- حقیقت امامت به عنوان تجلی تصرف:
این محتوا در رابطه با امامت، ناظر به دو ساحت مهم است: یکی تجلی تصرفی و دیگری تجلی تمثلی. مسئله امامت در باب تصرف، موضوعی بسیار عمیق و گسترده است که فهم آن نیازمند درک یک سلسله مبانی و مقدمات اساسی است. نخستین مقدمه، توجه به حقیقت نفس و ویژگی تجرد آن است. نفس انسانی حقیقتی مجرد است و همین تجرد، زمینه احاطه آن را فراهم میکند. هر موجود مجردی نسبت به متعلق خود محیط است و از همین احاطه، ولایت و قدرت تصرف حاصل میشود. بنابراین، تجرد مساوی است با احاطه، ولایت و تصرف در متعلق. از آنجا که تجرد دارای مراتب و درجات مختلف است، احاطه، ولایت و تصرف نیز دارای مراتب و شدت و ضعف خواهند بود.
- نسبت نفس و بدن و اصل ولایت تکوینی:
تجرد نفس باعث میشود که ماده و بدن تحت تبعیت و اطاعت نفس قرار گیرد. بدن انسان در تحت ولایت نفس است و نفس نسبت به بدن، ولیّ و متصرف به شمار میآید. این تصرف، یک تصرف تکوینی و غیرارادی است که انسان آن را به صورت حضوری در خود احساس میکند؛ یعنی هر انسانی مییابد که بدن او تحت تدبیر و مدیریت نفس او قرار دارد. علاوه بر این تصرف طبیعی، نوع دیگری از تصرف نیز ممکن است که نفس، در اثر طهارت، تزکیه و لطافت روح به آن دست مییابد. در این صورت، تصرف از حالت طبیعی فراتر رفته و به تصرف ارادی تبدیل میشود. انسان میتواند دایره احاطه نفس خود را اعمال کند؛ هم بر بدن خویش و هم بر نفوس و ابدان دیگران. هر اندازه طهارت نفس شدیدتر شود، حوزه این تصرف گستردهتر خواهد شد.
- مراتب تصرف و امتداد تجرد نفس:
تصرف در حقیقت، امتداد تجرد نفس است. نفس میتواند در سیر تکاملی خود، دایره تصرف را تا جایی گسترش دهد که به مرتبه انشاء و ایجاد برسد. نفوس نباتی، حیوانی و انسانی همگی به اندازه مراتب وجودی خود، دارای نوعی تصرف هستند؛ حداقل آن، تصرف در بدن خویش است. اگر روح، قوت ذاتی پیدا کند و دامنه تصرف آن وسعت یابد، میتواند بر ابدان دیگر، نفوس دیگر و حتی بر مراتب گوناگون وجودی انسانها مانند حس، خیال، عقل و قلب احاطه پیدا کند. تصرف دارای اشکال، ابعاد و مراتب متنوعی است و فهم حقیقی آن صرفاً با عقل نظری ممکن نیست.
- تقدم تجربه حضوری تصرف بر تحلیل عقلی:
انسان تا زمانی که بر بدن خود تصرف ارادی پیدا نکند، نمیتواند در بدن یا نفس دیگران و یا در عالم هستی تصرف کند. بنابراین، شناخت تصرف باید از درون انسان آغاز شود. انسان باید حقیقت تصرف نفس را ابتدا به علم حضوری در خود درک کند و سپس به تحلیل عقلی آن بپردازد. یکی از روابط بنیادین نفس و بدن، رابطه تصرفی است. نفس محیط بر بدن است، در آن تصرف میکند و انسان این حقیقت را به صورت حضوری درک مینماید. این، نتیجه همان تجرد نفس و ولایت ناشی از آن است.
- مقام تصرف در امامت و ولایت معصوم:
یکی از مقامات امام معصوم، مقام تصرف است. این تصرف در مراتب گوناگون جسم، خیال، عقل و قلب تحقق مییابد. امام میتواند در جسمانیت و حتی جمادیت اشیاء تصرف کند. به عنوان نمونه، امتداد دادن نور چشم یا وسعتبخشیدن به قوه بینایی، یکی از اشکال تصرف است. به طور طبیعی، دیدن، شنیدن و سایر ادراکات حسی دارای محدودیت مکانی و مادی هستند؛ اما ولیّ خدا میتواند این محدودیتها را بردارد و حجاب مکان را حذف کند. این امتداد دادن دیدن، شنیدن، بوییدن و حتی لمس، از مراتب تصرف ولایی است؛ به گونهای که جنبههای مادی ادراک حذف میشود.
- کمال امام در مراتب وجودی و شأن تکمیلی او:
امام معصوم در هر مرتبه وجودی، دارای تمامیت و شمول آن مرتبه است. بدن امام، کاملترین و جامعترین بدن است و هیچ نقص و خللی در جسمانیت او وجود ندارد. ادراکات حسی او در بالاترین درجه کمال قرار دارند. بدن امام تحت تدبیر عالیترین مراتب نفس ناطقه است؛ از اینرو، کمال جسمانی او نتیجه کمال روحی اوست. علاوه بر کامل بودن، امام مُکمِّل دیگران نیز هست. او میتواند نقائص نفوس دیگران را به واسطه ولایت خود جبران کند. همین معنا در مرتبه خیال نیز صادق است؛ امام کاملترین و لطیفترین خیال را داراست و میتواند خیال دیگران را تکمیل کند و آن را تا عالم مثال و برزخ امتداد دهد.
- تصرف در عالم خیال، عقل و قلب:
امام قادر است صور مثالی را در خیال خویش و دیگران انشاء کند و قوه خیال انسانها را به سیر در عالم برزخ ببرد. این، تصرف ولایی در مرتبه خیال است. همچنین امام میتواند در مرتبه عقل، معانی را در اذهان دیگران ایجاد کند و عقل انسانها را تکمیل نماید. افزون بر آن، امام توان تصرف در قلب انسانها را دارد و میتواند آنان را به دریافتهای غیبی، ملکوتی و الهی برساند. هر قوه ادراکی از حس و خیال گرفته تا عقل و قلب قابلیت امتداد دارد و امام میتواند آن را تا نهایت ظهور و کمالش سیر دهد. حتی اصل روح و ذات انسان نیز میتواند تحت سیر ولایی امام قرار گیرد.
- عبودیت محض و منشأ اطاعت عالم:
ریشه همه این تصرفات، عبودیت کامل امام نسبت به حق تعالی است. چون امام عبد محض خداوند است، خداوند نیز عالم را مطیع او قرار میدهد. این یک قانون الهی است: خداوند، عبد مطیع را چنان کرامت میدهد که دیگران و اشیاء تابع اراده او میشوند. در این مرتبه، امام میتواند در اشیاء تصرف اساسی انجام دهد؛ مردگان را زنده کند، بیماران را شفا دهد، ساختار طبیعت را تغییر دهد، جنسیت اجسام را دگرگون سازد، جمادات را به نطق آورد و همه موجودات را به اطاعت درآورد.
- اتحاد نفوس و ارتباط وجودی با امام:
امام قدرت ایجاد احساس، ادراک و فهم واحد در میان نفوس مختلف را دارد. او میتواند نفوس انسانها را در خیال، عقل و حتی حس با یکدیگر مرتبط سازد. نمونه این اتحاد روحانی، درک درد دندان پیامبر توسط اویس قرنی است، که نشاندهنده اتحاد نفوس در ساحت ولایت است. بدن امام کاملاً متحد با روح اوست و چون روح او در عالیترین مراتب ملکوتی قرار دارد، تماس و ارتباط با بدن امام، نوعی اتصال با کل عالم هستی ایجاد میکند. به همین دلیل، لمس بدن امام یا دست کشیدن او بر سر افراد، میتواند منشأ کمال و حتی اعجاز باشد.