- معنای حضور در موجودات:
هرجا وجودی تحقق دارد، همانجا حضور نیز معنا پیدا میکند. حضور در حقیقت همان بودن و موجودیت شیء است؛ یعنی چیزی که هست، به همان اندازه که هست، حاضر نیز هست. بنابراین حضور، امری جدا از وجود نیست، بلکه از لوازم و شئون آن به شمار میآید.
- بساطت موجود مجرد و نفی جزء و ترکیب:
موجود مجرد، غیرمادی و بسیط است. در چنین موجودی، جزء، ترکیب، اتصال، انفصال، تجزیه و تقسیم راه ندارد. وقتی چیزی بسیط باشد، نمیتوان برای آن اجزا و بخشهای جداگانه فرض کرد؛ زیرا بساطت با تفرق و تجزیه ناسازگار است.
- حضور نفس در سراسر بدن:
بر همین اساس، نفس انسان به سبب بساطت خود، با تمام بدن حضور دارد. مقصود این نیست که بخشی از نفس در هر عضو قرار گرفته باشد، بلکه نفس به نحو واحد در همهی اعضا و اجزای بدن حاضر است. این حضور، حضوری مساوی، اطلاقی و بدون شدت و ضعف معرفی میشود؛ یعنی در هیچ عضوی نفس به گونهای کمتر یا بیشتر از عضو دیگر تقسیم نشده است.
- آثار حضور نفس در بدن:
از آثار این حضور واحدِ نفس در بدن، حیات، تدبیر، ادراک، احساس و حرکت است. همچنین دیدن، شنیدن، بوییدن و چشیدن نیز از لوازم همین حضور به شمار میآیند. به بیان دیگر، هرجا این آثار مشاهده میشود، نشاندهندهی آن است که نفس در بدن حاضر و فعال است و بدن بهواسطهی آن اداره میشود.
- نتیجهگیری از مثال نفس برای فهم حضور الهی:
همانگونه که نفس در همهی بدن حضوری واحد و مساوی دارد، حق تعالی نیز در همهی عوالم و مظاهر، حضوری واحد، مساوی، اطلاقی و احاطی دارد. این حضور به معنای حلول، اتصال، ترکیب یا تقسیم ذات الهی با اشیا نیست، بلکه حضوری فراتر از این نسبتهای مادی و جسمانی است.
- حیات و تدبیر به عنوان آثار حضور حق:
در ادامه توضیح داده میشود که حیات، علم، ادراک، تدبیر و حرکت موجودات، همه از آثار حضور و ارادهی حقاند. بنابراین موجودات به خودی خود صاحب این آثار نیستند، بلکه این آثار از ناحیهی حضور الهی در نظام هستی ظهور پیدا میکند. بدینسان، عالم وابسته به حضور و احاطهی حق است و بدون آن، هیچیک از این آثار تحقق نمییابد.
- حدیث «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّه»:
حدیث «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّه» بهعنوان محور استدلال قرار میگیرد. بر پایهی این حدیث، شناخت نفس انسان میتواند راهی برای شناخت پروردگار باشد؛ زیرا نفس، نمونهای نزدیک و قابل فهم از نحوهی حضور و تدبیر است و از رهگذر آن میتوان به فهمی ژرفتر از حضور الهی رسید.
- وضعیت نفس در خواب:
در خواب، نفس همچنان حضور تکوینی و نباتی خود را در بدن حفظ میکند، اما ظهور حیوانی و انسانی آن موقتاً آشکار نیست. از همین رو، قلب و مغز همچنان کار میکنند، ولی ادراکات عادی و معمول انسان در خواب ظاهر نمیشوند. این نکته برای توضیح تفاوت مراتب ظهور نفس در حالات مختلف بدن مطرح میشود.
- احاطهی الهی بر همه چیز:
در پایان، محتوا به مفهوم «أحاطَ بِکُلِّ شیءٍ» میرسد؛ یعنی حق تعالی بر همه چیز احاطه دارد. این احاطه، ناظر به حضور فراگیر و بیپایان الهی در سراسر عالم است و با هیچیک از ویژگیهای جسمانی، مکانی و مادی قابل تفسیر نیست.