آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • نظام اشیا، تفاوت استعدادها، و وحدت نهایی هستی

نظام اشیا، تفاوت استعدادها، و وحدت نهایی هستی

  •  هر شیء، نظام خاص خود را دارد:

هر شیئی نظام خاصی دارد. در عالم خلقت، عالم ماده جایگاه ویژه خود را دارد و هر شیء مادی، هر مرکب طبیعی که دارای اجزای مادی است، ساختاری دارد که آن ساختار، نظام خاصی را به وجود می‌آورد؛ یعنی متناسب با همان ساختار مادی، نظامی ویژه شکل می‌گیرد. به بیان دیگر، یک نظام فردی و شخصی از درون خود آن شیء ناشی می‌شود.

  •  تفاوت مرکب طبیعی و مرکب صناعی:

مجموعه اجزای یک مرکب طبیعی، ساختار خاصی را شکل می‌دهد. مرکب طبیعی، همان حقیقت مادی است که خداوند آن را انشاء و ایجاد می‌کند. در مقابل، مرکب صناعی وجود دارد که انسان آن را می‌سازد. خداوند هستی‌بخشی می‌کند، اما انسان متناسب با آنچه موجود است، الگو می‌برداری می‌کند و اشیا را در کنار هم می‌چیند. پس نظام‌های اشیا از درون خود اشیا شکل می‌گیرد.

  • اختارهای متفاوت، نظام‌های متفاوت:

به سبب تفاوت اجزای درونی هر شیء مادی، ما با تفاوت در ساختارهای مادی روبه‌رو هستیم. و چون ساختارهای مادی متفاوت‌اند، زیربناها نیز متفاوت می‌شوند و در نتیجه، نظام‌های اشیا نیز با یکدیگر فرق می‌کنند. یعنی تفاوت ساختارها، سبب پیدایش تفاوت در نظام اشیا می‌شود. این تفاوت نظام‌ها نیز موجب تفاوت در روابط تکوینی اشیا با یکدیگر می‌گردد و همچنین تفاوت در تأثیرگذاری، فعل و انفعال، و دریافت اشیا را به دنبال دارد.

  • تفاوت استعدادها و حکمت الهی:

تفاوت ساختارها باعث می‌شود استعداد اشیا متفاوت گردد، دریافت آن‌ها متفاوت شود و سیر و حرکت آن‌ها نیز یکسان نباشد. اگر همه اشیا در همه انواع، استعداد یکسان و واحدی داشته باشند، آن‌گاه این استعداد یکسان، ساختار یکسان، نظام یکسان، رابطه یکسان و تأثیر یکسان را ایجاد می‌کند و این امر، نوعی بی‌نظمی و عدم حکمت در عالم را به وجود می‌آورد. یکی از جلوه‌های انصاف خداوند و یکی از نشانه‌های حکمت و ربوبیت حق در عالم، تفاوت استعدادها است.

  •  تفاوت استعدادها و مسیر تکامل موجودات:

تفاوت استعدادها از تفاوت ساختارها ناشی می‌شود و این تفاوت استعدادها سبب می‌شود سیر اشیا، حرکت اشیا و حرکت تکاملی آن‌ها متفاوت باشد. غایت اشیا، چرخش و گردش و دوران آن‌ها متفاوت خواهد بود و هر یک مراتب مختلف، منازل مختلف و مراحل متفاوتی از کمال را طی می‌کنند. این تنوع استعدادها که باعث کثرت ساختارها می‌شود، جلوه‌ای از حکمت و ربوبیت الهی است و باعث می‌شود نیازهای متعدد موجودات عالم ماده برطرف شود.

  •  کثرت استعدادها، لطف ویژه الهی:

کثرت استعداد و تنوع استعدادها، یک لطف ویژه الهی است که موجب می‌شود نیازهای متنوع و متعدد موجودات برطرف گردد. پس هر شیء مادی با مجموعه ویژگی‌هایی که در عالم دارد، به واسطه ساختار واحد خود، نظام واحد و ارتباطات ویژه‌ای را پدید می‌آورد. این از حکمت الهی و ربوبیت حضرت حق است که در هر شیء، متناسب با اجزایی که درون آن قرار می‌دهد، نظامی، استعدادی و ساختاری را شکل می‌دهد.

  •  هر شیء، عالمی خاص برای خود:

هر شیئی که نظام خاصی دارد، در حقیقت دارای استعداد خاص و عالم خاصی است. یعنی هر شیء برای خود، عالمی ویژه و جهانی خاص است که بر اساس مجموعه ویژگی‌های خود، در عالم مسیر سیر و کمال و تعالی را طی می‌کند. این، یک نوع نگاه به پدیده‌هاست که می‌توان آن را نگاه جزءنگر نامید.

  • همه مخلوقات، مظاهر یک جهان واحد:

تمام مخلوقات چه مادی و چه مجرد، چه موجودات طبیعی، چه برزخی و چه مجردات عقلی مجموعه‌ای از مخلوقات هستند که همگی مظاهر یک جهان به شمار می‌آیند. همه آن‌ها یک جهان واحد دارند و آن جهان وجود است. این نگاه، نگاهی وجودبین است؛ نگاهی که ماهیت‌ها را سبب جدایی و تفکیک اشیا از هم نمی‌داند و مراتب را نیز از هم جدا نمی‌کند.

  •  پیوستگی ذاتی موجودات:

همه اشیا از هم جدایی ندارند، بلکه پیوستگی ذاتی با یکدیگر دارند و ارتباط و اتصال ذاتی میان آن‌ها برقرار است. بر اساس آن اشتراک ذاتی که همان وجود داشتن است، همگی نظام واحد، جهان واحد و رابطه‌های واحدی دارند و در نهایت، یک جهان واحد را شکل می‌دهند. پس مجموعه نظام خلقت، نظامی واحد است؛ زیرا جهان، واحد است و این نظام واحد، با مدیر و مدبر واحدی شکل گرفته است.

  •  سیر واحد و غایت واحد:

وقتی جهان واحد باشد و نظام واحد باشد، دیگر سیرهای گوناگون و مستقل وجود نخواهد داشت، بلکه یک سیر مشخص و واحد مطرح است. وقتی سیر واحد شد، حرکت نیز واحد می‌شود و در نتیجه، غایت آن‌ها نیز یکی است و آن رسیدن به ذات الهی است. بر اساس این نگاه، مجموعه خلقت می‌خواهند به حضرت حق برسند، به ذات الهی منتهی شوند و اسماء الهی حق را ملاقات کنند.

  •  مشاهده وحدت در پسِ کثرت:

در این نگاه، ما فقط اشتراکات را می‌بینیم و تمایزات، تفاوت‌ها و کثرت‌هایی را که ناشی از ماهیت‌ها می‌شود و باعث تفکیک ظاهری اشیا از یکدیگر است، در مرتبه اصلی نمی‌نشانیم. بلکه هستی ساری در اشیا و وجود جاری در آن‌ها را می‌بینیم؛ وجودی که یک حقیقت است و در سراسر هستی پخش، ساری و جاری است. این وجود واحد در هر جا به شکلی ظاهر شده و ظهورات متفاوت پیدا کرده است، اما در حقیقت، هستی یکی است.

  •  جمع‌بندی:

تفاوت‌ها و مظاهر، چیزی جز جلوه‌های همان ذات واحد نیستند. ثمره سیر جهان واحد، حرکت به سوی ذات واحد الهی است.

گفتارهای مشابه