- علل طبیعی در پدیدههای جهان:
بسیاری از رویدادهای عالم، دارای اسباب و علل طبیعی هستند. برای نمونه، بارش باران، وقوع خشکسالی، نابودی محصول، بروز بیماری، جاری شدن سیل، رخ دادن زلزله و حتی فوران آتشفشان، همگی در جهان مادی بر اساس علل و اسبابی تحقق پیدا میکنند که در حوزهی طبیعت قابل بررسیاند. بنابراین، اصل وجود علتهای طبیعی در عالم انکار نمیشود و باید آن را پذیرفت.
- وجود علل غیبی و تأثیر آنها:
در کنار علل طبیعی به نوع دیگری از علت نیز اشاره میشود که ماهیت آنها مادی و محسوس نیست، بلکه به عرصهی غیب و عالم معنا مربوط میشود. این علل پنهان، میتوانند در پدیدههای عالم اثر بگذارند و حتی گاه بر جریان علل طبیعی غلبه پیدا کنند. از اینرو، نمیتوان همه چیز را تنها به علل مادی محدود کرد، زیرا جهان صرفاً با آنچه دیده میشود اداره نمیگردد.
- نفیِ انکارِ یکسویه:
در ادامه تأکید میشود که نباید به خاطر اعتقاد به علل پنهان، علل طبیعی را نادیده گرفت یا انکار کرد. همانطور که نباید به سبب پذیرش علل طبیعی، از وجود علتهای غیبی و معنوی غفلت ورزید. در واقع از یک نگاه یکبعدی به عالم انتقاد میشود و بیان می شود که حقیقتِ حوادث، در جمع میان این دو سطح از اسباب روشن میشود.
- مراتب گوناگون علت در عالم:
بر این اساس ، در عالم مراتب مختلفی از تأثیر وجود دارد. گاهی یک پدیده بهطور مستقیم و تنها بر پایهی اسباب طبیعی تحقق مییابد. گاهی نیز همان پدیده از طریق واسطههای ملکوتی و عوامل معنوی، تحت ارادهی الهی شکل میگیرد. حتی ممکن است در برخی موارد، فعل و تحققِ پدیده بدون واسطه و بهطور مستقیم از جانب خداوند باشد. این توضیح نشان میدهد که عالم تنها یک لایهی علّی ندارد، بلکه دارای سطوح متعدد در تأثیر و تحقق امور است.
- مثال باران:
برای روشنتر شدن مطلب، نمونهی باران مطرح میشود. باران ممکن است در ظاهر بر اثر عوامل طبیعی پدید آید، اما در سطحی دیگر، میتواند به وسیلهی فرشتگان و عوامل روحانی در نظام عالم جریان یابد. همچنین ممکن است بارش آن مستقیماً به ارادهی الهی واقع شود. این مثال نشان میدهد که یک حادثهی واحد میتواند از حیث چگونگی وقوع، دارای چندین سطح از علت باشد.
- جمعبندی:
در پایان، بیان می شود که اثرگذاری حقیقی در وجود، از آنِ خداوند است و هیچ مؤثری در هستی جز او نیست: «لا مؤثر فی الوجود إلا الله». بر این اساس، علل طبیعی و علل غیبی هر دو در نهایت در طول ارادهی الهی قرار دارند و همهی آنها مجاری و ابزارهای فعل خداوند به شمار میآیند.