

هر شیئی، زبان تبیینی خاص خود را دارد. به تعبیر دیگر، برای هر چیز، زبانی متناسب با حقیقت و نحوهٔ وجود آن وجود دارد. هر موجود به اندازهٔ مرتبهٔ وجودی خود، از حقیقت خویش سخن می‌گوید و خودِ آن موجود، زبان تبیین خویش است.

  • نحوهٔ وجود هر شیء، زبان آن شیء را تعیین می‌کند:

هر شیء، نحوهٔ وجودی خاصی دارد و همین نحوهٔ وجود، زبان تبیین آن را مشخص می‌کند. شاکلهٔ هر موجود، همراه با نحوهٔ وجود اوست و همان شاکله است که به صورت‌های گوناگون آشکار می‌شود. از این‌رو، زبان تبیین اشیاء، در حقیقت همان نحوهٔ وجود اوست. یعنی هر موجود، حقیقت خود را با زبان خاص خویش بیان می‌کند و از مرتبهٔ وجودی خود خبر می‌دهد.

  • وجود شیء مجموعه‌ای از ملکات، ادراکات و احوال اوست:

وجود هر شیء، تنها یک حقیقت ساده و بی‌جزئیات نیست، بلکه مجموعه‌ای از ملکات، ادراکات، شاکلهٔ وجودی، افعال و احوال وجودی آن شیء است؛ و همین مجموعه، عالم آن شیء را تشکیل می‌دهد. از این منظر، هر شیء زبان تبیین مخصوص به خود را دارد و این زبان، همان خودِ اوست. هر شیء با همین زبان، خود را توصیف می‌کند؛ و وقتی از او به اسم و وصف سخن گفته می‌شود، در واقع خودِ او خودش را تبیین می‌کند.

  • هر شیء مظهر اسم مبین الهی است:

هر شیء، مظهر اسم «مبین» الهی است و به همین جهت، تبیین خویش را انجام می‌دهد. ظهور هر شیء، ظهور وجود همان شیء است؛ زیرا ظهور، از ذات وجود جدا نیست. وجود بدون ظهور علمی و عینی، معنایی ندارد. بنابراین وقتی ذات یک شیء با اوصاف، احوال، افعال، ملکات و شاکله‌های آن توصیف می‌شود، در حقیقت ذات همان شیء توصیف شده است. توصیف شیء، همان تبیین اوست.

  • خداوند مبین است و اشیاء به او تبیین می‌شوند:

خداوند خود «مبین» است؛ یعنی آشکارکننده و تبیین‌گر است. این‌که گفته می‌شود اشیاء جلوه‌های اسمای جلال و جمال هستند، در حقیقت بیانِ تبیین وجود حق است. حق تعالی، تبیین هر شیء را با اوصاف خودش بیان می‌کند؛ یعنی اشیاء به‌واسطهٔ حق تبیین می‌شوند و اوصافشان در پرتو تبیین الهی روشن می‌گردد. از این رو، هر شیء تبیین ویژهٔ خود را دارد و این تبیین، برخاسته از نحوهٔ وجود خاص اوست.

  • مراتب، افعال و خلقیات، همه در تبیین شیء دخیل‌اند:

نحوهٔ وجود هر شیء، همراه با مراتب آن، ادراکات آن، ملکات آن و شاکلهٔ وجودی آن است. اوصاف خاص هر شیء، افعال آن، خلقیات آن، شاکلهٔ آن و مراتب وجودی آن، همگی در تبیین آن شیء نقش دارند. وقتی از حقیقتی تبیین صورت می‌گیرد، آن حقیقت ظاهر می‌شود و محتوای ذات آن آشکار می‌گردد. پس تبیین، تنها بیان لفظی نیست، بلکه آشکار شدن باطن و حقیقت وجودی شیء است.

  • زبان هر شیء، زبان روح و عالم اوست:

هر شیء شاکله‌ای دارد که زبان اوست و این زبان، زبان روح او به شمار می‌رود. زبان جسم نیز زبان روح است. زبان هر شیء از عالم او خبر می‌دهد، از افعال ذاتی او خبر می‌دهد، از عالم ادراکات او خبر می‌دهد و از احکام ذات او گزارش می‌کند. بدین ترتیب، زبان هر شیء چیزی بیرون از حقیقت او نیست، بلکه جلوهٔ همان حقیقت در مرتبهٔ ظهور است.

  • در عالم ملکوت، تبیین اشیاء کامل‌تر است:

در عالم ملکوت، هر شیء به تمامیِ خود را تبیین می‌کند. در آن مرتبه، هر موجود به واسطهٔ فعلیت‌هایی که ظاهر می‌سازد، خود را آشکار می‌کند. بنابراین تبیین در مراتب بالاتر وجودی، کامل‌تر و روشن‌تر است. هرچه مرتبهٔ وجودی بالاتر باشد، ظهورِ حقیقتِ شیء نیز کامل‌تر خواهد بود.

  • در آخرالزمان، اشیاء مظهر تام اسم المبین می‌شوند:

در آخرِ زمان، هر شیء مظهر تام اسم «المبین» می‌شود. یعنی اشیاء به زبان خودشان، خودشان را تبیین می‌کنند و هر یک حقیقت خویش را آشکار می‌سازند. در این میان، ولیّ خداوند آدم را به بهترین شکل تبیین می‌کند؛ زیرا حقیقت هر شیء را آشکار می‌سازد و آن را در مرتبهٔ درست و کامل آن ظاهر می‌نماید.

گفتارهای مشابه