- حقیقت اشیاء بهعنوان تجلی اسماء الهی:
اسماء الهی نور الهیاند و در اشیاء حضور دارند. هر شیئی دارای نوعی نورانیت است و این نورانیت، نوری از اسماء الهی به شمار میآید. هر موجود در عالم، حقیقت، معنویت و روحانیتی دارد که این حقیقت و نورانیت، از نوری ناشی میشود که اسم الهیِ حاضر و متجلی در آن است. آن اسم، سلطان و ولیّ آن شیء محسوب میشود. به بیان دیگر، هر اسمی که در شیئی تجلی مییابد، در آن شیء ولایت، سلطنت و حاکمیت دارد.
- حقیقت محمدیه و سریان ولایت مطلقه در عالم:
به بیان دقیقتر، حقیقت محمدیه (ص) در مقام تجلی فعلی، هر شیئی را مظهر اسمی از اسماء الهی قرار داده است. اسماء الهی، مظاهر ولایت مطلقهٔ الهی هستند و هر اسم، شأنی از شئون ولایت مطلقه به حساب میآید. هنگامی که هر اسمی در هر شیئی ظهور و تجلی میکند، این ظهور همراه با ولایت، سلطنت و دولت است. بدین معنا، حقیقت محمدیه به ولایت مطلقهٔ الهی در تمام اشیای عالم سریان و جریان دارد.
- ولایت مطلقه بهعنوان تار و پود عالم هستی:
ردّ پای امامت، ولایت و حقیقت محمدیه را باید در همهٔ اشیای عالم جستوجو کرد. تا تار و پود اشیای عالم هستی، ولایت مطلقهٔ الهی جریان دارد. هر شیء در تمام حقیقت وجودی خود، تجلی اسمی از اسماء الهی است و آن اسم، از مجرای ولایت مطلقه تحقق یافته است. ولیّ مطلق، یعنی حقیقت محمدیه، نور ولایت مطلقه را در همهٔ اشیاء افاضه کرده و هر اسم الهی که در شیئی جلوه کرده است، نشانهای از این غلبه و ولایت است.
- تبیین رابطهٔ حق و عالم با مثال دریا و موج:
ولایت مطلقه در ذات، وجود و صفات اشیاء سریان دارد. این اصل عرفانی بیان میکند که ولیّ مطلق با همهٔ مخلوقات، اعم از جمادات، نباتات و حیوانات، معیت دارد. برای تبیین رابطهٔ حق با عالم، از مثالهای محسوس استفاده میشود؛ همانند رابطهٔ دریا و موج. موج، تعین و تشخص آب و ظهور آن است و عالم نیز تعین و تشخص ظهور حق است. عالم هستی از قوا و شئونات حضرت حق نشأت گرفته است.
- عینالربط بودن موجودات با حق:
عالم، رابطهٔ حق و خلق را آشکار میکند و این رابطه باید در خود عالم جستوجو شود. هر شیء عینالربط به حق است و از جنبهٔ وجودی خود، عین اتصال به حق محسوب میشود. جنبههای وجودی اشیاء همان اسماء الهی هستند. هر اسمی که در شیئی مستقر میشود، در آن مظهر تعین و تقید مییابد؛ علم، حیات، قدرت و ارادهٔ مقید، همگی متصل به علم، حیات و قدرت مطلق الهیاند.
- اسماء الهی بهعنوان راه شناخت حق:
زیبایی، حیات و کمالی که در هر شیء دیده میشود، راه و مسیر شناخت زیبایی و کمال مطلق است. هر اسم الهی در هر شیء، طریقی است که به اصل، ریشه و معدن خود اشاره دارد. همهٔ مخلوقات از این قاعده پیروی میکنند و جنبههای وجودی اشیاء، عین اتصال به حق هستند.
- نفس انسان و اسم غالب الهی:
نفس هر انسان و «سرّ» او، مظهر اسمی از اسماء الهی است. ربّ نفس هر شخص و ربّ سرّ او، همان اسم الهی است که بر حقیقت وجودیاش غلبه دارد. از طریق شناخت مقام سرّ هر شخص، میتوان دریافت که حقیقت او، مظهر غلبهٔ کدام اسم الهی است. ازاینرو، نفس انسان واسطهٔ شناخت حق به شمار میآید.
- شاکلهٔ الهی و انطباق همهٔ موجودات با اسماء:
همهٔ موجودات مطابق اسماء الهی خلق شدهاند: «کلٌّ یعملُ علی شاکلتِه». شاکلهٔ الهی همان علم و اسماء الهی است و هیچ چیزی خارج از این چارچوب وجود ندارد. افعال، احوال، اموال، صفات، ملکات و حتی ذات انسان، همگی با اسماء الهی انطباق دارند. خداوند عالم را بر اساس اسماء خود مدیریت میکند و چیزی جدای از اسماء الهی در نظام هستی وجود ندارد؛ عین و علم با یکدیگر تطابق دارند.
- بدایت و نهایت اشیاء در اندیشهٔ عرفانی:
بر اساس بیان ابن عربی، خاتمهٔ هر شیء عین سابقهٔ آن است. هر موجودی از اصلی ظهور کرده و نهایتاً به همان اصل بازمیگردد. بدن انسان از خاک است و پس از تحولات بسیار به خاک بازمیگردد، و نفس ناطقه از عالم غیب و ملکوت است و به همان عالم رجوع میکند. پایان هر موجودی با آغاز آن سنخیت و تناسب دارد و هیچ موجودی از اصل خود جدا نیست.
- اسماء الهی بهعنوان سبب رابط بین حق و خلق:
میان بدایت و نهایت هر شیء، رابطه و سببی وجود دارد و آن سبب، اسماء الهی هستند. اگر این سبب رابط میان خالق و مخلوق وجود نداشته باشد، میان حق و خلق تباین و تمایز کامل ایجاد میشود. اسماء الهی واسطهٔ ارتباط میان حق و خلق هستند؛ از این مسیر، هم حق شناخته میشود و هم خلق. خداوند از طریق اسماء خود با مخلوقات رابطه برقرار میکند و فیض، ایجاد، تدبیر، تکمیل و بقای عالم نیز از همین مجرا صورت میگیرد.