آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • نظام واحد عالم و تجلی اسماء الهی در هستی

نظام واحد عالم و تجلی اسماء الهی در هستی

  • وحدت عالم و پیوستگی مراتب هستی:

یکی از قواعد بنیادی و کلی نظام خلقت این است که عالم، دارای نظاماتی بسیار گسترده و ریشه‌دار است. همهٔ مخلوقات عالم در حکم یک عالم و یک جهان هستند و این جهان، بیش از یک نظام کلی ندارد. علت این امر آن است که میان مراتب عالم و مظاهر آن، پیوستگی و اتصال برقرار است. همین اتصال و پیوستگی باعث می‌شود که کل هستی یک عالم باشد و یک جهان واحد را تشکیل دهد. اگر میان مراتب و مظاهر عالم، گسستگی وجود داشت، با عوالم نامتناهی روبه‌رو می‌شدیم؛ اما چون چنین نیست و میان مراتب عالم، اتصال ذاتی و دائمی برقرار است، در نتیجه کل هستی، عالم واحد است. عالم واحد نیز نظام واحدی دارد و آن نظام، یک نظام کلی و گسترده است.

  • نظام واحد و ربّ واحد:

پس ما با عالم واحد و نظام واحد روبه‌رو هستیم و نظام واحد، ربّ واحد می‌خواهد. ربّ واحد همان معبود واحد است. بنابراین جهت پرستش همهٔ هستی متوجه یک ذات نامتناهی است. این وحدت در نظام عالم، نشان می‌دهد که همهٔ موجودات در نهایت به یک حقیقت برمی‌گردند و از یک سرچشمهٔ واحد بهره‌مندند.

  • رابطه‌های وجودی و تجلی اسماء الهی:

این پیوستگی‌ها، نشانهٔ مناسبات وجودی بین اشیاء هستند. از طرف دیگر، همین پیوستگی‌ها و نظامات وجودی، تجلّیات اسماءالله به شمار می‌آیند. بنابراین هر جا رابطه‌ای وجود دارد، آن رابطه صرفاً یک پیوند ساده و سطحی نیست، بلکه رابطه‌ای وجودی و تکوینی است و نشانهٔ تجلی یکی از اسماء الهی محسوب می‌شود.

به بیان دیگر، یک نحوه ظهور اسماء الهی در این رابطه‌ها جریان دارد. از این رو، کشف هر رابطهٔ وجودی، در واقع کشف یکی از اسماء الهی است. همچنین کشف هر قاعدهٔ علمی، کشف یکی از اسماء الهی به شمار می‌آید. از طریق قواعد و رابطه‌ها، ما به حضور اسماءالله پی می‌بریم.

  • حضور اسماءالله در سراسر هستی:

اسماءالله تمام ساحات هستی را از جهت ذات، صفات و افعال پر می‌کنند. تمام هستی به هم پیوسته است، زیرا همگی از سنخ واحدند. به همین سبب میان آن‌ها پیوستگی وجود دارد و در نتیجه، همهٔ هستی یک عالم بیشتر نیست؛ یعنی یک هستی و یک نظام بیشتر وجود ندارد. این رابطه‌ها با توجه ایجاد حضرت حق شکل می‌گیرند. حق تعالی از مسیر اسماءالله، رابطه‌های تکوینی و نظامات را تجلی می‌دهد. ما نیز با اندیشیدن، این نظامات را می‌شناسیم. کثرت این نظامات وجودی، نشانهٔ کثرت نیاز مخلوقات به خالق است.

  • نظامات تکوینی به منزلهٔ آیات الهی:

نظامات و رابطه‌های تکوینی، همان آیات الهی در اشیاء هستند. جهان از جهت نظامات، یک آیت کلی است و عالم، از جهت جهان بودن، یک آیت کلی الهی محسوب می‌شود. بزرگ‌ترین آیت الهی خودِ وجود است؛ یعنی خودِ وجود مخلوقات. یعنی هستی هر شیء، بزرگ‌ترین آیت و نشانهٔ حق است. اصلِ هستی هر شیء، نشانهٔ هستی حضرت حق است. خداوند، هوالحق است؛ و تحقق هر شیء و هستی هر شیء، نشانهٔ هستی حضرت حق است.

  • علم و نسبت آن با اسماء الهی:

ما به تعداد اسماءالله، علم داریم. بنابراین علم به احکام اسمِ علیم غیر از علم به احکام اسمِ حکیم است؛ و علم به احکام اسمِ رازق با علم به احکام اسمِ قابض و باسط متفاوت است. در نهایت، همهٔ علوم به علوم وجودی بازمی‌گردند. هر اسمی، نظامی را شکل می‌دهد و با هر اسم، یک نظام تکوینی پیدا می‌شود. همچنین با هر اسم، نوعی ربوبیت تحقق می‌یابد. پس علم از وجود آغاز می‌شود، زیرا حضور از وجود آغاز می‌شود. نظام نیز از وجود آغاز می‌شود، چون وجود عین نظام و پیوستگی است.

  • سامان‌یافتن بی‌نهایت رابطه‌های وجودی:

بی‌نهایت رابطهٔ وجودی را یک ذات شکل می‌دهد. یعنی ذات الهی، بی‌نهایت رابطهٔ وجودی را در مرتبهٔ فعل سامان می‌دهد. بنابراین نظامات اشیاء، تجلیات اسماء الهی هستند. نظامات اشیاء، عین ذات حق و نظامات اشیاء، عین وجود هر شیء هستند.  یعنی رابطه‌های تکوینی که در مخلوقات تعبیه شده‌اند، از ذات مخلوق جدا نیستند، بلکه با ذات آن عینیت، یگانگی و وحدت دارند. همهٔ اسماءالله، نحوه‌های وجودند. همهٔ اسماءالله، رابطه‌های خالق با مخلوق‌اند.

  • اشیاء به مثابهٔ عین‌الربط و آیت حق:

بیرون از وجود، وجود اشیاء نظامی شکل نمی‌گیرد. اشیاء از جنبه‌های وجودی، عین‌الربط به حق هستند. از همین جنبهٔ وجودی است که حق را نشان می‌دهند، آیت حق‌اند، نظامات را شکل می‌دهند و یک عالم محسوب می‌شوند. همچنین از همین جهت، یک نظام واحد را سامان می‌دهند.

گفتارهای مشابه