آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • قیامت به‌عنوان یوم‌الجمع

قیامت به‌عنوان یوم‌الجمع

  •  قیامت به‌عنوان یوم‌الجمع:

قیامت روز گردآمدن همه انسان‌ها، از نخستین فرد تا آخرین فرد، معرفی می‌شود. علت این اجتماع آن است که هر عمل انسانی، تنها به خودِ شخص محدود نیست، بلکه در امتداد کل نظام انسانی و در نسبت با همه افراد معنا پیدا می‌کند. برای آن‌که آثار و نتایج اعمال یک فرد به‌صورت کامل سنجیده شود، باید همه انسان‌ها در صحنه قیامت حضور داشته باشند. از این‌رو، قیامت محل ظهور کامل آثار اعمال و صحنه ارزیابی نهایی حقیقت رفتار انسان است.

  •  تجلی اسماء الهی در احوال قیامت:

همه احوال وجودی انسان در قیامت، جلوه و تجلی اسماء الهی دانسته می‌شود. نام‌هایی که برای قیامت بیان شده‌اند، مانند یوم‌التلاق، یوم‌الحسره و یوم‌النداء، هر یک ناظر به ظهوری از حقیقت الهی‌اند. انسان این اسماء را نه صرفاً در بیرون، بلکه در باطن و درون خود نیز احساس می‌کند. بدین ترتیب، هر عنوانی که برای قیامت آمده است، بیانگر وجهی از آشکارشدن حقیقت الهی در آن روز است.

  •  ریشه داشتن احوال قیامت در زندگی دنیا:

حالات انسان در برزخ و قیامت از وضعیت او در دنیا سرچشمه می‌گیرد. اعمال، عادت‌ها، گرایش‌ها و حالات روحی انسان در عالم ماده، در عالم ملکوت به شکلی متناسب با حقیقت باطنی خود ظاهر می‌شوند. از این منظر، ملکوت قیامت چیزی بیگانه از اعمال انسان نیست، بلکه صورت آشکار و باطنی همان اعمال و ملکات دنیوی است که در آن جهان به ظهور می‌رسد.

  •  نبود امکان عذرخواهی و توبه در قیامت:

در قیامت عذرخواهی و توبه‌کردن معنا ندارد. علت این مسئله آن است که در آن مرحله، نظام جزا تحقق یافته و خودِ عمل انسان در برابر او ظاهر شده است. قیامت محل تغییر دادن پرونده اعمال نیست، بلکه جای آشکارشدن حقیقت اعمال و نتایج قطعی آن‌هاست. از همین رو، آنچه در دنیا امکان اصلاح و بازگشت دارد، در قیامت به مرحله ظهور و داوری رسیده است.

  •  تثبیت روح در قیامت:

روح انسان در قیامت تثبیت‌شده و استوار است و چیز تازه‌ای به اصل شخصیت او افزوده نمی‌شود. این ثبات، از قواعد عالم ملکوت دانسته می‌شود. تجلی اسم «سرمد» موجب ابدیت ارواح و تجلی اسم «ثابت» موجب ثبات و قرارگرفتن آن‌ها در مقام خاص خویش می‌گردد. در نتیجه، شخصیت و تشخص انسان در قیامت محفوظ می‌ماند و هر روح در جایگاهی متناسب با حقیقت خود قرار می‌گیرد.

  •  یافتن حقایق و رفع حجاب‌ها:

یافتن حقایق در قیامت، پیش از هر چیز به معنای برطرف‌شدن غفلت و کناررفتن حجاب‌هاست. با برداشته‌شدن این حجاب‌ها، انسان به حقایقی دست می‌یابد که پیش‌تر نیز وجود داشته‌اند، اما او به سبب غفلت آن‌ها را نمی‌دیده است. در این‌جا دو نوع حجاب مطرح می‌شود.

  •  حجاب اعمال:

اعمال نادرست و آثار آن‌ها میان انسان و حقیقت، حجاب ایجاد می‌کنند. سختی‌ها و عذاب‌های برزخی و قیامتی به‌تدریج موجب تطهیر نفس و کاستن از این حجاب می‌شوند. این تطهیر، تناسب و سنخیت لازم میان انسان و عالم ملکوت را فراهم می‌سازد.

  •  حجاب مرتبه:

برای برخی افراد، تعیینات و محدودیت‌های مربوط به مراتب مادی و برزخی نیز برطرف می‌شود. انسان از توجه به بخشی از این محدودیت‌ها فاصله می‌گیرد و حقیقت را فراتر از قیود مرتبه‌ای مشاهده می‌کند.

  •  نقش تکرار اعمال در شکل‌گیری ملکات:

تکرار یک عمل باعث می‌شود آن عمل در قلب و روح انسان رسوخ کند. عملی که بر اثر تکرار به ملکه تبدیل شده است، در قیامت به صورت ملکوتی انسان تبدیل می‌شود. بر این اساس، تکرار رفتارها تنها به افزایش عمل ظاهری نمی‌انجامد، بلکه صفت و ساختار روحی می‌سازد. همچنین تکرار گناهان کوچک می‌تواند آن‌ها را به گناه کبیره تبدیل کند. از همین جهت، توبه برای جلوگیری از تثبیت و بزرگ‌شدن گناهان صغیره ضروری دانسته می‌شود.

  • مراتب معرفت در دنیا و ملکوت:

هر معرفت در عالم دنیا مبانی و احکام خاص خود را دارد. در عالم ملکوت نیز معرفت‌ها دارای مراتب، محکم و متشابه‌اند. هر معرفت متشابه باید به معرفتی محکم‌تر از خود بازگردانده شود. این قاعده هم در دنیا و هم در قیامت برقرار است. فهم معرفت‌های نظری باید از بدیهیات و محکمات آغاز شود، زیرا بدیهیات، زمینه و مقدمه فهم نظریات‌اند. از محکمات نیز می‌توان فروع و نتایج معرفتی را استخراج و انتزاع کرد.

  •  مراتب مختلف یوم‌الجمع:

جمعه دارای مراتب وجودی است و در هر عالم، مرتبه‌ای از یک حقیقت واحد ظهور می‌کند. روز جمعه، یوم‌الظهور، یوم‌الرجعت و یوم‌القیامت، مراتب مختلف یک حقیقت معرفی می‌شوند. این حقیقت، ظهور خودِ حق تعالی است. در این چارچوب، ظهور امام زمان نیز به‌عنوان یکی از مراتب ظهور حقیقت حق و یوم‌الجمع مطرح می‌شود. روز جمعه، نازل‌ترین مرتبه یوم‌الجمع دانسته می‌شود.

  • فاعلیت حقیقی خداوند در جهان:

جهان استقلال ذاتی در اثرگذاری ندارد و موجودات، مظاهر وجود و قدرت الهی‌اند. برای نمونه، آب ذاتاً سیراب‌کننده نیست، بلکه خداوند اثر سیراب‌کنندگی را در آب ظاهر می‌سازد. همچنین آتش به‌طور مستقل سوزاننده نیست، بلکه خداوند اثر سوزاندن را در آتش جاری می‌کند. بنابراین، آثار موجودات از حق تعالی سرچشمه می‌گیرد، نه از ذات مستقل اشیاء.

  •  تجلی اسماء الهی در درد، بیماری، غذا و شفا:

خداوند با اسماء گوناگون خود آثار مختلفی را در جهان پدید می‌آورد. اسم «مطعم» اثر غذا دادن را ایجاد می‌کند، اسم «ساقی» اثر سیراب‌کردن را، اسم «ضار» ایجاد درد یا بیماری را، و اسم «شافی» ایجاد درمان و شفا را. از این منظر، بیماری، درد، درمان، غذا و سیرابی همگی تجلیات اسماء الهی‌اند. هر اسم الهی شأنی خاص را در روح انسان پدید می‌آورد.

  •  فلسفه عبودیت:

فلسفه عبادت و بندگی، ایجاد تناسب و تطابق میان روح انسان و عالم هستی، به‌ویژه عالم غیب، بیان می‌شود. تشریعات الهی انسان را برای هماهنگی با ساختار عالم غیب آماده می‌کنند. عبادت، روح را از نظر وجودی با حقیقت عالم و مراتب ملکوتی هم‌سنخ می‌سازد.

گفتارهای مشابه