آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • ربوبیت
  • اعتدال، راز بقا و ماندگاری انسان 

اعتدال، راز بقا و ماندگاری انسان 

  •  اعتدال و بقا:

«خلقتم للبقاء لا للفناء»؛ انسان برای ماندن آفریده شده است، نه برای نابودی و فنا. عنوان بحث، «اعتدال» است؛ یعنی بقا در گرو اعتدال است. انسان به طور طبیعی میل به بقا دارد و از فنا، نیستی و زوال گریزان است. بقا در حقیقت همان دوام و استمرار حیات است.

  •  اعتدال در طبایع چهارگانه:

اگر میان طبایع چهارگانه اعتدال نباشد، بقا تحقق پیدا نمی‌کند؛ و اگر اعتدال برقرار شود، بقا شکل می‌گیرد. اعتدال یعنی مزاج معتدل، و مزاج معتدل از عناصر آب، خاک، هوا و حرارت پدید می‌آید. اگر یکی از این طبایع بر دیگری غلبه کند و طبع دیگر مغلوب شود، زوال، فساد، فنا و نابودی قطعی خواهد بود. از این رو، باید میان طبایع چهارگانه اعتدال برقرار باشد؛ آب، خاک، هوا و آتش باید به اندازه و در حد متناسب باشند. در بدن انسان نیز آب، هوا، حرارت و مواد غذایی باید به اندازه وجود داشته باشند. بنابراین، حقیقت تکوینی بقا به اعتدال طبیعت وابسته است؛ یعنی هیچ طبعی نباید بر طبع دیگر غلبه کند.

  •  اعتدال در احکام الهی:

در تشریعیات نیز بقا به اعتدال احکام وابسته است. احکام الهی که برای هدایت انسان تنظیم شده‌اند، نباید دچار افراط و تفریط باشند؛ بلکه باید در حد میانه و به اندازه باشند تا روح و جسم انسان خسته و فرسوده نشوند. برای نمونه، نماز واجب هفده رکعت است، روزه در سال یک ماه واجب است، حج در سال یک بار واجب می‌شود، زکات به نه چیز تعلق می‌گیرد، خمس در موارد مشخصی واجب می‌شود و امر به معروف و نهی از منکر نیز با شرایط خاصی واجب می‌گردد. پس در همهٔ احکام الهی، اعتدال رعایت شده است؛ نه افراط وجود دارد و نه تفریط، بلکه جانب میانه مورد توجه قرار گرفته است.

  •  حق در اعتدال است:

نکتهٔ مهم این است که حق در اعتدال احکام قرار دارد و باطل در افراط و تفریط احکام است. وقتی احکام معتدل و به اندازه باشند، در جانب حق قرار می‌گیرند. افراط و تفریط هیچ نسبتی با حق ندارد.

احکام الهی بر اساس آیهٔ «لا یکلف الله نفساً إلا وسعها» به اندازهٔ توان جسمی و روحی انسان وضع شده‌اند. به میزانی که بدن و روح توان دارند، تکلیف تعیین می‌شود. هر حکم الهی، روح و جسم را به سمت اعتدال حرکت می‌دهد و هیچ حکمی انسان را به سوی افراط و تفریط نمی‌برد. اگر در احکام افراط شود، جسم خسته و فرسوده می‌گردد؛ و اگر تفریط و کم‌کاری صورت گیرد، روح از مراتب غیبی و الطاف الهی محروم می‌ماند. پس احکام الهی اندازه دارند و بر پایهٔ حکمت و لطف الهی، با رعایت توان جسم و روح تشریع شده‌اند.

  •  اعتدال و اسم «الباقی»:

ما با اعتدال، مظهر اسم «الباقی» می‌شویم و با افراط و تفریط، مظهر اسم «الممیت» می‌گردیم. اسم «الباقی» با اسم «الحفیظ» هم‌افق است؛ چیزی که جاودانه می‌شود، محفوظ نیز می‌ماند، و چیزی که جاودانه نمی‌شود، حفظ نمی‌گردد. انسان ذاتاً به بقا علاقه دارد و میل به ماندن دارد: «خلقتم للبقاء لا للفناء». او از فنا، نیستی و زوال گریزان است و برای بقا و ماندن تلاش می‌کند.

  •  فنا و سرمدیت:

فنا در حق، به معنای زوال، نیستی، مردن و میراندن نیست؛ بلکه به معنای اتصال و اتحاد با ابدیت است. خداوند ازلی، ابدی و سرمدی است: ازلی است، یعنی آغاز ندارد؛ ابدی است، یعنی همیشه هست؛ و جمع ازلیت و ابدیت، سرمدیت است. سرمدیت یعنی دوام و تداوم هستی و وجود. مجردات الهی ازلی به ذات‌اند، مجردات عقلی ازلی به غیرند، و همهٔ ارواحی که در سیر صعودی به سوی حق حرکت می‌کنند، ابدی می‌شوند و مظهر سرمدیت حق قرار می‌گیرند.

  •  زوال و تغییر صورت:

در حکمت اسلامی، هیچ شیء مادی و طبیعی به طور مطلق زائل نمی‌شود؛ بلکه تغییر صورت رخ می‌دهد. زوال به معنای از بین رفتن و متلاشی شدن جرم شیء نیست، بلکه جرم شیء به شیء دیگری تبدیل می‌شود. با حرکت جوهری، صورت ظاهری شیء تغییر می‌کند، اما جسمیت و مادیت باقی می‌ماند و در نهایت به مجرد تبدیل می‌شود. بقای ما به روح ماست که مجرد است. هر موجود مجردی ابدیت و ماندگاری دارد و مظهر صمدیت حق قرار می‌گیرد. همهٔ ارواح در مسیر ابدیت و سرمدیت حرکت می‌کنند.

  •  احکام الهی و ابدیت انسان:

احکام الهی نیز متناسب با ابدی شدن و سرمدیت انسان وضع شده‌اند؛ یعنی به گونه‌ای تنظیم شده‌اند که روح باقی بماند، متلاشی نشود و به تعالی و تکامل برسد.

  •  اعتدال در قوانین اعتباری:

در قوانین اعتباری بشری نیز بقای حکومت به اعتدال احکام آن وابسته است. هر حاکمیت سیاسی زمانی باقی می‌ماند که در حاکمیت و احکام خود اعتدال داشته باشد.

  •  آفرینش انسان و اعتدال:

ایجاد عالم هستی و انشای نفوس انسانی هنگامی صورت می‌گیرد که نطفه به اعتدال برسد. به همین جهت، پس از تصفیهٔ نطفه، مسئلهٔ «نفخت فیه من روحی» مطرح می‌شود؛ یعنی دمیده شدن روح در نطفه و انشای نفس، مشروط به اعتدال و تصفیهٔ نطفه است. پس اعتدال زمینهٔ ایجاد و انشا است. آغاز آفرینش انسان بر اساس اعتدال است و ظهور هستی نیز بر اساس اعتدال شکل می‌گیرد؛ همان‌گونه که بقای وجود نیز به اعتدال وابسته است.

  •  حرکت عالم به سوی بقا:

عالم به سوی ابدیت مطلق در حرکت است و این حرکت، حرکتی به سوی بقاست. حق در اعتدال احکام است و باطل در افراط و تفریط. وقتی انسان احکام را با افراط و تفریط انجام می‌دهد، در مسیر باطل حرکت می‌کند؛ اما وقتی احکام را به اندازه و مطابق حدی که دین تعیین کرده انجام می‌دهد، در مسیر اعتدال و حق است. تمام احکام دین بر اساس اندازه و اعتدال‌اند؛ در آنها افراط و تفریط نیست. بنابراین اعتدال، عین حق است و احکام دین، چون عین اعتدال‌اند، عین حق نیز هستند. هر حکم الهی روح انسان را به سوی اعتدال سوق می‌دهد.

گفتارهای مشابه