- مقدمه:
مقصود این است که هر موجودی در عالم، دین، آیین، ساختار و نظام ویژهای دارد. چون هر شیء دارای ساختار مشخص و معینی است، بنابراین بر اساس همان ساختار، دستورالعمل و برنامه خاص خود را نیز داراست. به بیان دیگر، هر شیء دارای دستورالعمل حیات و برنامه رشد و تکامل مخصوص به خود است و حرکت جوهری و سیر وجودی آن نیز از همین ساختار ویژه تبعیت میکند.
- نظامهای وجودی هر شیء:
هر شیء دارای نظام جذب مشخص است و جذب و دفع آن بهصورت منظم و قانونمند انجام میشود. همچنین هر شیء نظام سیر وجودی خاصی دارد، دارای نظام تعالی و نیز نظام تنزل وجودی است. افزون بر این، در هر شیء نظام تبدیل و تبدل ذاتی نیز جریان دارد. از این رو میتوان گفت که هر موجودی در عالم، مجموعهای از نظامات خاص را در خود دارد و همین امر نشان میدهد که هر شیء در حقیقت آیین ویژهای دارد.
- شاکله و ساختار وجودی اشیا:
وقتی گفته میشود هر شیء آیین دارد، یعنی هر شیء دارای شاکلهای خاص و ساختار وجودی ویژهای است. هر موجودی روابط تکوینی، نظامات تکوینی و رتبه وجودی مشخصی در عالم دارد. احکام و قواعد هر شیء نیز از متن همین ساختار وجودی و نظامات او برمیخیزد. این ساختار وجودی و نظامات، از متن مادیت آن شیء انتزاع میشود. بنابراین، احکام هر موجود، متناسب با ویژگیها و ساختار خاص خود اوست.
- برنامه صورتگری و جهاز وجودی:
هر شیء دارای برنامه صورتگری مشخصی است؛ یعنی نظامی دارد که قوه و استعدادهای آن را به فعلیت میرساند و آن را به اعضا و جوارح متناسب تبدیل میکند. هر موجود، اندامها و تجهیزات خاص خود را دارد و آنچه از آن به جهاز وجودی تعبیر میشود، همان ساختار مادی و اندامهای ویژه آن شیء است. همچنین هر شیء دارای نظام قبض و بسط مشخصی است که این نظام هم در ساحت مادی و هم در ساحت معنوی جریان دارد. اگر موجودی روحانیت و روح داشته باشد، قبض و بسط او نیز معنوی خواهد بود، و اگر تنها جسمیت داشته باشد، نظام قبض و بسط او مادی خواهد بود.
- هدایت تکوینی و نحوه وجود:
نحوه هدایت تکوینی هر شیء نیز بر اساس همان آیین و ساختار وجودی او تعیین میشود. آیین هر شیء تابع ساختار وجودی اوست و ساختار وجودی او نیز بر حسب نوع وجودش شکل میگیرد. بنابراین، هر شیء دین و آیین خاصی دارد، زیرا هر شیء دارای نحوه وجود خاص است. این نحوه وجود میتواند مادی، مجرد برزخی یا مجرد عقلی باشد. به همین دلیل، همه نظامات یک شیء تابع نحوه وجود خاص آن شیء هستند؛ یعنی تابع اینکه آن شیء چه هویتی دارد و چگونه موجود است.
- آغاز و مسیر تکامل هر شیء:
آغاز خلقت هر شیء، نقطهای مشخص دارد و تکامل هر شیء نیز دارای نقطه و نظام معینی است. هر موجودی مراحل رشد خاص خود را طی میکند و این مراحل از نقطهای آغاز شده و تا نقطهای دیگر ادامه مییابد. هر شیء با اشیای دیگر نیز ارتباط دارد؛ ارتباطی که هم وجودی است و هم معنوی. افزون بر آن، هر شیء افعال خاصی دارد و افعال آن نیز نظاممند است.
- نظاممندی افعال موجودات:
برای هر فعلی از افعال یک شیء، نظامی خاص وجود دارد. دیدن یک نظام است، شنیدن یک نظام است، لمس کردن نظامی خاص دارد، بوییدن و چشیدن نیز هر یک نظام مخصوص خود را دارند. همچنین صورتگری، تخیل، تعقل و ادراک حضوری نیز همگی دارای نظاماند. بنابراین، همه افعال اشیاء جهتمند، هدفدار و دارای مسیر مشخص هستند.
- نتیجه کلی: نفی هرج و مرج در عالم:
نتیجه آنکه هیچ شیئی در عالم هستی بینظام نیست و هیچ موجودی بدون آیین و برنامه نیست. برای هر شیء، آیین داخلی، دین داخلی و نظامات مشخص وجود دارد. از اینرو، در عالم هیچچیز بیهوده یا بیهدف نیست. همه چیز هدفمند و غایتمند است و برای هر موجودی برنامهای خاص از همه جهت مقرر شده است. این نظام و برنامه، بر اساس حکمت و ربوبیت الهی شکل گرفته است؛ خدایی که حکیم، نظامآفرین، ربالعالمین، و دارای قدرت و اراده است، این نظامها را برای هر شیء تدبیر و تعبیه کرده است.
- ارتباط نظام هستی با امامت:
از این جهت که هر شیء در عالم هستی نظاممند است، گفته میشود که هر شیء امام دارد. زیرا امام، نظامدهنده و سامانبخش است. همانگونه که گفته میشود: الامامه نظام الأمه، امامت نظام امت است. امام، از جهت امامت خود، نظام را در اشیا ایجاد میکند؛ هم در تکوینیات و هم در تشریعیات. از همین رو، هم امامت تکوینی و هم امامت تشریعی، هر دو دارای نظام مشخصاند.
- غایت نهایی موجودات:
پس در عالم، هیچ شیئی بیهدف و بیبرنامه نیست. همه اشیاء هدف، برنامه و غایت دارند و هیچچیز در عالم، چه در ساحت تشریع و چه در ساحت تکوین، در حالت هرج و مرج قرار ندارد. همه اعضای عالم هستی دارای هدف و غایت معیناند و در حرکت خود به سوی کمال ازلی و ابدی خویش پیش میروند.