- مقدمه:
هر شیء در نظام هستی دارای زبان تبیینکننده مخصوص به خود است و بر اساس قاعده «لکل شیء لسان»، هر موجودی متناسب با نحوه و مرتبه وجودی خویش، زبان تبیین ویژهای دارد. در واقع، نحوه وجود هر پدیده، تعیینکننده زبان تبیین آن است. این نحوه وجود همواره با شاگرد وجودی آن همراه بوده و بر او ظاهر و آشکار میگردد؛ بنابراین، شیوه هستی هر شیء همان زبان گویای اوست و هر پدیداری از حقیقت و درونمایه خود سخن میگوید. هر موجودی بر مبنای طریق و مرتبه وجودیاش دست به بیان و ابراز خویش میزند.
- ابعاد و گستره وجودی اشیاء:
حقیقت وجودی یک شیء که سازنده جهان و مرتبه اوست، مجموعهای منسجم از ملکات، ادراکات، شاگردیهای وجودی، افعال و احوال وجودی آن پدیده را شامل میشود. بر همین اساس است که تکرار میگردد هر شیء زبان تبیین خود را داراست و این زبان تبیینکننده، در حقیقت خودِ آن شیء و مرتبه هستی آن است.
- تبیین الهی و تجلی اسما در عالم هستی:
خداوند متعال نیز زبان تبیین مخصوص به خود را داراست و ذات مقدس خویش را به واسطه اسما و صفاتش توصیف مینماید. در واقع، پروردگار خود تبیینکننده حقیقت خویش است. در این میان، هر پدیده در جهان مظهر اسم مبارک «مبین» (آشکارکننده) الهی است و با هستی خود، تبیینگر حقایق است. ظهور و پیدایش هر شیء، در حقیقت ظهور و تجلی وجود آن است؛ چرا که ظهور، امری ذاتی برای وجود به شمار میرود و فرضِ وجود بدون ظهور علنی، فرضی بیمعنا و ناممکن است.
- توصیف ذات از طریق صفات و افعال:
توصیف ذات یک شیء به واسطه اوصاف، احوال، افعال، ملکات و شاگردهای آن، در واقع همان توصیف حقیقی ذات آن شیء است. این توصیف ذات در مرتبه نخست به واسطه صفات و ادراکات حاصل میشود و توصیف شیء، انطباق کاملی با تبیین آن دارد. خداوند متعال خود مبین و روشنگر است. بر این اساس، اینکه بیان میشود اشیاء و پدیدهها همگی جلوههای اسماء جلال و جمال الهی هستند، در حقیقت همان تبیین وجود حقتعالی است و حضرت حق، تبیین هر شیء را با اوصاف خویش بیان میدارد.