آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  •  تبیین عقلانی و فطرتی ضرورت معاد و حقیقت مرگ

 تبیین عقلانی و فطرتی ضرورت معاد و حقیقت مرگ

  • ضرورت اعتقاد به معاد و پیامدهای انکار آن:

اعتقاد به معاد و روز جزا یکی از اصول اساسی است که تأثیر مستقیمی بر رفتار و سبک زندگی انسان دارد. انکار معاد تنها به معنای نفی زبانی نیست، بلکه گاهی انسان در ظاهر معتقد است اما در عمل، به دلیل حب دنیا، غفلت و جهل به حقیقت هستی، به گونه‌ای زیست می‌کند که گویا معادی در کار نیست. این انکار عملی ریشه در ترک واجبات و غرق شدن در امور مادی دارد. از منظر عقلی، معاد هم ممکن است و هم ضروری؛ چرا که خداوند حکیم است و فعل عبث انجام نمی‌دهد. اگر انتهای مسیر انسان نابودی باشد، خلقت او با حکمت الهی سازگار نخواهد بود. همچنین اسم «عدل» اقتضا می‌کند که نیکوکاران و بدکاران در پیشگاه حقیقت یکسان نباشند.

  • تجلی اسماء الهی در فرآیند مرگ و بازگشت:

خداوند متعال با اسماء گوناگونی در هستی تجلی می‌یابد. در مبحث معاد و انتقال از دنیا، اسماء «ممیت» (می‌راننده)، «قابض» (گیرنده روح)، «معید» (بازگرداننده) و «باطن» نقش محوری دارند. مرگ در واقع تجلی اسم باطن و ممیت حق‌تعالی است. بر خلاف تصور عامه که مرگ را نیستی می‌پندارند، قرآن کریم در سوره ملک می‌فرماید: «الَّذی خَلَقَ المَوتَ وَالحَیاهَ». در اینجا مرگ یک مخلوق و یک امر وجودی تلقی شده است که هدف آن آزمودن انسان‌ها برای آشکار شدن «احسن عملاً» یا بهترین عملکرد است. بنابراین، مرگ ماموریتی الهی برای انتقال انسان از مرتبه ظاهر به مرتبه باطن هستی است.

  • تفاوت میان مفهوم موت و فوت:

در تحلیل واژه‌شناسی قرآنی و روایی، میان «موت» و «فوت» تفاوت ظریفی وجود دارد. موت به معنای جدایی روح از بدن و قبض آن توسط فرشتگان الهی است؛ فرایندی که در آن حقیقت انسان (نفس) محفوظ مانده و تنها جامه عوض می‌کند. اما فوت به معنای از دست رفتن و زوال است که بیشتر به جنبه‌های مادی و بدنی مربوط می‌شود. انسان در مسیر تکامل خود، مراحل مختلفی را از نطفه تا تعلق کامل نفس به بدن طی می‌کند و در هر مرحله، نوعی میراندن از مرتبه قبل و زنده شدن در مرتبه بعد رخ می‌دهد. بر اساس آیات الهی، انسان دو مرتبه میراندن و دو مرتبه زنده شدن (احیا) را تجربه می‌کند تا به لقای نهایی پروردگار برسد.

  • ریشه‌های فطرتی ابدیت‌خواهی در انسان:

تمایل به بقا و ابدیت در نهاد هر انسانی وجود دارد. انسان به طور فطرتی از نابودی گریزان است و همواره به دنبال کمال مطلق می‌گردد. این عطشِ پایان‌ناپذیر برای بقا، خود دلیلی بر وجود جهانی است که در آن این نیاز پاسخ داده شود. همان‌گونه که وجود تشنگی دلیل بر وجود آب است، وجود حس ابدیت‌خواهی در انسان نیز دلیل بر وجود جهان ابدی یا همان معاد است. اگر معاد وجود نداشت، این میل فطرتی در وجود انسان بیهوده و لغو بود، در حالی که در نظام خلقت هیچ امر لغوی وجود ندارد.

  • علل ترس از مرگ و برزخ:

بسیاری از انسان‌ها از مرگ و ورود به عالم برزخ هراس دارند. این ترس معمولاً از سه منبع نشات می‌گیرد: نخست، ناشناخته بودن حقیقت برزخ و جزییات آن؛ دوم، عدم آمادگی و نداشتن توشه کافی برای سفر آخرت؛ و سوم، دلبستگی شدید به مظاهر مادی دنیا. زمانی که انسان تمام هویت خود را در مادیات خلاصه کند، جدایی از آن‌ها برای او دردناک و هولناک خواهد بود. اما برای کسی که حقیقت مرگ را یک انتقال کمالی و بازگشت به سوی اصل خویش می‌داند، این ترس جای خود را به آمادگی و اشتیاق برای دیدار معبود می‌دهد. در واقع، مرگ پیوند میان ظاهر و باطن انسان را بازتعریف می‌کند و او را به جایگاه اصلی‌اش در نظام هستی بازمی‌گرداند.

گفتارهای مشابه