- تبیین مبنای قاعده تنزیه و تشبیه:
این محتوا در ارتباط با قاعده تنزیه و تشبیه است و هدف، تبیین مبانی این قاعده و نحوه تحلیل و تفسیر آن از منظر معرفتشناسی و عرفان نظری میباشد. محور اصلی این تبیین، اطلاق حضرت حق است. خداوند دارای وجودی نامتناهی و مطلق است؛ اطلاقی که هیچ حد، قید، تعین و تشخصی را برنمیتابد. از آنجا که وجود حق مطلق است، از هر گونه نقص، ترکیب، حد و قید منزه میباشد. اطلاق الهی اقتضا میکند که خداوند از هر چیزی که متناهی، محدود و متعین است، منزه باشد. بنابراین، ریشه و اساس تنزیه الهی، همان اطلاق وجودی حضرت حق است. چون همه اشیاء دارای حد و تعیناند و حق تعالی فاقد هرگونه حد و تعین است، از این حیث، حق غیرِ همه اشیاء خواهد بود.
- نسبت اطلاق الهی با عینیت و غیریت:
اطلاق الهی در عین حال که منشأ غیریت است، منشأ عینیت نیز میشود. غیریت حق با اشیاء از آن جهت است که اشیاء متناهیاند و حق مطلق است. اما از سوی دیگر، چون اطلاق الهی جامع همه مراتب وجود است، وجود حق، عین جنبههای وجودی همه اشیاء خواهد بود. این عینیت نه به معنای تشخصیافتگی حق در قالب اشیاء، بلکه به معنای جامعیت وجودی اوست. وجود هر موجودی محدود است و حق تعالی با اطلاق خود، جامع همه این وجودهای محدود است. از این حیث، حق دارای هستی هر شیء است و عین وجود هر شیء به لحاظ وجودی است، نه به لحاظ تعین و حد. بنابراین، اطلاق الهی همزمان عینیت و غیریت را پدید میآورد؛ عینیت از جهت جامعیت وجود و غیریت از جهت اطلاق و بیحدی.
- تنزیه و تشبیه در پرتو اطلاق الهی:
اطلاق الهی از یک سو تنزیه را اقتضا میکند؛ زیرا خداوند از هر قید، حد، نقص و مشابهت جسمانی منزه است. از سوی دیگر، همین اطلاق منشأ تشبیه نیز هست؛ زیرا خداوند از طریق تجلی، در همه مراتب هستی حضور دارد و جنبههای وجودی اشیاء به او بازمیگردد. تشبیه از این جهت حاصل میشود که خداوند با تجلی در مراتب هستی، هستیبخش اشیاء است و عین جنبههای وجودی آنهاست. تجلی حق موجب میشود که هر موجودی بهرهای از اسمای الهی داشته باشد و همین اسما، اتصال وجودی اشیاء به حضرت حق را برقرار میکنند.
- نقش تجلی اسمای الهی در تحقق تشبیه:
تجلی الهی از طریق اسمای الهی در مخلوقات صورت میگیرد. اسما به صورت نازله و متعین در اشیاء ظهور میکنند و در متن موجودات استقرار مییابند. این تجلی اسمایی سبب میشود که حق تعالی با مخلوقات ارتباط وجودی برقرار کند. تشبیه از همین نقطه آغاز میشود؛ نه از ذات مطلق، بلکه از تجلی اسما. ذات حق تجلی اطلاقی در هیچ شیء ندارد، اما اسمای الهی به صورت متعین در مظاهر نازل میشوند و از این راه، ارتباط، حضور و ظهور تحقق مییابد. بدین معنا، خداوند با اسمای خود در اشیاء حاضر است و عین جنبههای وجودی آنها میشود.
- تفسیر آیات تشبیهی قرآن:
آیات تشبیهی قرآن کریم، مانند «یدالله»، «معیت الهی» یا آیه «وَما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَکِنَّ اللَّهَ رَمى»، ناظر به همین حقیقتاند. مقصود از این تعابیر، اثبات اعضا یا افعال جسمانی برای خداوند نیست. خداوند دارای دست، پا، حرکت مادی یا ابزار فیزیکی نیست. این آیات بیانگر ظهور اسمای الهی در افعال و موجوداتاند. برای مثال، در آیه «وما رمیت»، مراد این است که اسم «قادر» الهی در فعل رمی ظهور کرده است. قدرت حقیقی از آنِ خداوند است و فعل انسان، ظهوری از این اسم الهی در مرتبه فعل انسانی محسوب میشود. بدین ترتیب، تشبیه با حفظ کامل تنزیه معنا مییابد.
- جریان قاعده تنزیه و تشبیه در همه عوالم:
قاعده تنزیه و تشبیه قاعدهای فراگیر است که در همه عوالم هستی جریان دارد و دچار نقض نمیشود. اساس این قاعده، حضور اطلاقی خداوند در تمام مظاهر و مراتب وجود است. این حضور اطلاقی، هم تنزیه را اقتضا میکند و هم تشبیه را. خداوند از یک جهت با همه اشیاء است و در همه آنها تجلی دارد، و از جهت دیگر، از همه آنها منزه و فراتر است.
- تبیین قاعده تنزیه و تشبیه از طریق معرفت نفس:
قاعده تنزیه و تشبیه را میتوان از طریق معرفت نفس نیز تبیین کرد. نفس انسانی بهرهای از تجرد و ملکوت دارد و از این جهت، احکام تنزیهی بر آن مترتب است. نفس مجرد است، غیرمادی است و از قیود جسمانی منزه میباشد. در عین حال، نفس در بدن و قوای بدنی حضور دارد، در آنها سریان پیدا میکند و در مراتب ادراکی و فعلی ظهور مییابد. این حضور و ظهور، جنبه تشبیهی نفس را تشکیل میدهد. نفس از جهت تجرد و اطلاق نسبی خود، قبل از تجلی در قوا، جامع همه آنهاست.
- اطلاق نسبی نفس و نسبت آن با قوا:
نفس دارای نوعی اطلاق نسبی است. پیش از آنکه در قوا تجلی کند، جامع همه قوای ادراکی و تحریکی است، بدون آنکه تعین هیچیک از آنها را داشته باشد. از این جهت، نفس عین همه قواست و در عین حال، منزه از هر یک از آنهاست؛ زیرا هیچیک از قوا دارای اطلاق نفس نیستند و همگی متعین و محدودند. این مرحله، مرحله قبل از تجلی نفس در قواست که در آن، عینیت و غیریت، تنزیه و تشبیه، به صورت جمعی تحقق دارند.
- تحقق تشبیه پس از تجلی نفس در قوا:
پس از تجلی، نفس در قوا ظهور میکند، تشخص و تعین مییابد و در مراتب مختلف ادراک و عمل حاضر میشود. این تعین و ظهور، همان تشبیه است. نفس در این مرحله، عین وجود هر قوه میشود و کمال هر قوه، در حقیقت، کمال نفس است. در عین حال، حضور اطلاقی نفس در تمام قوا و بدن حفظ میشود. نفس از حیث حضور، اطلاقی باقی میماند، اما از حیث ظهور، مقید و متعین میگردد. بدین ترتیب، تشبیه از ناحیه ظهور مقید و تنزیه از ناحیه حضور اطلاقی نفس تحقق مییابد.
- جمعبندی در نسبت نفس و حق تعالی:
همانگونه که اطلاق الهی منشأ جمع تنزیه و تشبیه در حق تعالی است، اطلاق نسبی نفس نیز نمونهای روشن برای فهم این قاعده در وجود انسانی به شمار میآید. نفس، با حفظ حضور اطلاقی و ظهور متعین، هم منزه است و هم مشبه، و از این رهگذر، راهی روشن برای فهم قاعده تنزیه و تشبیه در نظام الهی ارائه میدهد.