آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • رابطه بی‌واسطه انسان با خدا از مسیر اسم خاص او

رابطه بی‌واسطه انسان با خدا از مسیر اسم خاص او

  • رابطه بی‌واسطه و اسم خاص هر مخلوق:

مقصود از رابطه بی‌واسطه برای هر فرد، همان مسیر و وجه خاص او است؛ یعنی آن ارتباط وجودی که هر مخلوق با خداوند دارد، رابطه بی‌واسطه اوست. هر فرد از جهتی خاص به خداوند نظر و توجه دارد، و این توجهِ فرد به حضرت حق، توجه به اسم خاصی از اسم‌های الهی است. این اسم خاص، همان کمال وجودی او به شمار می‌آید.

رابطه با حق را در واقع همین اسم باز می‌کند. از طریق همان اسم، فیض خاص از ابتدا به انسان می‌رسد و او به مظهر صفت خاصی تبدیل می‌شود. بنابراین، آن اسم، رابطه‌ساز است؛ یعنی راه است، مسیر است، طریق است و کانال وجودی است. رابطه‌ای که میان خالق و مخلوق برقرار می‌شود، از مسیر همین اسم خاص است. به این معنا که مخلوق، به‌سبب ویژگی‌ها و زمینه‌هایی که در وجودش دارد، مظهر صفت خاصی و دارای غلبه‌ای خاص می‌شود و به همین سبب، اقتضای راه خاصی را برای ارتباط با خداوند پیدا می‌کند.

پس آن مسیر، مسیر دریافت فیض از حق است و این فیض از مجرای همین اسم به او می‌رسد. این فیض و این اسم، در حقیقت در قبال همان ملکات خاص روحی است که انسان دارد؛ ملکاتی مانند تواضع، خشوع، خضوع، راضی بودن به قضا و قدر الهی، صدق، یقین، صبور بودن و صفات دیگر. بنابراین، خود انسان در این‌که مظهر صفتی خاص قرار گیرد، نقش دارد و در واقع این مسیر خاص را با اراده و اختیار خود باز می‌کند؛ و این گشودن، متناسب با خلقی است که در او پدید آمده است. در نتیجه، آن سیر باز می‌شود، آن مسیر باز می‌شود و این راه، راه بی‌واسطه است.

  • اسم مستأثر به‌عنوان راه خاص هر فرد:

پس آن مسیر، مسیری خاص است که آن مسیر خاص، صفتی از صفات الهی به شمار می‌آید. بنابراین، آن راه بی‌واسطه و وجه خاص، در حقیقت برای هر فردی متفاوت است. آن مسیر در واقع اسم مستأثر هر فرد است؛ یعنی اسم مستأثر هر فرد همان مسیر بی‌واسطه و وجه خاص اوست. از اسمی که از راه بی‌واسطه جلوه می‌کند، اسم مستأثر به دست می‌آید. اسم مستأثر برای هر فرد، همان راه خاص او و همان کانال وجودی خاص اوست.

در این راه بی‌واسطه، به هر فردی در واقع فیض خاصی داده می‌شود و به او وجود خاص و هستی خاصی عطا می‌گردد. این وجود، در قالب تعیّن یک صفت ظاهر می‌شود. پس وجود هر شیء، اسم مستأثر اوست؛ هستی هر شیء، ذات هر شیء و روح هر شیء، اسم مستأثر اوست. مظهر غالب بر هر روحی، اسم خاصی است که در آن سلطنت و حاکمیت دارد. در این طریق، فیض الهی برای هر فردی نازل می‌شود و خود اسم، مسیر نزول فیض است.

در واقع، اسماء الهی طرق ارتباط با حق‌اند. هر اسمی، ذات هر شیء را می‌سازد و هر اسمی، راه خاصی را باز می‌کند. یعنی وجود، با تعیّنی که ظاهر می‌شود، اسم خاص می‌گردد و آن اسم، اسم مستأثر است. پس وجود هر شیء که با تعیّن خاصی همراه است و آن تعیّن، تعیّن صفتی است، همان اسم مستأثر آن روح است. هر اسمی، طریق ویژه‌ای را برای ارتباط میان حق و خلق می‌گشاید.

تمام رابطه‌های ظاهری و باطنی، تجلیات حق از مجرای اسماءالله گشوده می‌شود. و هر شیئی که اصل وجود می‌گیرد، اسم مستأثر هم به او داده می‌شود. به هر شیئی که هستی داده می‌شود، اسم مستأثر داده می‌شود. پس همه مخلوقات، مظاهر اسمای مستأثراند؛ ولی این اسما در واقع درجات یکسانی ندارند. این اسما در حقیقت مرتبه واحدی را دارا نیستند، بلکه برای هر فردی آن اسم‌های مستأثر متفاوت است. یعنی برای هر فردی، اسم مستأثر همان نحوه وجود او و اسم خاص اوست.

هر فردی یک رابطه بی‌واسطه خاص با حق دارد. پس در حقیقت، به تعداد مخلوقات، رابطه‌های بی‌واسطه وجود دارد. مظهریت خاص اسم قرار گرفتن، همان اسم مستأثر است؛ فیض خاص، همان اسم خاص است؛ و اسم خاص، همان اسم مستأثر است. اسم مستأثر نشانه غلبه صفت خاص الهی است. پس آن اسم، همان مسیر نزول فیض است. یعنی هر فردی، ویژگی‌های غالب خلقی و روحانی‌ای که دارد، باعث باز شدن یک راه خاص می‌شود. و چون تفاوت ارواح و تفاوت شاکله‌ها وجود دارد، تفاوت راه‌های باطنی نیز وجود خواهد داشت و تفاوت تجلیات اسمایی نیز پدید می‌آید.

اسمای مستأثر رتبه یکسانی ندارند. در رأس اسمای مستأثر، اصل وجود شیء و ذات هر شیء قرار دارد که همین که خداوند ذات شیء و وجود شیء را می‌دهد، آن را با صفتی خاص همراه می‌کند. آن صفت خاص، اسم مستأثر اوست. پس هر فردی دارای اسم مستأثر خاصی است که همان صفت غالب بر روح اوست، و آن صفت غالب، صفتی مستأثر است. هر مخلوقی در حقیقت سهمی از وجود دارد و سهمی از مظهریت اسم مستأثر را داراست. هر مخلوق، نحوه‌ای خاص از وجود دارد و این نحوه وجود خاص، همان صفتی است که در او ظاهر شده است. این صفتِ ظاهرشده در او، مسیری است که گشوده شده است.

گشوده شدن این مسیر، به اعتبار خُلقی است که انسان باز کرده است. پس انسان با هر فضیلتی که بر روح او غالب شود، مسیر فیض خاصی را می‌گشاید. خداوند نیز متناسب با این خلق ویژه‌ای که در آن فرد وجود دارد، مسیر بی‌واسطه فیض را به او عطا می‌کند. همه مخلوقات و همه انسان‌ها در واقع مظهر اسمای مستأثر الهی هستند. کثرت در اسمای مستأثر هم از جهت شدت و ضعف است و هم از جهت تعدد اسم‌ها.

اسمایی مانند حی، قیوم، صمد، غنی، احد، واحد، محیط از جمله اسمای مستأثر هستند، ولی این‌ها محدود و محصور به همین موارد نیستند. احکام اسمای مستأثر هم یکسان نیست، چراکه اسمای مستأثر تعدد دارند و تکرار دارند. در عین حال که با هم اشتراک دارند، تفاوت‌هایی نیز میان آن‌ها وجود دارد. بنابراین، کانال وجودی هر شیء همان مسیر اسمای مستأثر اوست.

انسان راه تنزل اسمای مستأثر را خودش باز می‌کند و خودش فتح می‌کند؛ و این گشودن، با خلقیاتی است که پیدا می‌کند. یعنی بر اساس اختیار و اراده‌ای که انسان دارد و بر اساس انتخاب‌هایی که انجام می‌دهد، تجلیات الهی آغاز می‌شود. پس به اعتبار اختیار و اراده انسان، آن اسمای مستأثر بر روح او تجلی و ظهور پیدا می‌کند.

گفتارهای مشابه