آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • انس با طبیعت و پیوند انسان با مراتب هستی

انس با طبیعت و پیوند انسان با مراتب هستی

  • انس با طبیعت:

انسان به‌حسب فطرت، با طبیعت سنخیت دارد و می‌تواند با آن رابطه‌ای زنده، واقعی و حضوری برقرار کند. طبیعت در این نگاه، صرفاً مجموعه‌ای از اشیا و عناصر مادی نیست، بلکه موجودی دارای حیات، نشاط و معناست. هنگامی که انسان با طبیعت انس می‌گیرد، در حقیقت با مرتبه‌ای از هستی مواجه می‌شود که می‌تواند به او حیات معنوی ببخشد و جان او را از خشکی و بی‌روحی برهاند.

  • گسست رابطه طبیعی در اثر فرهنگ و تکنولوژی غرب:

بر اساس این بیان، فرهنگ و تکنولوژی غرب سبب شده‌اند که رابطه طبیعی انسان با طبیعت دچار اختلال شود. در چنین فضایی، به‌جای آنکه انسان با طبیعت مأنوس گردد، رابطه‌ای تکنیکی و ابزاری با آن پیدا می‌کند. این نوع مواجهه، طبیعت را از جایگاه زنده و دارای معنا به سطح یک ابزار قابل تصرف و کنترل فرو می‌کاهد و در نتیجه، آن انس فطری و اصیل میان انسان و طبیعت تضعیف می‌شود.

  • طبیعت؛ هم مظهر جلال و هم مظهر جمال:

یک وجه آن جلالی است؛ یعنی طبیعت می‌تواند عامل تطهیر، پالایش و تزکیه روح انسان باشد. مواجهه با این وجه از طبیعت، انسان را از آلودگی‌ها و ناخالصی‌ها پاک می‌کند و او را به نوعی تنبه و بیداری می‌رساند. وجه دیگر طبیعت، جمالی است؛ یعنی طبیعت موجب انس، الفت، آرامش و آرام‌گرفتن جان انسان می‌شود. این دو وجه در کنار یکدیگر نشان می‌دهند که طبیعت هم محل تربیت و تهذیب است و هم زمینه‌ساز محبت و آرامش.

  • عبادات بدنی و پیوند با طبیعت و ملکوت:

در ادامه توضیح داده می‌شود که عبادات بدنی مانند نماز، روزه و جهاد، تنها اعمالی ظاهری و فقهی نیستند، بلکه آثار وجودی و تربیتی عمیقی دارند. این عبادات از یک سو انسان را با طبیعت و جنبه‌های طبیعی وجود خویش مرتبط می‌کنند و از سوی دیگر، او را با عالم ملکوت و حقیقت مأنوس می‌سازند. بنابراین، عبادت صحیح فقط یک عمل تشریعی نیست، بلکه راهی برای اتصال انسان به مراتب بالاتر وجود است.

  • آثار تکوینی احکام الهی:

احکام الهی دارای آثار تکوینی‌اند و تنها در سطح دستور و تکلیف باقی نمی‌مانند. هر حکم عبادی، روح و جسم انسان را درگیر می‌کند و او را با مراتب مختلف هستی مرتبط می‌سازد. از این منظر، عبادت و حکم الهی صرفاً برای یک مرتبه خاص از وجود انسان وضع نشده است، بلکه اثر آن در تمام مراتب وجودی انسان جاری می‌شود. به همین دلیل، عبادت حقیقی می‌تواند همه ساحت‌های انسان را تحت تأثیر قرار دهد و او را به سوی کمال سوق دهد.

  • وحدت تشریع و تکوین:

در نهایت بیان می‌شود که تشریعات و تکوینیات دو جلوه از یک نور واحد الهی‌اند. یعنی آنچه در حوزه حکم و شریعت بیان می‌شود، از حقیقتی برخاسته که در ساحت تکوین نیز حضور دارد. بر این اساس، میان قانون الهی و نظام آفرینش جدایی حقیقی وجود ندارد، بلکه هر دو بیانگر یک حقیقت واحدند که در دو عرصه متفاوت ظهور کرده است.

گفتارهای مشابه