آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • الزامات اولیه در تبیین وقایع تاریخی

الزامات اولیه در تبیین وقایع تاریخی

  • الزامات اولیه در تبیین وقایع تاریخی:

نخستین اصل در تبیین هر حادثه تاریخی، یقین به اصل تحقق آن واقعه است. تحلیل و تبیین تنها زمانی اعتبار می‌یابد که صدق وقوع حادثه محرز باشد و نمی‌توان بر پایه شک، گمان یا تردید بنای تحلیلی استوار کرد. پس از احراز این مبنا، گام دوم بهره‌گیری از «اجتهاد در تبیین» است. تبیین صحیح حوادث مستلزم آگاهی به مبانی و قواعد آن است؛ بنابراین تحلیل‌گر باید دارای شایستگی اجتهاد در این حوزه باشد. سومین اصل، رعایت عدالت، انصاف و تقوا در تحلیل است. رعایت عدل به معنای پرهیز از غلو، افراط و تفریط، و بیان واقعه دقیقاً مطابق با واقعیت است؛ نه کوچک‌انگاریِ آن و نه بزرگ‌نماییِ بی‌مورد، بلکه ترسیم واقعه به همان اندازه‌ای که هست.

  •  پرهیز از جانبداری و رعایت سطوح معرفتی:

در تحلیل تاریخی، رعایت تقوا به معنای عدم جانبداری از خطوط سیاسی حاکم، اعم از جریان‌های غالب یا مغلوب است. تحلیل‌گر باید بدون سوگیریِ حزبی، با رعایت تقوای الهی، حادثه را آن‌گونه که رخ داده است، مشاهده و تفسیر کند. اصل پنجم، رعایت «سطوح معرفتی» در نگاه تبیینی است. تبیین حوادث دارای مراتب مختلفی است که هر مرتبه قواعد و مبانی خاص خود را می‌طلبد. از تنزلِ سطوح عالی به مراتب پایین‌تر به‌شدت اجتناب ورزید و حفظ مرتبه در تحلیل، الزامی است.

  •  نگاه توحیدی و سنن الهی:

ششمین اصل، نگریستن به هر حادثه با نگاه توحیدی است. در این مرتبه، حوادث نه پدیده‌هایی منفک، بلکه مجرای تحقق سنت‌های الهی قلمداد می‌شوند. خداوند برای تحقق سنت‌های خویش، بسترها، مسیرها و طرق خاصی را در صحنه تاریخ ایجاد می‌کند تا مدیریت اراده خویش را به ظهور برساند. در حقیقت، هر حادثه تاریخی مظهری از سنت‌های الهی است که باید در جایگاه خود دیده شود. این نگاه توحیدی، سطحی عالی از درک معرفتی است.

  •  نگاه تعویلی به حوادث:

در مرتبه هفتم از تبیین، با دستیابی به فهمی عمیق‌تر، می‌توان از نگاه توحیدی فراتر رفته و به «نگاه تعویلی» رسید. در این مرتبه، سنت‌های الهیِ کشف‌شده در حوادث، به اسماء جلال و جمال خداوند ارجاع داده می‌شوند. از آنجا که اسماء الهی دارای مراتب جلال و جمال هستند، سنت‌های جاری در تاریخ نیز ریشه در تکوین و در اسماء الهی دارند. بدین معنا، اراده الهی از مسیر تحقق آن حادثه، اسماء خود را در عالم عینیت می‌بخشد.

  •  مرتبه عالی و نهایی: نسبت‌دهی مستقیم به ذات احدیت:

بالاترین سطح تبیین تاریخی که هیچ مرتبه‌ای فراتر از آن قابل تصور نیست، ارجاع تمامی حوادث به ذات واحد الهی است. در این نگاه، اسماء الهی به ذات واحد ختم می‌شوند و قاعده «لا مؤثر فی الوجود الا الله» تحقق می‌یابد. در این مرتبه، حق تعالی فاعل قریب و بدون‌واسطه در تمام صحنه‌هاست و در متن خودِ حادثه حضور دارد. هیچ فعل، فاعلیت و تدبیری در عالم شکل نمی‌گیرد مگر اینکه ذات واحد الهی با حفظ وحدت اتمّ خود و تعیین اسماء، آن حادثه را بدون واسطه مدیریت می‌کند.

  •  شمول نسبت‌دهی به تکوینیات، تشریعیات و اعتباریات:

در تبیین نهایی، نه تنها ذات و وجود اشیاء، بلکه افعال و صفات آن‌ها مستقیماً به حق نسبت داده می‌شود. این نسبت‌دهی تنها محدود به تکوینیات (وقایع خلقی) نیست، بلکه حتی افعال ارادی انسان‌ها که پشتوانه تکوینی دارند و احکام تشریعی (احکام عبادی و اخلاقی) که واسطه ابلاغ آن‌ها انبیای الهی هستند، مستقیماً به ذات و اراده حق منسوب می‌گردند. در نهایت، حتی اعتباریات نیز، اگرچه در باطن ریشه تکوینی مستقیم ندارند، اما به دلیل اتکا و استناد به جنبه‌های وجودی و تکوینی، به واسطه اسماء، صفات و اراده حق تبیین می‌شوند. در نتیجه، هر آنچه در عالم وجود دارد، اعم از ذات اشیاء، حوادث، افعال و صفات، مستند به ذات و اراده الهی است.

گفتارهای مشابه