آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • امامت؛ راه ارتباط با حقیقت انسان و ولایت الهی

امامت؛ راه ارتباط با حقیقت انسان و ولایت الهی

  • بیان موضوع امامت و ضرورت شناخت صحیح امام:

مقصود از شناخت امام، شناخت ظاهری، تاریخی یا صرفاً اسمی نیست، بلکه شناخت حقیقت امام، شناخت روح امام و شناخت نفس امام مورد نظر است. اصل در بحث ارتباط با امامت، توجه به حقیقت امام است و حقیقت امام همان روح امام و روحانیت وجود امام است. اگر قرار باشد ارتباطی حقیقی و معنادار با امام برقرار شود، این ارتباط باید با روح امام برقرار گردد.

  • ضرورت سنخیت روحی برای ارتباط با امام:

برای ارتباط با روح امام، تناسب و سنخیت لازم است. یعنی روح انسان باید به روح امام نزدیک شود. این نزدیکی، امری تصادفی یا صرفاً احساسی نیست، بلکه نیازمند تغییر و تجدیدنظر اساسی در خلقیات، اعمال، افکار، اندیشه‌ها، صفات و ملکات اخلاقی انسان است. تا زمانی که این سنخیت ایجاد نشود، ارتباط واقعی برقرار نخواهد شد. بنابراین در ارتباط با معصوم، شرط اساسی، ایجاد مناسبت و هماهنگی روحی است؛ به گونه‌ای که انسان بتواند به مراتبی از روح امام نزدیک شود.

  • اصلاح نگاه انسان به حقیقت امامت:

در گام نخست، لازم است شناخت انسان از امامت اصلاح شود. باید مشخص شود که امام معصوم چه مقامی دارد و در چه مرتبه‌ای از مراتب وجود قرار گرفته است. ارتباط با هر حقیقتی تابع نحوه وجود آن حقیقت است. برای برقراری ارتباط با امام، باید دانست امام چه نحوه وجودی دارد. آیا امام صرفاً در مرتبه ماده قرار دارد؟ آیا در حد موجودات ملکوتی مانند فرشتگان است؟ یا در مرتبه مجردات برزخی، مجردات عقلی، یا در مرتبه فرشتگان مقرّب مانند جبرئیل و میکائیل قرار دارد؟ آیا مقام امام در حد ملائکه مقرّب است یا بالاتر از آن؟ یا مقام ارتباط با علم الهی، اسماء و صفات الهی، و نهایتاً ارتباط با ذات الهی را داراست؟ همه این مراتب باید روشن شود تا ارتباط با روح امام معنا پیدا کند.

  • مراتب ارتباط با حقیقت امام:

هر نوع ارتباطی با هر حقیقتی، متناسب با مراتب وجودی آن حقیقت است. ارتباط معنوی با روح امام نیز نیازمند شرایط خاص روحی، لوازم معنوی و آمادگی‌های باطنی است. این ارتباط دارای مراتب و درجات مختلف است. در بحث ارتباط با امام معصوم، چند نکته اساسی وجود دارد: نخست آنکه ارتباط، توجه دوطرفه است. یعنی دو نفس، دو روح و دو حقیقت زنده و دارای شعور به یکدیگر توجه می‌کنند. امام موجودی زنده، آگاه و صاحب ادراک است که توجه انسان را درک می‌کند و می‌یابد. دوم آنکه باید ظرفیت وجودی دو طرف لحاظ شود؛ هم ظرفیت انسان و هم مقام و رتبه وجودی امام. سوم آنکه ارتباط، همواره با دریافت و عطای معنوی همراه است. ارتباط با امام برای بهره‌مندی از عطایای روحانی است.

  • اشتراک روحانی و نقش محبت در ارتباط با امام:

امکان ارتباط با امام وجود دارد و اساس این ارتباط، اشتراک روحانی است. این اشتراک همان سنخیت و تناسب است که پیوند ایجاد می‌کند. انسان از طریق حبّ و محبت و با توجه قلبی می‌تواند این سنخیت را ایجاد کند. محبت ورزیدن به امام، خود عین ارتباط با امام است. بهترین شکل ارتباط با امام، حبّ قلبی نسبت به امام است. البته این حب باید از حالت صرفاً درونی خارج شود و آشکار، عملی و متحقق گردد.

  • حقیقت امام به عنوان حقیقت انسانیت:

حقیقت امام، همان حقیقت انسانیت او است. روحانیت امام و جنبه‌های وجودی او همان حقیقت انسانیت او را تشکیل می‌دهد. امام دارای روح انسانی است و وجود او، وجودی انسانی است؛ اما در کامل‌ترین و متعالی‌ترین مرتبه. میان انسانیت امام و وجود او هیچ تمایزی نیست؛ حقیقت وجود امام همان حقیقت انسانیت اوست. بنابراین ما با یک انسان متعالی و با یک وجود متعالی روبه‌رو هستیم. موضوع امامت، در واقع موضوع حقیقت انسان است. امام، انسانیت کامل عالم است و حقیقت انسانی همه انسان‌ها در او به نحو اتمّ تحقق یافته است.

  • نسبت امام‌شناسی و انسان‌شناسی:

انسان‌شناسی دارای مراتب و درجات است و سقف انسان‌شناسی، امام‌شناسی است. امام معصوم نهایت مرتبه انسانیت را نشان می‌دهد. کسی که به مقام امامت یا نبوت می‌رسد، به حد نهایی ظرفیت انسانی دست یافته است. اگر انسان بخواهد بداند نهایت استعدادها و پتانسیل‌های وجودی او چیست، باید امام را بشناسد. امام آینه‌ای است که تمام ظرفیت‌های انسان را در خود منعکس کرده است.

  • ارتباط وجودی امام با کل هستی:

امام با کل عالم هستی ارتباط وجودی و ایجادی دارد. ارتباط امام با هستی، حضوری است، نه صرفاً مفهومی یا ذهنی. امام اتصال کامل با حضرت حق دارد، با علم الهی مرتبط است، به اسماء و صفات الهی علم حضوری دارد و نسبت به کل هستی شناخت حقیقی دارد. ارتباط ما با امام، در حقیقت ارتباط با روح او و انسانیت او است، نه صرفاً ارتباط با جسم و بدن امام. نازل‌ترین سطح ارتباط، دیدن چهره یا لمس دست امام است. این پایین‌ترین درجه ارتباط است.

  • حقیقت ارتباط با روح امام:

ارتباط حقیقی با امام، ارتباط با قلب و روح امام است، زیرا حقیقت امام همان روح و انسانیت اوست. روح امام، تمامیت اسماء و صفات الهی را در خود منعکس کرده است؛ به عبارت دیگر، روح امام آینه کامل حق است. از این‌رو، ارتباط روحانی با امام، در واقع ارتباط با تمام اسماء الهی است. امام، انسان کامل است و از مجرای روح او، انسان با اسماء و صفات الهی ارتباط برقرار می‌کند. تمامیت روح امام، اسماءالله است و هر وجهی از وجوه وجودی امام که مورد توجه قرار گیرد، همان وجه بر انسان تجلی می‌کند. اگر انسان به مرتبه‌ای از مراتب روحانی امام توجه کند، همان مرتبه بر او تجلی می‌یابد؛ چه این مرتبه، مرتبه نفس امام باشد، چه قلب امام، چه روح امام، چه سرّ امام، چه خفی و چه اخفی. هر مرتبه‌ای که محل توجه قرار گیرد، همان مرتبه به انسان نظر می‌کند و تجلی می‌یابد.

  •  حقیقت توجه و حشر روحی با امام:

این‌گونه نیست که انسان صرفاً با توجه ظاهری، به هر حقیقتی دسترسی پیدا کند، بلکه حقیقت توجه، ایجاد حشر، وحدت و پیوند وجودی است. انسان با توجه حقیقی، با آن حقیقت محشور می‌شود، نوعی وحدت پیدا می‌کند و آن حقیقت را احساس و ادراک حضوری می‌نماید. محتوای روح امام، همان ملکات روحانی، ادراکات، مقامات غیبی و شئون وجودی امام است و تمام این‌ها حقیقت روح امام را تشکیل می‌دهند.

  • انواع نظر و توجه به امام:

نحوه توجه به امام، دارای مراتب مختلف است. یک نوع توجه، نظر ظاهری است که در جلسه قبل توضیح داده شد. نوع دیگر، اندیشیدن درباره حقایق امامت است که خود نوعی ارتباط محسوب می‌شود. برقراری رابطه قلبی و حبی با امام، نوعی دیگر از ارتباط است. همچنین توجه به احوال روحانی امام، به حالات روحی و ملکات روحی امام، همگی از مصادیق نظر و توجه به امام به شمار می‌روند. اما تا زمانی که انسان خلق‌یات، اعتقادات و اندیشه‌های خود را اصلاح نکند و خود را از بدی‌ها، زشتی‌ها و آلودگی‌ها پاک نسازد و این ناپاکی‌ها را از روح خود تخلیه نکند، زمینه ارتباط حقیقی ایجاد نخواهد شد. برای تحقق سنخیت با امام، باید ملکات روحانی در انسان شکل بگیرد و زشتی‌ها از روح او زدوده شود.

  • مراتب توجه به روحانیت امام:

در بحث امامت، این مسائل باید مورد توجه دقیق قرار گیرد؛ این‌که انسان می‌خواهد به کدام مرتبه از روحانیت امام توجه کند و به کدام درجه از وجود امام نظر داشته باشد. آیا انسان به مرتبه برزخی امام توجه می‌کند؟  یا به مرتبه عقلی امام؟  یا به مرتبه سرّی امام؟  یا به مرتبه اسمائی امام؟

هر یک از این مراتب، نیازمند شرایط خاصی است و نوع ارتباط با آن متفاوت است. ارتباط با امام، دارای مراتب و درجات متعدد است. هرگاه انسان به امام توجه کند، امام نیز پاسخ آن توجه را می‌دهد.

  • اهداف انسان از ارتباط با امام:

در ارتباط با امام، چند نکته مهم و تکمیلی وجود دارد. نخست این‌که هدف انسان از ارتباط با امام چیست؟ آیا هدف این است که امام زمان را به صورت ظاهری مشاهده کند؟  یا قصد بهره‌مندی از علم امام را دارد؟  یا می‌خواهد از تمام روحانیت امام بهره‌مند شود؟ دوم آن‌که امام، توجه انسان به خود را احساس و ادراک می‌کند، اما انسان معمولاً توجه امام به خود را احساس نمی‌کند. انسان به توجه خویش آگاه است، اما نسبت به توجه امام به خود غالباً بی‌توجه است.

  • استمرار و تعمیق توجه قلبی به امام:

توجه به امام باید امتداد و استمرار داشته باشد. هنگامی که گفته می‌شود باید به امام توجه کرد و رابطه قلبی و حبی برقرار ساخت، این رابطه نباید لحظه‌ای و مقطعی باشد، بلکه باید تداوم پیدا کند. این استمرار از طریق زیارت، دعا و انجام اعمال صالح تحقق می‌یابد و این امور باید به موازات یکدیگر انجام شوند. توجه روحی به امام باید تکرار شود، تعمیق یابد و در نهایت به ملکه روحی تبدیل گردد. هر چه مقام مورد توجه عظیم‌تر باشد، ارتباط با آن دشوارتر است و شرایط روحی جامع‌تری نیاز دارد. ارتباط با امام نیز تابع ظرفیت وجودی انسان است. انسان به اندازه سعه وجودی خود، می‌تواند با امام ارتباط برقرار کند.

  • شناخت ظرفیت خود و عظمت مقام امام:

عظمت امام بسیار گسترده است، اما انسان باید ببیند خود در چه مرتبه‌ای قرار دارد و با کدام سطح از وجود امام می‌تواند ارتباط برقرار کند. ازاین‌رو شناخت مقامات امام و نیز شناخت مرتبه وجودی خود انسان امری ضروری است. ما می‌خواهیم با کسی ارتباط برقرار کنیم که باب‌الله و باب‌الاشیاء است. بنابراین باید از راه و طریق خود امام وارد شویم؛ یعنی بر اساس سلوک امام حرکت کنیم. باید دید امام به چه چیزهایی تعلق دارد، به چه اموری علاقه‌مند است، از چه چیزهایی خشنود می‌شود و چه اموری مورد رضایت اوست. بر اساس همین شناخت است که انسان می‌تواند با امام رابطه حبی برقرار کند.

  •  تعلقات روح امام و جایگاه شریعت:

محتوای روح امام، تعلقات اوست. تعلقات امام، همان تعلقات شریعت، تعلقات الهی و تعلقات وجودی است. محبوب‌های امام باید شناخته شوند تا انسان با توجه به محبوب‌های امام، بتواند با او رابطه محبت‌آمیز برقرار نماید. امامت، حافظ تمام راه‌های هدایت است. امام مسئول حفظ تمام مسیرهای هدایت است، زیرا امام پناهگاه هر انسان و هر شیء است؛ پناهگاه جمادات، نباتات و حیوانات نیز امامت و امام است. ارتباط با امام بدون شناخت امام امکان‌پذیر نیست.

  • امام، مظهر اسماء جمال و جلال الهی:

اوصاف روح امام، اوصاف جمالی و جلالی است. امام مظهر تمام اسماء جمال و جلال الهی است. او تجلی اتمّ الهی است؛ یعنی تمام اسماء الهی در امام به کامل‌ترین شکل تجلی یافته‌اند. تجلی اسماء الهی در امام، تجلی اطلاقی است. انسان با کسی ارتباط برقرار می‌کند که ظل‌الله و تجلی الهی است. این ظل الهی همان حقیقت محمدیه است که در تمام عالم هستی ساری و جاری است.

  • حقیقت محمدیه و ولایت اطلاقی:

حقیقت محمدیه، حقیقت ولایت اطلاقی است؛ حقیقتی که در تمام عوالم، مظاهر و مخلوقات جریان و سریان دارد. ظهور هر شیء، در واقع ظهور حقیقت محمدیه است. حقیقت محمدیه با تجلی در هر شیء، سهمی از ولایت خود را در آن قرار می‌دهد. هر شیئی که دارای اسم است، یعنی غلبه یک اسم الهی را در درون خود دارد و به همان اندازه، سهمی از ولایت مطلقه را داراست. در حقیقت، این ولایت مطلقه است که تار و پود اشیاء را پر کرده، در درون آن‌ها حضور دارد، ظهور دارد و اعمال ولایت می‌کند.

گفتارهای مشابه