بحث ما به طور اختصار دربارهٔ توسل به اسماء جلالی است. اسماء الحسنی همه از صفات و اسمهای حضرت حقاند. اسماء الهی هم جلالیاند و هم جمالی، و انسان به هر دو دسته از اسماء توسل میکند. توکل به خدا یعنی توسل به اسماء جلالی و جمالی. اسماء الهی سطوح متفاوتی دارند و از جهت تأثیرگذاری یکسان نیستند. تکرار اسماء الهی برای تأثیرگذاری وجودی آنهاست؛ ما اسماء را تکرار میکنیم تا آثار اسماء بر قلب و روح ما، بر صدر ما، بر افعال ما و بر زبان ما ظاهر شود. بعضی وقتها اسماء را برای تعبد تکرار میکنیم و بعضی مواقع برای تأثیرگذاری.
- اسماء جلالی در هنگام بلا:
در شرایطی که بلاها فراوان ظاهر میشوند، توسل به اسماء جلالی الهی باید باشد. این اسماء جلالی نیز سطوح متفاوتی دارند؛ مثل قهار، منتقم، ممیت و اسم ضار. متناسب با نوع بلا، بخشی از اسماء جلالی به کار گرفته میشوند. هر قدر بلا و مصیبت شدیدتر باشد، اسماء جلالی که به کار گرفته میشوند نیز قویتر و شدیدترند. با تکرار اسماء جلالی، به قصد نابودی کفار و مشرکین، آثار وجودی آن اسماء ظاهر میشود. همچنین اسماء جمالی به قصد آرامش قلبی خوانده میشوند. اسماء الهی در یک نگاه خوراک معنویاند؛ یعنی انسان از آنها تغذیه میکند. در یک نگاه دیگر، دارو و درماناند. در واقع اسماء الهی هم خوراک تکمیل روحاند و هم درمانکننده و دارو هستند.
- پیوند جلال و جمال در ذات الهی:
خداوند نامتناهی است، وجودش نامتناهی است و کمالاتش نیز نامتناهیاند؛ پس اسماء جلال و جمال او هم نامتناهیاند. این جلال و جمال در مقام ظهور و تجلی، با هماند، معیت دارند، همراه هم هستند و از همدیگر غیرقابل تفکیکاند. در یک جا جلال و هیبتش تجلی میکند و در جای دیگر جمال و مهرش ظاهر میشود. اسماء جلال به جلوههای متنوع ظاهر میشوند.
- جلوههای اسماء جلالی:
اسماء جلال مثل بلاها، بیماریها، قحطیها، زلزله، خشکسالی، نباریدن باران، تعدد آفات زراعی، تعدد آفات دامی و تعدد آفات انسانیاند. همهٔ اینها جلوههای اسم قهار و اسم ضار الهی هستند. هر ضرری که به انسان میرسد، تجلی اسم ضار الهی است، و اراده الهی بر رسیدن آن ضرر به انسان تعلق میگیرد.
چرا؟ چون انسان زمینهٔ تجلی اسماء جلالی را فراهم میکند. یعنی ما کاری میکنیم که خداوند با بلاهایش، با خشکسالی، با سیل و زلزله، با آتشفشان و بیماریها، ما را به خود متوجه و تربیت کند. پس بنابراین، چه اسماء جلالی و چه اسماء جمالی، همه با اراده الهی ظاهر میشوند؛ اما این اراده الهی در قالب سنت الهی و متناسب با زمینههایی است که در انسان وجود دارد.
- آثار اسماء جلالی و جمالی بر انسان:
اسماء جلالی خوف ایجاد میکنند، دلهره ایجاد میکنند و در دشمن اثر میگذارند. اسماء جمالی امید ایجاد میکنند، ثبات ایجاد میکنند، استقامت در دل ایجاد میکنند، آرامش روحی میدهند و دلها را استحکام میبخشند. قوت دلها، عزت دلها و عزم و اراده از تجلیات اسماء جمال است.
- صبر در برابر بلا و سنت الهی:
بلاها را باید با صبر و استقامت گذراند و به تدبیر الهی توجه داشت. دادن بلاها نیز سنت الهی است، همانگونه که درمان هم سنت الهی است. بلا هم سنت الهی است. در واقع مدیریت سنتها چنین است که خداوند با جلالش بلا میدهد و با جمالش درمان و دارو میبخشد.
- شناخت خداوند از طریق اسماء الهی:
برای ارتباط با خداوند باید شناخت صحیحی از حضرت حق داشته باشیم. نظر به جنبههای وجودی حق، که همان اسماء الهیاند، شکلدهندهٔ انواع رابطههای وجودی با حق است. یعنی توجه کردن به اسماء الله، یافتن رابطههای وجودی است؛ مثل علم، رئیس، قدرت و کثرت. بلاها باعث کثرت توجه به حق میشوند. یعنی وقتی تعدد بلاها پیدا میشود، انسان سعی میکند بیشتر به خداوند نظر و توجه کند. همانطور که کفر و شرک انواع و اقسامی دارد و به شیوههای متفاوتی در روح انسان ظاهر میشود، متناسب با شدت و کثرت شرک و کفر و ظلمتها، تجلیات جلالی هم متعدد و متکثر میشود.