- نظام درونی و ساختار ویژه مرکبات طبیعی:
در عالم خلقت، عالم ماده جایگاه ویژه خود را دارد و هر شیء مادی و هر مرکب طبیعی، دارای اجزای مادی و ساختاری است که این ساختار، نظام خاصی را به وجود میآورد؛ یعنی متناسب با آن ساختار مادی، نظام خاصی وجود دارد که یک نظام فردی و شخصی بوده و از درون آن شیء ناشی میشود. مجموعه اجزای یک مرکب طبیعی، ساختار خاصی را شکل میدهد. مرکب طبیعی آن حقیقتی مادی است که خداوند آن را انشا و ایجاد میکند و هستی میبخشد؛ در مقابل آن، مرکب صناعی قرار دارد که انسان آن را میسازد و انسان متناسب با آنچه وجود دارد الگوبرداری کرده و اشیاء را در کنار هم قرار میدهد. پس نظامات اشیاء از درون آنها شکل میگیرد.
- تأثیر تفاوت ساختارها بر روابط تکوینی و دریافت اشیاء:
به دلیل تفاوت در اجزای درونی هر شیء مادی، ما با تفاوت ساختارهای مادی مواجه هستیم و از آنجایی که ساختارهای مادی و زیربناها متفاوت هستند، نظامات اشیاء نیز متفاوت میشوند. به عبارت دیگر، تفاوت ساختارها باعث پیدایش تفاوت در نظام اشیاء میگردد و این تفاوت نظامات، موجب تفاوت در رابطههای تکوینی اشیاء با یکدیگر میشود. این امر همچنین سبب تفاوت در میزان تأثیرگذاری، فعل و انفعال و دریافت اشیاء میگردد. تفاوت ساختارها باعث میشود که استعداد اشیاء، نحوه دریافت آنها و سیر حرکتشان متفاوت باشد.
- تنوع استعدادها به عنوان جلوه حکمت و ربوبیت الهی:
اگر همه اشیاء در همه انواع، استعداد یکسان و واحدی داشته باشند، این استعداد یکسان موجب ایجاد ساختار، نظام، رابطه و تأثیر یکسانی میگردد و این امر عدم مدیریت و فقدان حکمت در عالم را به وجود میآورد. یکی از الطاف خداوند و یکی از جلوههای حکمت و ربوبیت حق در عالم، همین تفاوت استعدادها است. تفاوت استعدادها از تفاوت ساختارها ناشی میشود و این امر باعث میگردد که سیر حرکت و حرکت تکاملی اشیاء متفاوت باشد و غایت، چرخش، گردش و دوران آنها با یکدیگر تفاوت داشته باشد تا بتوانند مراتب، منازل و مراحل متفاوتی از کمال را طی کنند. این تنوع استعدادها که باعث کثرت ساختارها میشود، جلوه حکمت و ربوبیت الهی است و موجب برطرف شدن نیازهای متعدد موجودات عالم ماده میگردد. کثرت و تنوع استعدادها یک لطف ویژه الهی است که سبب برطرف شدن تعدد و تنوع نیازها میشود.
- ارتباط نظام واحد و جهان اختصاصی هر شیء:
بنابراین، هر شیء مادی با مجموعه ویژگیهایی که در عالم دارد، ساختار واحد، نظام واحد و ارتباطات واحدی را موجب میشود. این حکمت الهی و ربوبیت حضرت حق است که در هر شیئی متناسب با اجزایی که در آن قرار میدهد، نظام، استعداد و ساختاری را شکل میدهد. هر شیئی که نظام خاصی دارد، در حقیقت به این معناست که استعداد خاص و عالم خاصی دارد؛ یعنی هر شیئی برای خود عالم و جهان خاصی است که بر اساس مجموعه ویژگیهای خود در عالم، مسیر سیر، کمال و تعالی را طی میکند. این یک نگاه جزءنگر به پدیدهها است.
- جهان وجود و اتصال ذاتی تمامی مخلوقات:
بر اساس نگاه دیگری که ما به اشیاء عالم داریم، تمام مخلوقات اعم از مادی، مجرد، موجودات طبیعی، برزخی و مجردات عقلی، همگی مظاهر یک جهان هستند و جهان واحدی دارند که همان «جهان وجود» است. این نگاه، نگاه «وجودبینی» است که در آن، ماهیتها باعث جدایی و تفکیک اشیاء و مراتب از یکدیگر نمیشوند. بر اساس این دیدگاه، تمام اشیاء از یکدیگر جدا نیستند، بلکه پیوستگی، ارتباط و اتصال ذاتی با یکدیگر دارند. بر اساس این اشتراک ذاتی که به معنای وجود داشتن است، همگی نظام واحد، جهان واحد و رابطههای واحدی دارند و جهان واحدی را شکل میدهند.
- حرکت و سیر غایی نظام واحد هستی به سوی ذات حق:
بنابراین، مجموعه نظام خلقت یک نظام واحد است، زیرا جهان واحدی است و آن نظام واحد با مدیر و مدبر واحدی شکل میگیرد. هنگامی که جهان و نظام واحد باشد، یک سیر مشخص و یک سیر واحد بیشتر نخواهند داشت. زمانی که سیر و حرکت واحد باشد، غایت آنها نیز یگانه و واحد است و آن رسیدن به ذات الهی میباشد. بر اساس این نگاه، مجموعه خلقت میخواهند به حضرت حق برسند، به ذات الهی منتهی شوند و اسماء الهی حق را ملاقات کنند. در این نگاه، ما تنها اشتراکات را میبینیم و تمایزات، تفاوتها و کثرتهایی که ناشی از ماهیات است و باعث تفکیک ظاهری میشود را در نظر نمیگیریم؛ بلکه هستی ساری و وجود جاری در اشیاء را مشاهده میکنیم که یک وجود است که در تمام هستی پخش، پراکنده، ساری و جاری است و آن وجود واحد در هر جایی به شکلی ظاهر شده و ظهورات متفاوتی دارد. هستی یگانه است، پس یک جهان، یک نظام، یک سیر، یک غایت و یک ذات وجود دارد و مظاهر، صرفاً جلوههای همان یک ذات هستند و ثمره سیر جهان واحد، حرکت به سوی ذات واحد الهی است.