موضوع این بحث این است که انسان باید «طلب» را طلب کند؛ یعنی نهتنها معارف و حقایق را از خداوند بخواهد، بلکه خودِ میل، خواستن و طلب را نیز از او درخواست نماید. اساس سخن بر این است که خواستنِ حقیقی نیز عطیهای الهی است و انسان برای رسیدن به معارف توحیدی، محتاج آن است که خداوند اصلِ طلب را در او ایجاد کند.
- تجلی اسم علیم در نظام هستی:
خداوند در ارتباط با مدیریت عالم هستی با اسم علیم تجلی میکند. به سبب تجلی این اسم، تمام مظاهر و مخلوقات، به اندازه ظرفیت وجودی خود، بهرهای از درک، فهم و شعور دارند. بنابراین، علم و آگاهی در عالم، امری مستقل و جدا از فیض الهی نیست، بلکه ریشه در تجلی اسم الهی دارد.
- عینیت علم با ذات الهی:
اسم علیم در مقام ذات حضرت حق، عینیت با ذات خداوند دارد. علم خداوند چیزی بیرون از ذات او نیست، بلکه خودِ ذات الهی است. در این مقام، علم و ذات یکیاند و حقیقتی اطلاقی و نامحدود را تشکیل میدهند. بنابراین، علم خداوند به ذات خودِ او بازمیگردد و از او جدا نیست.
- تشکیک در مقام ظهور و تجلی:
هرچند علم الهی در مقام ذات واحد و غیرمتکثر است، اما در مقام ظهور و تجلی دارای مراتب است. این مراتب همان تشکیک در ظهور است؛ یعنی اسم علیم از مرتبهای به مرتبهای دیگر و تا بینهایت درجه، ظهور و تجلی پیدا میکند. هر مرتبهای از این ظهور، در یکی از مظاهر عالم آشکار میشود و به همین دلیل، آثار تجلی الهی در موجودات متفاوت است.
- ظهور اسم علیم در عالم خلق:
اگر اسم علیم در مقام خلقی تجلی کند، همه موجودات عالم، هر یک به سهم خود، مظهر این اسم خواهند بود. از این جهت، همه مظاهر هستی از علم، فهم و شعور بهره دارند. پس عالم خلقت، عرصه ظهور اسماء الهی است و تجلی اسم علیم نیز در همه موجودات مشاهده میشود.
- تفاوت مراتب فهم در میان موجودات و انسانها:
اسم علیم در مظاهر مختلف خلقی، درجات متفاوتی از تجلی دارد. این تفاوت در مرتبه تجلی، در عالم انسانی نیز آشکار است. در میان انسانها، درجات فهم و درک یکسان نیست و همین تفاوتها سبب میشود که افراد درباره یک موضوع واحد، نظرات بسیار متفاوتی داشته باشند. علت این اختلاف آن است که هر شخص، مرتبهای خاص از اسم علیم را در وجود خود دارد.
- تفاوت درک انسانها و اختلاف دیدگاهها:
انسانها در فهم یک مسئله واحد، میتوانند اختلاف نظرهای فراوان و گاه بینهایت داشته باشند. این اختلاف، ناشی از تفاوتهای وجودی و مراتب متفاوت تجلی اسم علیم در آنان است. بنابراین، اختلاف در فهم، امری سطحی و اتفاقی نیست، بلکه ریشه در مراتب وجودی و بهره هر فرد از تجلیات الهی دارد.
- طلب شدید معارف توحیدی، رزقی خاص از جانب خداوند:
در میان انسانها، برخی دارای طلب شدید معارف توحیدی و مسائل وجودشناختی هستند. اگر در این افراد استعداد عمیق نیز قرار داده شده باشد، این دو امر یعنی استعداد فهم عمیق توحیدی و طلب شدید معرفتی، دو کمال ویژه و دو رزق خاص الهی به شمار میآیند. چنین انسانهایی اگر از این دو نعمت برخوردار شوند، به سرعت به قلههای معارف میرسند.
- فهم توحید، از بهترین رزقهای الهی:
خداوند به هر انسانی که فهم و خواستن عطا کند، در حقیقت رزقی خاص بخشیده است. بهویژه اگر خداوند فهم توحید را به کسی عطا فرماید، این از بهترین و کاملترین رزقهای الهی است. چنین نعمتی، انسان را در مسیر رشد معنوی و معرفتی به جایگاهی ممتاز میرساند.
- میل و طلب انسان و نسبت آن با اعمال نیک:
میل و طلبی که در انسان پدید میآید، بیسبب نیست. این میل میتواند در برابر اعمال نیک، فضیلتهای اخلاقی، عبادتهای صادقانه و خالصانهای باشد که انسان انجام داده است. به همین دلیل، وقتی خداوند میل به معارف را در انسان قرار میدهد، این امر میتواند ثمره همان پاکیها و فضایل باشد. با این همه، انسان باید خودِ اصلِ طلب را نیز از خدا بخواهد؛ زیرا این خودِ حضرت حق است که طلب را در ذات انسان انشا و ایجاد میکند.
- محرومیت برخی مؤمنان از طلب معرفتی:
برخی مؤمنان طلب معرفتی ندارند. این محرومیت یا به سبب نداشتن برخی فضیلتهاست که زمینه چنین رزقی را از آنان گرفته است، یا به این دلیل است که حکمت الهی چنین قرار داده که رزق آنان بیشتر در قالب میل عبادی باشد نه رزق خاص علمی. در این حالت، ممکن است انسان از عبادت و میل عبادی بهرهمند باشد، اما از معرفت عمیق سهم کمتری داشته باشد.
- رزق خاص معرفتی، جامعترین رزق معنوی:
وقتی خداوند به کسی رزق خاص معرفتی و توحیدی عطا میکند، در واقع بهترین و جامعترین رزق معنوی را به او بخشیده است. چنین رزقی انسان را به شناخت عمیقتر، حرکت صحیحتر و قرب بیشتر به حق تعالی میرساند.
- صدق، صبر و عطای الهی:
در ادامه بیان میشود که صدق و صبر، بهویژه صبر در بلاها، از جمله عطایایی است که خداوند به انسان میبخشد. این فضایل نیز در مسیر رشد معنوی انسان نقش بنیادین دارند و زمینهساز دریافتهای عالیتر و عمیقتر میشوند.
- طلب، ریشه همه افعال:
در درون هر فعل و خواستن، نوعی طلب وجود دارد. در حقیقت، نخستین مرحله در هر کاری که انسان انجام میدهد، طلب و خواستن است. به همین دلیل، در همه افعال طبیعی و ادراکی، طلب حضور دارد. یعنی هر فعلی، پیش از تحقق خارجی، با خواستن و میل آغاز میشود.
- لزوم درخواستِ اصلِ خواستن از خداوند:
بر این اساس، انسان باید از خداوند خودِ خواستن را بخواهد. یعنی فقط نباید چیزی را طلب کند، بلکه باید طلب کردن را نیز از خداوند مطالبه کند. این همان معناست که گفته میشود: «طلب را هم باید طلب کرد.» پس از خدا باید خواست که در وجود انسان، اصلِ میل، حرکت و طلب را قرار دهد.
- نتیجه سخن:
در نهایت، پیام اصلی این محتوا آن است که انسان باید از خداوند، علاوه بر معارف و حقایق، خودِ طلب، خواستن، فهم، و ظرفیت دریافت حقیقت را نیز بخواهد. زیرا این طلب است که درهای معرفت را میگشاید و انسان را به سوی کمال و شناخت عمیقتر سوق میدهد.