- جلوه علم، حکمت و ربوبیت الهی:
عنوان بحثمان تجلیات احکام الهی است یا آثار احکام الهی. آثار عمل به احکام الهی در روح انسان هست. احکام الهی به عنوان قانون هدایت ما و برنامه هدایت ما از طرف حضرت حق که خیر محض است، وجود محض است، لطیف و حکیم و مدبر است، تعبیه و تنظیم و طراحی میشود؛ خدایی که لطف محض است، احکام را تبیین میکند؛ خدایی که حکمت محض است، حکیم محض است، احکام تبیین میکند؛ خداوندی که لطیف است، احکام تبیین میکند؛ خداوندی که رب است و ربوبیت دارد، برای هدایت انسان مدیریت احکام را بر عهده دارد.
- احکام الهی و تقویت اتصال روح به ملکوت:
پس بنابراین احکام الهی بیان علم نامحدود الهی است. و وقتی به احکام الهی عمل کنیم، اتصال روح ما به احکام الهی و اتصال روح ما به ملکوت عالم تشدید میشود. عمل به احکام الهی تمام قوای ما را توازن میدهد و آهنگ میکند. پس عمل به احکام الهی، عقل و قلب را با هم هماهنگ میکند.
- احکام الهی بهمثابه تجلی اسماءالله:
احکام الهی تجلی اسماء الهی است؛ پس عمل به احکام الهی، روح را به اسماءالله سیر میدهد. عمل به احکام الهی هم باعث سیرورت روح است، هم باعث سیر روح است؛ هم سیرورت میدهد، یعنی وجود انسان را تبدیل میکند به یک حقیقت ملکوتی، و هم خود عمل به احکام الهی سیر در مراتب توحید است.
- عمل به احکام الهی و رساندن روح به اعتدال:
راه تقرب حضرت حق احکام الهی است. همه قوای انسان با عمل به احکام الهی متوازن و متعادل و متقارن میشود و به اعتدال میرسند. حق در اعتدال روح است؛ عمل به احکام الهی روح را از پراکندگی نجات میدهد. خیال انسان را از کثرت به وحدت میرساند و خیال را از پراکندگی نجات میدهد. عقل را از حالت مفهومی به حالت حضوری میبرد.
- آثار باطنی عمل به احکام الهی:
در واقع عمل به احکام الهی اتصال به ملکوتیان است و روحیه ذاتبینی اشیاء را به ما میدهد؛ روحیه وجودبینی در اشیاء را به ما میدهد و احوال معنوی در دل ما ایجاد میکند.
- ریشه تکوینی احکام الهی و آثار وجودی آن:
احکام الهی ریشه تکوینی دارند و باطن تکوینی دارند؛ به همین جهت تأثیرات وجودی دارند. عمل به احکام الهی روح را یکپارچه میکند، روح انسان و عقل انسان را قوت وجودی میدهد و اتصال بین بدن و نفس را تقویت میکند. شاکری وجودی ما را میسازد و عالم وجودی برای ما میسازد.
- احکام الهی؛ هم معبر و هم مقصد:
عمل به احکام الهی برای روح ما هم معبر است و هم مقصد و ایستگاه؛ در ابتدا معبر است و در امتداد، عمل به احکام الهی مقصد و ایستگاه خواهد بود. پس شاکریسازی و عالمسازی، از نتایج عمل به احکام الهی است.
- هر حکم الهی و مظهریت اسماءالله:
هر حکمی از احکام الهی در حقیقت سهمی از مظهریت اسماءالله دارد. در واقع اسماءالله هستند که تبدیل به احکام شدهاند. هر حکمی از احکام الهی معتدلترین حالت را داراست تا روح را به حالت اعتدال برساند. حقانیت در اعتدال است، نه در افراط و نه در تفریط. یعنی همین حالتی که خداوند برای عمل به احکام برگزیده، معتدلترین حالت است؛ و به روح اعتدال میدهد و به جسم هم اعتدال میدهد.
- تنطیف و تجرید روح در پرتو احکام الهی:
عمل به احکام الهی روح را تنطیف و تجرید میکند و روح را از ظلمت به نور راهنمایی میکند. در واقع عمل به احکام الهی طریق هدایت از مسیر سلوک باطنی است. هر حکمی از احکام الهی یک دستورالعمل سیر و سلوک است.
- جدایی از تعلقات و حرکت به سوی وحدت:
روح را از تعلقات، مادیات و کثرتها جدا میکند. روح را از رذالتها، رذیلتها و خبائث جدا میکند. روح را از کثرت به وحدت سیر میدهد. در واقع این عمل به احکام الهی، انتخاب راه سعادت و هدایت است. احکام، مسیر ارتباط با حضرت حق است.
- چهار رابطهای که احکام الهی تنظیم میکنند:
احکام الهی در واقع تنظیم چهار رابطه برای انسان است:
بخشی از احکام الهی رابطه انسان با خداوند را تنظیم میکند. بخشی از احکام الهی رابطه انسان با انسانهای دیگر را تنظیم میکند. بخشی از احکام الهی رابطه انسان با عالم هستی را تنظیم میکند و رابطه انسان با عالم هستی را تصحیح و متوازن میسازد. برخی از احکام الهی نیز رابطه انسان را با خودش تنظیم و طراحی میکند.
- نسبت احکام الهی با قرآن و اسماء الهی:
پس در واقع تمام احکام الهی این چهار رابطه را پوشش میدهد؛ همانطور که تمام آیات قرآن این چهار رابطه را تنظیم میکند و تمام اسماء الهی هم همین چهار رابطه را پوشش میدهد. برخی از اسماء الهی رابطه انسان با خالق را ایجاد میکنند، برخی رابطه انسان با حقیقت خودش را ایجاد میکنند، برخی در ارتباط با انسان و رابطه انسان با انسانهای دیگر هستند و برخی از اسماء الهی رابطه انسان را با عوالم خلقت انشاء و مدیریت میکنند.
- احکام الهی؛ برنامه جامع سیر و سلوک انسان:
پس احکام الهی این رابطههای انسان را تصحیح، تکمیل، تعمیق، تعالی و تجرید میکند. در حقیقت، تنظیم و طراحی و تصحیح این رابطهها همان احکام الهی است. این مجموعه احکام الهی، دستورالعملهای سیر و سلوکی است که از جانب خداوند برای انسان طراحی شده است. در واقع دین، برنامه سیر و سلوک هر انسانی است؛ کتابچه سیر و سلوک هر انسانی و قانون برنامه سیر و سلوک هر انسانی است تا انسان از طریق این دستورالعملها و برنامهها با حقیقت هستی مرتبط و متصل شود.