آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

حکمت، ولایت و قربت

  • قربت و حکمت

موضوع محتوا ما دربارهٔ قربت و حکمت است. «الحکمه ضالّه المؤمن»؛ حکمت، گمشدهٔ مؤمن است.

  • مراتب دریافت معارف:

خداوند متناسب با درجات روحی و منازل سلوکی، معارف را عطا می‌کند؛ یعنی انسان به اندازهٔ ایمان و خوی‌های خود، معارف دریافت می‌کند. کسی که در منزل ایمان قرار دارد، معارف را دریافت می‌کند، اما نازل‌ترین معارف را. کسی که در منزل تقوا قرار می‌گیرد، معارف والاتری را دریافت می‌کند و کسی که در منزل یقین قرار می‌گیرد، عالی‌ترین حقایق توحیدی و عالی‌ترین حقایق وجودشناختی بر قلبش نازل می‌شود.

  • تفاوت مقام ایمان و ولایت:

کسی که در منزل سلوکیِ اولیهٔ ایمان باشد، معرفت به او اعطا می‌شود؛ اما کسی که به منزل و مقام ولایت برسد، حکمت دریافت می‌کند که بالاتر از معرفت است. حکمت‌های توحیدی و حکمت‌های وجودی به او عطا می‌شود. اولیا صاحب حکمت هستند و مؤمنان صاحب معرفت‌اند. از ولایت، در حقیقت، با حکمت ارتباط برقرار می‌شود؛ و صاحبان ولایت انسان‌های حکیمی هستند.

  • نسبت میان حکیم، ولیّ و مؤمن:

انسان حکیم، صاحب ولایت است. پس هر انسان حکیمی ولیّ است و هر ولیّی دارای حکمت است. از هر مؤمنی، حکیم نیست؛ اما هر حکیمی مؤمن است، هر حکیمی ولیّ است، هر ولیّی حکیم است، و هر ولیّی قطعاً مؤمن و قطعاً اهل یقین است.

  • حکمت و قربت:

صاحب حکمت غریب است. اولیا در قربت هستند. اولیا حکمت دارند، و کسی که دارای حکمت است، در قربت است و غریب است. حکمت با ولایت مساوی است؛ حکمت با ولایت تساوق دارد و مراتب حکمت با مراتب ولایت هم‌خوانی دارد. پس به اندازهٔ درجات ولایت، به انسان‌ها حکمت داده می‌شود. عالی‌ترین درجات حکمت به عالی‌ترین اولیای الهی عطا می‌شود.

  • حضور ولایت در حکمت:

از هر جا که ولیّ باشد، حکمت هست، و هر جا که حکمت باشد، اولیا حضور دارند. به غیر از اولیا، به کسی حکمت اعطا نمی‌شود. «یؤتی الحکمه من یشاء». به هر کسی که حکمت داده می‌شود، در واقع ولایت داده می‌شود؛ و به هر کسی که حکمت داده می‌شود، خیر کثیر داده می‌شود. پس خودِ ولایت خیر کثیر است، زیرا ولایت مساوی با حکمت است. خیر در حکمت است.

  • جنبه‌های وجودی و حکمت:

جنبه‌های وجودی هر شیء، خیر هستند. فهم جنبه‌های وجودی همان حکمت است. «من أخلص لله أربعین صباحًا، جرت ینابیع الحکمه من قلبه إلى لسانه». اخلاص حکمت می‌آورد، صدق حکمت می‌آورد، یقین به توحید حکمت می‌آورد، همان‌گونه که صبر حکمت می‌آورد. پس این چهار فضیلتِ اخلاص، یقین، صدق و صبر، باعث ایجاد حکمت در قلب انسان می‌شوند و همگی در یک راستا هستند.

  • عطای الهیِ حکمت به لقمان:

خداوند به حضرت لقمان حکمت داد؛ پس به هر کسی هم که بخواهد، حکمت می‌دهد. «یؤتی الحکمه من یشاء» و به هر کسی که حکمت می‌دهد، خیر داده است. پس خیر در حکمت است و حکمت نیز با ولایت همراه است. بنابراین، به هر کسی که حکمت می‌دهد، در واقع ولایت هم می‌دهد. صاحبان حکمت، صاحبان ولایت هستند و مراتبی از ولایت به صاحبان حکمت اعطا می‌شود.

  • تجلی‌های حکمت در زندگی:

حکمت‌های الهی در واقع تنزّل و تجلی پیدا می‌کنند و به صورت حکمت‌های اخلاقی، حکمت‌های اجتماعی و حکمت‌های زندگی ظهور می‌یابند. در حقیقت، این‌ها شاخه‌هایی از حکمت‌های توحیدی هستند. احادیث اخلاقی نیز حکمت‌های اخلاقی‌اند که از زبان اهل توحید و معصومین تنزل یافته‌اند. زبان انسان، خانهٔ حکمت و خانهٔ وجود است.

  • غریب بودن اولیا:

اولیا در میان انسان‌ها غریب‌اند، همان‌طور که حکمت غریب است. پس حکمت در قربت است، حکیم غریب است و اولیا حکیم‌اند؛ بنابراین اولیا در قربت هستند.

گفتارهای مشابه