آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • احکام اشیا و تجلی اسماء الهی در عالم

احکام اشیا و تجلی اسماء الهی در عالم

  • پیوند اشیا با اسماء الهی:

عنوان این بحث، «احکام اشیا، تنزّل احکام اسماء» است. هر چیزی به واسطه بحث اسمائی معنا و جایگاه پیدا می‌کند. هر موجودی با اسماءالله موجودیت و وجود می‌یابد و در ارتباط با اسماءالله، هویت وجودی پیدا می‌کند. معنای هر چیز نیز با اسماءالله تحقق می‌یابد؛ یعنی هر چیزی را می‌توان به واسطه اسماءالله تبیین، تحلیل و معنا کرد.

  • شناخت وجود، ماهیت و عدم:

وجود را به وسیله خودِ وجود می‌شناسیم؛ زیرا هستی، خودْ خویشتن را معرفی می‌کند. بنابراین، وجود، مبیّن وجود است. ماهیت را نیز با کمک وجود می‌شناسیم؛ پس ماهیت به وسیله وجود شناخته می‌شود. عدم را نیز از طریق وجود می‌شناسیم و در ذهن، برای آن هویتی وجودی در نظر می‌گیریم؛ ازاین‌رو، شناخت آن نیز به واسطه وجود صورت می‌گیرد. هر چیزی به وسیله وجود معنا پیدا می‌کند و موجود می‌شود. موجود بودن ماهیت نیز به وجود است؛ ماهیت قائم به وجود است و وجود به واسطه ماهیت ظهور می‌یابد. هماهنگی میان وجود و ماهیت سبب سرایت احکام وجود به ماهیت می‌شود.

  • سرایت احکام اشیا به احکام اسماء:

بنابراین، اگر احکام اشیا شناخته شوند، احکام اسماء نیز شناخته خواهند شد. هر شیء مادی احکام خاص، ویژگی‌های نوعی و فردی ویژه‌ای دارد که با ساختار ذاتی آن متناسب است. حتی ویژگی‌های هر موجود، اعم از مادی یا مجرد، متناسب با ساختار ذاتی خود اوست. احکام هر شیء مانند ساختار ذاتی آن است، از متن و حقیقت همان شیء برآمده و بر خود آن شیء حاکم است.

  • احکام اشیا به مثابه تنزّل اسماءالله:

احکام هر شیء به نحوی با اسماءالله تناسب دارد. ازاین‌رو گفته می‌شود که «احکام اشیا، تنزّل اسماءالله هستند». احکام اشیا از احکام اسماء جدا نیستند و از آن‌ها ریشه گرفته‌اند؛ زیرا حقیقت و هویت هر شیء از اسماءالله سرچشمه می‌گیرد. بنابراین، فروع و شئون هر شیء نیز از فروع و شئون اسماءالله ریشه گرفته است.

  • جنبه‌های مختلف اشیای مادی:

هر شیء مادی را می‌توان از جنبه‌های گوناگون مورد بررسی قرار داد. جنبه‌های متعدد و متفاوت یک شیء مادی، به صورت اسمی، با یکی از اسماءالله مرتبط می‌شوند و آن اسم، ظهور مادی همان جنبه است.

  • آب و ظهور اسماء الهی در آن:

برای روشن‌تر شدن مطلب، آب و آتش را مثال می‌زنیم. آب از جهت پاک‌کنندگی و تطهیر، هم پاک‌کننده است و هم شست‌وشو دهنده. شست‌وشوی آب یعنی پاک کردن آلودگی‌ها، کثیفی‌ها و گردوغبار؛ و تطهیر آب یعنی پاک کردن نجاست. بنابراین، آب به دلیل تطهیر و تنظیفی که انجام می‌دهد، مظهر اسم «طَهور» و «طاهر» است. آب هم عین نجاست را از بین می‌برد و هم عین آلودگی و کثافت را برطرف می‌کند. در نتیجه، شیء را به فضای پاکیزگی و تطهیر نزدیک می‌سازد. اسم «مطهّر» نیز در واقع از لوازم اسماء تطهیری است.

  • آب به عنوان مظهر حرکت، نفوذ، رحمت و تربیت:

آب از جهت طاهر بودن، مظهر اسم «طَهور» است. از جهت روان و سیّال بودن، حرکت داشتن و جاری شدن، مظهر اسماء الهی مربوط به حرکت و جریان است. از جهت نفوذ در خاک و شن، مظهر اسم الهی «نافذ» است. از جهت مرطوب کردن، خنک ساختن و نفوذ در خاک، آب و گیاه، مظهر اسم «رحیم» است؛ زیرا اسم رحیم به گونه‌ای در نفوذ و ورود آب ظهور می‌یابد.

آب از جهت رفع آتش و برطرف کردن تشنگی، مظهر اسم «ساقی» است. از جهت آنکه موجب رشد گیاهان و افزایش حجم آن‌ها می‌شود، مظهر اسم «رب» است. نیاز به افزایش حجم گیاه، افزایش کمیت شاخه‌ها، ساقه، تنه و ریشه، از اسم «رب» سرچشمه می‌گیرد. همچنین از آن جهت که سبب رشد گیاهان می‌شود، مظهر اسم «رشید» است.

  • کشف احکام آب به منزله کشف اسماء:

بنابراین، هر یک از احکام و ویژگی‌های آب، مظهر اسمی از اسماءالله است. کشف احکام اشیا، در حقیقت کشف احکام اسماءالله است. حرکت و گردیدن هر قطره آب، جزئی از ساختار ذاتی آن است و از اسمی از اسماءالله حکایت می‌کند. پیوستگی قطرات آب با یکدیگر نیز از ساختار ذاتی آن حکایت دارد و تجلّی اسم «احدیت» است. این موارد تنها به عنوان نمونه بیان شد.

  • آتش و ظهور اسماء الهی در آن:

آتش نیز از مطهّرات است و مظهر اسم «طَهور» و «طاهر» به شمار می‌رود؛ زیرا سبب پاک شدن نجاست می‌شود. آتش و حرارت، از مطهّرات و مظهر اسم «طاهر» و «مطهّر» هستند. از جهت نفوذ آتش در اشیا، جلوه اسم الهی «نافذ» مشاهده می‌شود.

  • تفاوت‌های ساختاری اشیا و ریشه الهی آن‌ها:

آب رنگ ندارد، اما آتش جرم و جسم دارد. آتش جرم ندارد، اما رنگین است. هرکدام از این دو، ساختار مادی ویژه‌ای دارند. ساختار ذاتی هر شیء، سبب پیدایش احکام خاص همان شیء می‌شود. در ابتدا، اسماءالله ساختار اشیا را شکل داده‌اند و متناسب با اسماء خود، ساختار ذاتی اشیا را سامان و تنظیم کرده‌اند.

  • شناخت اسماء از راه ساختارها:

از همین جهت، انسان با مشاهده نوع ساختارها و با روش علّی و علمی، به نوع اسماءالله توجه پیدا می‌کند. خداوند ساختارها را متناسب با نوع اسماء خود تنظیم و طراحی می‌کند. در دعا آمده است:(اللهم إنی أسألک بأسمائک التی ملأت أرکان کل شیء.)

یعنی: «خداوندا، از تو به واسطه اسماءت درخواست می‌کنم؛ همان اسمائی که ارکان هر چیزی را پر کرده‌اند.»

  • نسبت وجود و ماهیت:

وجود در ماهیت ظهور می‌کند و ظهور وجود به ماهیت است؛ همان‌گونه که قوام و استواری ماهیت نیز به وجود است. وجود و ماهیت در هر مرتبه و نشئه‌ای با یکدیگر متحدند و قابل تفکیک از هم نیستند. در هر نشئه‌ای، ماهیت قائم به وجود است و وجود ظهور خود را در ماهیت نشان می‌دهد.

  • اسماء الهی و کلی طبیعی:

این نکته اهمیت فراوانی دارد: ظهور وجود در ماهیت است. نسبت‌های متفاوت وجود، همان اسماءالله هستند و ماهیت به صورت کلی طبیعی ظهور می‌کند. به عبارت دیگر، اسماءالله همان وجودند که در ماهیت ظهور می‌کنند؛ یعنی اسماءالله به صورت کلی طبیعی ظاهر می‌شوند. طبیعت هر شیء و کلی طبیعی آن، در حقیقت همان ماهیت آن شیء است. طبیعت هر شیء همان اسماءالله است و ساختار ذاتی اشیا نیز همان اسماءالله است.

  • روابط تکوینی در مرکبات و موجودات مجرد:

در مرکبی مانند درخت نیز روابط تکوینی میان شاخه، ساقه، تنه، ریشه، برگ و میوه، همان اسماءالله است. در موجود مجرد بسیطی مانند نفس نیز روابط تکمیلی حقیقت آن موجود و روابط تکوینی آن با قوای خود، همان اسماءالله است.

  • تمایلات، ادراکات و قوای انسان:

تمایلات موجود در انسان‌ها، اسماءالله هستند. ادراکات انسان‌ها نیز از اسماءالله سرچشمه می‌گیرند و قوای وجودی ما نیز جلوه‌ای از اسماءالله‌اند. استحکام سنگ‌ها، تجلّی اسم «حکیم» است. نرمی برخی اشیا، تجلّی اسم «رحیم» است. مرکب بودن برخی اشیا، مانند اورانیوم، تجلّی صمدیت حضرت حق است. ثبات موجودات مجرد نیز از اسم «ثابت» حکایت می‌کند.

  • ثبات هویت اشیا و حرکت تکاملی آن‌ها:

هر چیزی خودش، خودش است و هرچقدر با حرکت جوهری ذاتی و تکاملی کامل‌تر شود، نوعیت و حتی فردیت خود را از دست نخواهد داد. اینکه هر شیء، خودش، خودش است، جلوه اسم ثابت الهی است. این ویژگی نوعی تشبّه به حضرت حق دارد؛ هرچند نسبت به او صرف و محض نیست. «ثابت» نیز اسمی از اسماءالله است. بنابراین، هر حالت موجود مخلوق، جلوه‌ای اسمی از اسماءالله است.

  • امتداد موجودات در عوالم سه‌گانه:

هر شیء در عوالم سه‌گانه دارای امتداد طولی و حقیقتی تشکیکی است و این نیز تجلّی اسماءالله به شمار می‌رود. اینکه یک شیء امتداد اصلی و جرمی دارد، مانند اشیای عالم طبیعت، تجلّی اسم «واسع» است. موجودات آسمانی که دارای امتداد حجمی هستند، از اسم «رافع» بهره دارند. موجود مجردی که در قوای خود و همچنین در بدنش سَریان دارد، تجلّی اسم الهی «خبیر» است.

گفتارهای مشابه