آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • جلوه‌های اسماء الهی در جهان ماده و معنا

جلوه‌های اسماء الهی در جهان ماده و معنا

  • مظاهر مادی و معنوی اسماء الهی:

همهٔ اسماء الهی دارای مظاهر هستند. این مظاهر گاه در عالم ماده و محسوسات ظهور دارند و گاه در ساحت‌های معنوی و مجرد. بنابراین، مظاهر اسماء الهی دو دسته‌اند: مظاهر مادی و مظاهر معنوی.

برخی از مظاهر معنوی، ذات مجردات‌اند؛ مانند نفوس و عقول که خود، مظهر اسماء الهی هستند. برخی دیگر از مظاهر معنوی، هویت ادراکی دارند؛ مانند ادراکات. همچنین امیال و ملکات روحانی، از قبیل عفو، صدق، ایمان و یقین، از مظاهر معنوی اسماء الهی به شمار می‌آیند. پس اسماء الهی هم در عالم ماده ظهور دارند و هم در عالم معنا.

  • اسم طهور در عالم ماده و معنا:

نکتهٔ دیگر آن است که اسم «طهور» در عالم ماده در ارتباط با تطهیر به کار می‌رود. در امور محسوس، برای پاک کردن و از میان بردن نجاسات مادی، تطهیر از راه آب انجام می‌شود. از این رو، آب مظهر اسم طهور، طاهر و مطهر است و کار تطهیر را انجام می‌دهد.

در عالم معنا نیز نفوس مجرد، هنگامی که از گناه دور می‌شوند، مظهر اسم طهور و طاهر قرار می‌گیرند. ترک گناه و تخلیه از رذایل، و نیز تحصیل فضایل، همه از مظاهر اسم طهور در عالم هستی هستند. بنابراین، اسم طهور هم در پاک‌سازی مادی و هم در تطهیر معنوی تجلی دارد.

  • اعضای بدن انسان به عنوان مظاهر اسماء الهی:

انسان به طور طبیعی دارای دو دست است. در یک نگاه تأویلی، دست راست مظهر جمال الهی و دست چپ مظهر جلال الهی است. در نگاهی دیگر، هنگامی که دو دست در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و قدرتی را اعمال می‌کنند، هر دو مظهر جلال الهی خواهند بود. همچنین اگر هر یک از دست‌ها و انگشتان آن به طور جداگانه و از حیث زیبایی نگریسته شوند، مظهر جمال الهی‌اند. پس دستان انسان، هم جمال و هم جلال الهی را نشان می‌دهند.

دست‌های انسان مظهر اسم قادر و قدرت الهی هستند، زیرا قدرت از طریق دست‌ها ظهور و بروز پیدا می‌کند. از سوی دیگر، وقتی دو دست انسان یکدیگر را می‌شویند، هر دو دست مظهر اسم طهور قرار می‌گیرند. در اینجا تطهیر با قدرت همراه است؛ زیرا اگر اراده و قدرت نباشد، تطهیر نیز تحقق نمی‌یابد. بنابراین، تطهیر بر پایهٔ قدرت استوار است و اسم طاهر و مطهر در زیرمجموعهٔ اسم قادر قرار می‌گیرد.

  • نسبت نظافت و طهارت:

در اینجا باید میان نظافت و طهارت تفاوت گذاشت. نظافت به پاک شدن از آلودگی‌های ظاهری و شری نشان می‌دهد، در حالی که طهارت، پاک شدن بدن از نجاسات ظاهری است. پس تنظیف شدن با تطهیر شدن یکسان نیست و نظافت نیز با طهارت تفاوت دارد.

دست‌های ما واسطهٔ طهارت هستند و عامل حقیقی تطهیر، آب است. آب از مطهرات به شمار می‌رود و نقش فاعلی دارد، در حالی که دست‌ها نقش وساطت را در تطهیر ایفا می‌کنند. به این ترتیب، تطهیر از راه آب صورت می‌گیرد و با ابزار دست‌ها انجام می‌شود. از همین رو، دست‌ها ابزارها و واسطه‌های تحقق اسم طهور در عالم ماده‌اند.

  • کثرت مظاهر برای یک اسم:

یک عضو می‌تواند مظهر اسماء متعددی باشد، اما از هر جهت، مظهر یک اسم خاص است. به بیان دیگر، یک عضو از جهات مختلف، مظاهر گوناگون دارد. دست انسان در عین حال که مظهر اسم قادر است، مظهر اسماء جلال و جمال نیز هست.

خداوند آب را می‌آفریند و تطهیر را از مجرای آب ظاهر می‌سازد تا اسم طهور مظهر مادی داشته باشد. همچنین آتش را می‌آفریند تا اسم طهور مظهر دیگری پیدا کند. آب به گونه‌ای تطهیر می‌کند و آتش به گونه‌ای دیگر؛ آتش از راه سوختن و سوزاندن، و آب از راه ازالهٔ نجاست، پاک‌سازی را انجام می‌دهند.

خاک، آب و نمک‌زار نیز از مطهرات و تطهیرکننده‌ها هستند. پس یک اسم می‌تواند مظاهر مادی متعددی داشته باشد؛ چنان‌که اسم طهور هم در آب ظهور دارد، هم در آتش، هم در خاک و هم در نمک‌زار.

  • محدودهٔ ظهور اسماء در مراتب هستی:

برخی اسماء الهی در همهٔ مراتب هستی مظهر دارند؛ یعنی هم در عالم مادی، هم در عالم برزخی و هم در عالم عقلی ظهور می‌یابند. برخی دیگر تنها در بعضی مراتب مظهر دارند. ممکن است اسمی در مرتبهٔ عقلی مظهر داشته باشد، اما مظهر مثالی نداشته باشد؛ یا مظهر مثالی داشته باشد، ولی در عالم ماده ظهور پیدا نکند.

بر این اساس، هر آنچه در عالم مافوق وجود دارد، لزوماً در عالم نازل‌تر حاضر نیست. همهٔ حقایق برزخی در عالم محسوس نازل نشده‌اند، و همهٔ حقایق عقلی نیز در عالم مثال تنزل پیدا نکرده‌اند. همچنین همهٔ حقایقی که در علم الهی وجود دارند، در عالم عقل مظهر ندارند. حتی آنچه در علم ذات به ذات است، با آنچه در علم حق به فعل ظاهر شده، تفاوت مرتبه دارد. از همین جا روشن می‌شود که برخی اسماء مظهر مثالی دارند و مظهر مادی ندارند، و برخی دیگر در چند مرتبه ظهور می‌یابند. این یک قاعدهٔ عام و فراگیر است.

  • اعضای بدن و قوای انسانی به عنوان مجاری اسماء:

در اعضای بدن انسان نیز مظاهر اسماء الهی مشاهده می‌شود. چشم محل ظهور اسم بصیر است، گوش مظهر اسم سمیع است، دست‌ها مظهر اسم قادر هستند، قوهٔ خیال مظهر اسم مصور است و عقل مظهر اسم علیم است. پاها نیز مظهر قدرت الهی و مظهر اسم قیوم الهی‌اند. قلب مظهر اسم حی است و مغز انسان مظهر اسم علیم به شمار می‌آید. مظهریت مادی اسم حی در قلب و مظهریت مادی اسم علیم در مغز است. در عین حال، مظهریت معنوی اسم علیم در قوهٔ عاقله و مظهریت معنوی اسم مصور در قوهٔ خیال تحقق می‌یابد.

  • دعای کمیل و حضور فراگیر الهی:

در دعای کمیل، از زبان حضرت امیر (ع) می‌شنویم که می‌فرماید: «اللهم إنی أسئلک بأسمائک التی ملأت أرکان کل شیء.» این عبارت ناظر به حضور عام الهی در همهٔ مراتب و مظاهر و مخلوقات است؛ یعنی حقیقت واحد الهی همهٔ هستی را فرا گرفته و با اسماء خود پر کرده است. در فراز دیگری می‌فرماید: «اللهم إنی أسئلک برحمتک التی وسعت کل شیء.» این نیز به رحمت واسعهٔ الهی اشاره دارد که هر شیئی را فرا گرفته است. وجود هر چیز، رحمت الهی است و هستی هر موجود، تجلی اسم رحمان محسوب می‌شود. از این جهت، رحمت الهی رحمت وجودی است و وسعت آن شامل همهٔ اشیاء می‌شود.

  • اشاره به وسعت علم و رحمت الهی:

مؤید این معنا، آیه‌ای است که می‌فرماید: «ووسع ربی علماً و رحمهً.» علم الهی وسعت دارد و رحمت الهی نیز وسعت دارد. این رحمت، رحمت رحمانیه است و این علم، علم در مقام فعل است که همان علم فعلی الهی به شمار می‌آید.

  • قوای بدن در پالایش و تطهیر:

برخی از اعضای بدن، تصفیهٔ خون را انجام می‌دهند و زمینهٔ تنظیف بدن را فراهم می‌سازند. همچنین اعضایی وجود دارند که فضلات و زوائد را از بدن دفع می‌کنند و این کار را به وسیلهٔ قوهٔ دافعه انجام می‌دهند. این قوه، مظهر تنظیف و تطهیر است و زمینهٔ طهارت را در بدن فراهم می‌کند. قوهٔ دافعه، فضلات، زوائد و نجاسات را از بدن دفع می‌نماید. این قوه، مظهر اسم طاهر و مطهر است. همان‌گونه که پالایش و پیرایش غذاها و میوه‌ها در بدن‌های مادی انجام می‌شود، بدن نیز مواد غیرضروری را از خود خارج می‌کند. این وظیفهٔ قوهٔ دافعه است و نشان می‌دهد که قوهٔ دافعه در پالایش و تطهیر بدن دخالت دارد.

  • جذب و دفع به عنوان جلوه‌های جمال و جلال:

هر نوع دفع، چه دفع مادی و چه دفع معنوی، جلوه‌ای از جلال الهی است؛ همان‌گونه که هر نوع جذب، چه جذب غذای مادی و چه جذب غذای معنوی برای تکمیل بدن و روح، جلوه‌ای از جمال الهی است. قوهٔ جاذبه مظهر جمال الهی است و قوهٔ دافعه مظهر جلال الهی.

وقتی غذایی جذب می‌شود، این جذب نشانهٔ جمال است. همچنین هنگامی که فضیلت، کمال، خلق، ملکه، ادراک یا حسنی وارد روح می‌شود و با روح عینیت پیدا می‌کند، تجلی اسم جمال الهی است.

  • احکام الهی و اعتبارات جمال و جلال:

احکام الهی هم هویت جلالی دارند و هم هویت جمالی. یک حکم ممکن است از یک جهت جلالی باشد و از جهت دیگر جمالی. همچنین یک عبادت می‌تواند از جهتی هویت جلالی و از جهتی هویت جمالی داشته باشد. پس احکام الهی دارای هویت‌های متفاوت‌اند، و این تفاوت بر اساس اعتبارات مختلف است.

  • جمع‌بندی مطالب این بخش:

اسماء الهی در اعضای بدن تجلی می‌کنند و یک عضو می‌تواند از چند جهت مظهر چند اسم الهی باشد. بنابراین، اعضا و جوارح انسان مظهر اسماء الهی‌اند. همچنین قوای روحانی نفس نیز مظهر اسماء الهی هستند. قوهٔ جاذبه، دافعه، قاضیه، نامیه و ماسکه همگی از مظاهر اسماء فعلی‌اند. قوهٔ خیال و عقل نیز از مظاهر اسماء الهی محسوب می‌شوند. پس اسماء الهی هم مظاهر محسوس دارند و هم مظاهر معنوی. مظاهر معنوی اسماء الهی یا ذات مجردات‌اند، یا ادراکات، یا ملکات، یا امیال روحانی. همچنین یک اسم ممکن است مظاهر محسوس مادی متعددی داشته باشد؛ مانند اسم طاهر و طهور که آب، خاک، آتش و نمک‌زار از مظاهر مادی آن هستند. این، قاعده‌ای عام برای همهٔ اسماء الهی است.

گفتارهای مشابه