خلاصه محتوا:
در این محتوا، تبیین نقش خوراک و عناصر طبیعی در زیبایی و زشتی چهره انسان، گیاه و حیوان تبیین می شود. ابتدا تأکید میشود که خوراک انسان از چند جهت بر چهره اثرگذار است: حلال یا حرام بودن، تمیز یا آلوده بودن، و لطیف یا زمخت بودن غذا. غذای حلال و تمیز موجب لطافت، زیبایی و اعتدال در چهره و حتی صوت انسان میشود، در حالی که غذای حرام، فاسد یا آلوده، در زشتی چهره و قساوت سیما اثر میگذارد. سپس مفهوم غذای لطیف شرح داده میشود. غذای لطیف دو ویژگی اساسی دارد: اعتدال و سبکی. غذاهای سبک مانند سبزیجات، میوهها، حبوبات و سیفیجات، موجب لطافت و زیبایی چهره میشوند، در حالی که غذاهای سنگین مانند مصرف زیاد گوشت و مرغ، این لطافت را کاهش میدهند. در ادامه، به بحث چهار عنصر اصلی عالم ماده یعنی آب، خاک، هوا و حرارت (آتش) پرداخته می شود و بیان میشود که بدن انسان، حیوان و گیاه همگی از ترکیب این چهار عنصر شکل گرفتهاند. تفاوت در کیفیت و کمیت این عناصر، عامل اصلی تفاوت در زیبایی، زشتی، سلامت، بیماری و حتی ساختار ظاهری موجودات است. در این میان، خاک به دلیل تنوع بسیار بالای املاح، نقش بنیادیتری در شکلگیری بدنها دارد. زیبایی و زشتی گیاهان مستقیماً تحت تأثیر کیفیت آب، نوع خاک، پاکی یا آلودگی هوا، و شدت نور و حرارت خورشید قرار دارد. همین قاعده در مورد حیوانات نیز صادق است؛ نوع آب آشامیدنی، تمیزی خوراک، و حتی منبع غذایی حلال یا ناپاک، در چهره و سیما و حتی روحیات حیوانات اثر میگذارد. در بخش دیگری، ارتباط خوراک با خلقیات و ملکات حیوانات بررسی میشود. چهره حیوان، آیینه خلقیات درونی اوست؛ حیوان درنده نمیتواند سیمای مظلوم داشته باشد و حیوانات آرام و مظلوم، سیمایی متناسب با ملکات خود دارند. همچنین حیوانات همهچیزخوار، غالباً زشتترین چهرهها را دارند، در حالی که حیواناتی با رژیم غذایی محدود و مشخص، از چهرهای زیباتر برخوردارند. در پایان، به عامل ششم زیبایی و زشتی چهره انسان اشاره میشود: تخیلات و تمثلات ذهنی انسان. تخیل مداوم چهرههای زیبا و معانی لطیف، به تدریج چهره مادی انسان را نیز به سمت زیبایی سوق میدهد، در حالی که اشتغال دائم به تخیلات زشت و ناهنجار، چهره را به سمت زشتی و تیرگی میکشاند. این عامل، در کنار خوراک و عناصر طبیعی، نقشی تعیینکننده در سیمای ظاهری انسان دارد.
آغاز محتوا:
- تأثیر نوع خوراک بر زیبایی و زشتی چهره انسان:
نوع خوراک انسان تأثیر مستقیم و قابلتوجهی بر چهره دارد. این تأثیر از دو جهت اساسی قابل بررسی است: نخست از جهت پاکیزگی و تمیزی خوراک، و دوم از جهت حلال یا حرام بودن آن. غذای حلال باعث زیبایی چهره میشود و غذای حرام در زشتی چهره اثرگذار است. همچنین غذای پاکیزه و سالم موجب زیبایی سیما میگردد و غذاهای آلوده، فاسد، گندیده و ناپاک در زشتی چهره انسان تأثیر دارند. برای توضیح این معنا، مثالی مطرح گردید؛ همانگونه که اگر مرکبِ مورد استفاده برای نگارش پاکیزه باشد و با چیز دیگری آمیخته نشده باشد، تصویر و نوشتهای زیبا پدید میآید، اما اگر چند قطره روغن، آب یا مادهای دیگر در مرکب ریخته شود، آن نقش و تصویر نازیبا خواهد شد. علت این امر آن است که صورت و نقش، دقیقاً متناسب با محتوای مرکب شکل میگیرد. به همین قیاس، غذای انسان محتوای وجودی او را شکل میدهد؛ زیرا غذای انسان نطفه انسان را میسازد و سپس آثار خود را در صوت، چهره و دیگر ویژگیهای ظاهری و باطنی انسان نشان میدهد.
- تأثیر غذای حلال و پاکیزه بر صوت و سیما:
خوراک انسان تنها در چهره اثر ندارد، بلکه در صوت نیز تأثیرگذار است. خوردن غذای پاکیزه موجب صافی و شفافیت صدا میشود. همچنین غذای حلال در انعطاف صوت، طنین معنوی و سوزناکی آن اثر دارد. افزون بر این، غذای حلال در حساسیّت و بلاغت گفتار نیز تأثیرگذار است. بهطور کلی، خوردن غذاهای گوناگون، اعم از حلال و حرام، پاکیزه یا ناپاک، در طنین صوت انسان اثر میگذارد و نشان میدهد که صوت انسان بهشدت از نوع خوراک تأثیرپذیر است.
- نقش لطافت خوراک در زیبایی چهره:
یکی دیگر از ابعاد مهم خوراک، مسئله لطافت غذاست. غذای لطیف در زیبایی چهره اثر دارد و هرچه لطافت غذا بیشتر باشد، چهره انسان به سمت زیبایی سوق داده میشود. لطافت غذا از دو جهت قابل بررسی است: نخست از جهت اعتدال، و دوم از جهت سبک بودن. غذاهای معتدل، لطیف تلقی میشوند و همین اعتدال نقش مهمی در لطافت و زیبایی چهره دارد. همچنین غذاهایی که سبک بوده و سنگینی ندارند، در ایجاد لطافت چهره مؤثرند. برای نمونه، سبزیجات، صیفیجات، میوهها و حبوبات به دلیل سبک بودن، در لطافت و زیبایی چهره اثر مثبت دارند. در مقابل، غذاهایی مانند گوشت و مرغ، با وجود آنکه دارای خواص تغذیهای هستند، اما آن لطافت ظاهری را در چهره ایجاد نمیکنند و حتی ممکن است از لطافت چهره بکاهند. بنابراین، یکی از عوامل مهم در زیبایی چهره، مصرف غذاهای لطیف است؛ غذاهایی که هم معتدلاند و هم از سبکی برخوردارند. چنین غذاهایی چهره انسان را به سوی لطافت و زیبایی سوق میدهند. تاکنون در مجموع، پنج عامل مؤثر در زیبایی چهره مطرح شده است که یکی از مهمترین آنها، لطافت خوراک است.
- عناصر چهارگانه عالم ماده و نقش آنها در خوراک:
در ادامه بحث خوراک و چهره، به مسئله عناصر اولیه عالم ماده پرداخته میشود. عناصر بسیط عالم ماده چهار چیز هستند: آب، خاک، هوا، و نور و حرارت (آتش). این چهار عنصر پایه و اساس شکلگیری تمام مرکبات عالم مادهاند؛ اعم از مرکبات انسانی، حیوانی، گیاهی و حتی جمادی. خوراک هر گیاه نیز از همین چهار عنصر تشکیل میشود. گیاهان از آب استفاده میکنند، نور و حرارت خورشید را جذب مینمایند، هوا را دریافت میکنند، و از خاک بهره میگیرند. به بیان دیگر، غذای هر گیاه شامل همین چهار عنصر است. همین قاعده درباره بدن حیوان و بدن انسان نیز صادق است. بدن انسان آب را مستقیماً مینوشد، از نور و حرارت خورشید مستقیماً بهره میبرد، هوا را مستقیماً مصرف میکند، اما خاک با تغییرات و دگرگونیهای فراوان به صورت غذاهای متنوع وارد بدن میشود.
- جایگاه ویژه خاک در شکلگیری بدن:
اگرچه آب، هوا و حرارت عناصر مهمی هستند، اما خاک جایگاه ویژهای در شکلگیری نطفه گیاه، حیوان و انسان دارد. عناصر موجود در خاک بسیار گستردهاند؛ بهگونهای که تقریباً تمام عناصر شناختهشده در خاک یافت میشوند. در حالی که آب، هوا و حرارت عناصر محدودتری دارند. ازاینرو، محتوای خاک جامعتر از دیگر عناصر است و نقش اساسیتری در ساختار بدنها ایفا میکند. بدن گیاهی، حیوانی و انسانی همگی از این چهار عنصر تأثیر میپذیرند، اما تأثیر خاک، به دلیل گستردگی املاح و عناصر موجود در آن، نقشی بنیادین دارد. همین تفاوت در ترکیب عناصر، موجب تفاوت در شکلگیری، کیفیت و ویژگیهای ظاهری موجودات میشود و در ادامه، در زشتی و زیبایی چهره آنها نیز اثرگذار است.
- نقش عناصر چهارگانه در زشتی و زیبایی گیاهان:
این خوراکهای چهارگانه، یعنی آب، خاک، هوا و آتش (نور و حرارت)، عامل اصلی شکلگیری زشتی و زیبایی گیاهان هستند. زشتی و زیبایی گیاهان، حیوانات و انسانها همگی از همین چهار عنصر عالم طبیعت تأثیر میپذیرند؛ زیرا همان عناصری که خوراک را تشکیل میدهند، صورتگری میشوند و نقش چهره را پدید میآورند. به تعبیر دیگر، تمیزی و پاکیزگی این خوراکهای چهارگانه و آلوده نبودن آنها، چه از نظر آلودگیهای صنعتی و چه از نظر آلودگیهای تکوینی، مستقیماً در چهره گیاه اثر میگذارد. گیاه از آب استفاده میکند؛ حال اگر آب شور باشد، به شکلی خاص چهره گیاه را میسازد و اگر آب شیرین باشد، به شکلی دیگر. بدین معنا که شکل و چهره گیاه متناسب با شوری یا شیرینی آب متفاوت خواهد بود. افزون بر این، محتوای آب شور و آب شیرین نیز در ساختار درونی گیاه اثرگذار است که این موضوع، بحثی علمی و تخصصی محسوب میشود. همچنین میزان و شدت حرارت خورشید، کم یا زیاد بودن آن، در نوع چهره گیاه تأثیر دارد و در زیبایی یا زشتی آن نقش ایفا میکند.
- تأثیر هوا و خاک بر سلامت و چهره گیاه:
عامل دیگری که در چهره گیاه نقش دارد، هواست. هوا اگر سالم باشد یا آلوده باشد، در چهره گیاه اثر میگذارد؛ زیرا در هوا گازهای متفاوتی پراکندهاند و گیاهان از این گازها تأثیر میپذیرند. ازاینرو، زیبایی و زشتی چهره گیاهان از هوا نیز اثر میپذیرد. عامل چهارم، خاک است. در خاک انواع املاح وجود دارد و خاکها یکسان نیستند. خاکها به دلیل تفاوت املاح، با یکدیگر تفاوت دارند؛ به گونهای که صدها نوع تفاوت در خاکها وجود دارد. گیاهان گوناگون در خاکهای متفاوت رویش پیدا میکنند و یکی از دلایل زشت یا زیبا شدن چهره ظاهری گیاهان، همین املاح خاکی است. بنابراین، زشتی و زیبایی گیاه متناسب با خاک، آب، هوا و نور و حرارت است و هم از نظر کمّی و هم از نظر کیفی از این عناصر تأثیر میپذیرد. حتی تفاوت کمیت و کیفیت میوهها نیز وابسته به همین چهار عنصر است؛ محتوای میوهها به آب، خاک، هوا و خورشید بستگی دارد. زیبایی و زشتی میوهها، سلامت یا بیماری گیاه، همگی تابع همین عناصر چهارگانه هستند.
- تأثیر عناصر چهارگانه بر چهره و بدن حیوانات:
همانگونه که بدن گیاهان از این چهار عنصر تأثیر میپذیرد، بدن حیوانات نیز به همین صورت تحت تأثیر این عناصر قرار دارد. زشتی و زیبایی بدن حیوانات نیز بر همین اساس قابل تبیین است. نوع آب مصرفی حیوانات در چهره آنها اثر میگذارد. اگر حیوانات از آبِ مانده، راکد و آلوده بنوشند، این امر در چهره آنها نمود پیدا میکند؛ اما اگر از آب جاری، تمیز و شفاف بنوشند، چهره آنها متفاوت خواهد بود. همچنین نوع خوراک حیوانات، اعم از تمیز یا مانده بودن غذا، در چهره و سیمای آنها ظاهر میشود. اگر حیوانات از غذای تمیز استفاده کنند، اثر خاصی در چهره آنها دیده میشود و اگر از غذای ناپاک و مانده تغذیه کنند، اثر دیگری در سیمای آنها نمایان میگردد.
- تأثیر حلالگوشت و حرامگوشت بودن در چهره حیوانات:
حیواناتی که گوشت آنها حلال است، چهرهای متفاوت از حیواناتی دارند که گوشت آنها حرام است. هرچند برای خود حیوان، مفهوم حلال و حرام به معنای انسانی آن وجود ندارد، اما از منظر تکوینی، نوع خوراکی که حیوان مصرف میکند، در زشتی أو زیبایی چهره او اثر میگذارد. اگر حیوانی از خوراکهای پاک و سالم تغذیه کند، چهرهای خاص پیدا میکند و اگر از خوراکهایی تغذیه کند که منشأ ناپاک دارند، چهرهای متفاوت خواهد داشت. ازاینرو، حیواناتی که غذای آنها از آهو، بره، میش و بز و دیگر حیوانات حلالگوشت تأمین میشود، نسبت به حیواناتی که صرفاً از موجودات حرامگوشت ارتزاق میکنند، چهرهای زیباتر و متعادلتر دارند. این تفاوت به دلیل آن است که صورتگری و شکلگیری چهره، بر اساس موادی صورت میگیرد که موجود زنده از آنها تغذیه میکند. هر مادهای که به بدن داده شود، همان ماده در چهره و ساختار جسمی اثر خود را نشان میدهد.
- تنوع اصناف حیوانات و ارتباط آن با نوع خوراک:
حیوانات یک نوع و یک صنف نیستند، بلکه دارای ردهها و اصناف گوناگوناند. برای نمونه، درندگان شامل شیر، پلنگ، گرگ، روباه، سگ و کفتار هستند که همگی در یک خانواده قرار میگیرند، اما با وجود اشتراک کلی، با یکدیگر تفاوتهای ساختاری و ظاهری دارند. این تفاوتها نیز متناسب با نوع غذایی است که هر یک مصرف میکنند. همین نکته درباره حیوانات اهلی و وحشی نیز صادق است. هر صنف از حیوانات متناسب با نوع خوراک خود، چهرهای خاص پیدا میکند؛ یعنی متناسب با غذایی که مصرف میکند، چهره او زشتتر یا زیباتر میشود. در نتیجه، چهره گیاهان و حیوانات بهطور مستقیم تابع تمیزی خوراک آنهاست و در حیوانات، افزون بر تمیزی، نوع خوراک از نظر حلالگوشت یا حرامگوشت بودن نیز تأثیرگذار است. این تأثیر زمانی که حیوان به عنوان خوراک انسان استفاده میشود، اثر خود را در چهره انسان نیز نشان میدهد؛ زیرا انسان نیز بر اساس موادی که مصرف میکند، صورتگری میشود.
- نقش ملکات و خلقیات در چهره حیوانات:
عامل سوم در شکلگیری چهره گیاهان و حیوانات، ملکات و خلقیات آنها است. خلق و خو و ویژگیهای روحی هر حیوان، در چهره و سیمای او منعکس میشود. حیوانی که درنده است، نمیتواند چهرهای مظلوم و معصوم داشته باشد، در حالی که پرندگان غالباً نوعی مظلومیت و معصومیت در سیمای خود دارند. این چهرهها متناسب با خلقیات آنها شکل میگیرد.
چهره روباه میتواند مکر او را آشکار کند و چهره کفتار میتواند ویژگی روحی و خصلتهای درونی او را نشان دهد. هر حیوانی دارای خلق روحی و ملکهای خاص است که این ویژگیها در زشتی و زیبایی چهره او ظاهر و نمایان میشود. بنابراین یکی از عوامل اساسی تفاوت چهره حیوانات، ملکات روحی آنها است.
- تأثیر تکخواری و همهچیزخواری در زیبایی و زشتی حیوانات:
چهارمین عامل، نوع تغذیه از نظر محدود یا گسترده بودن است. حیوانی که تنها یک نوع شکار یا یک نوع خوراک خاص دارد، با حیوانی که همهچیزخوار است تفاوت اساسی دارد. برخی حیوانات تنها از یک نوع خاص تغذیه میکنند و این حیوانات چهرهای متفاوت دارند. اما حیواناتی که همهچیزخوار هستند، معمولاً زشتترین چهرهها را در میان حیوانات دارند. نمونه آن حیواناتی مانند خوک یا کفتار هستند و نیز حیواناتی که شناخت دقیقی از آنها نداریم. در مقابل، حیواناتی که هر چیزی را نمیخورند، معمولاً از زیبایی چهره بیشتری برخوردارند. انعکاس خوراک، چه از جهت آب و هوا و خورشید و چه از جهت نوع غذا، بهروشنی در چهره حیوانات آشکار میشود. از سوی دیگر، خوراک نهتنها در چهره، بلکه در خلقیات حیوان نیز اثرگذار است. خلق و خو و صفات حیوان متناسب با نوع خوراک او شکل میگیرد؛ زیرا هر خوراکی حامل یک نوع صفت و خاصیت است و همین صفت در وجود تغذیهکننده اثر میگذارد.
- نقش خوراک در دوام و بقای بدن موجودات زنده:
مسئله دیگری که باید جداگانه بررسی شود، نقش خوراک در دوام و بقای بدن است. تفاوت غذاها از نظر محتوایی سبب میشود که دوام و پایداری بدنها یکسان نباشد. غذاهای مختلف، اثرات متفاوتی در بقای بدن دارند و این مسئله نیز قابل تحقیق است. اینکه خوردن غذاهای حرام تا چه حد در بقای بدن مؤثر است و خوردن غذاهای حلال چه میزان در دوام بدن نقش دارد، موضوعی است که باید بهصورت مستقل بررسی شود.
- تأثیر تخیلات و تمثلات در زیبایی و زشتی چهره انسان:
عامل ششم که در زیبایی و زشتی چهره انسان مؤثر است، تخیلات و تمثلات انسان است. انسان با نوع تخیلات خود، چهرهاش را تغییر میدهد. هنگامی که انسان بهطور مداوم چهرههای زشت را تخیل و تمثل میکند، چهره و سیمای بدنی او به سمت زشتی گرایش پیدا میکند. در مقابل، کسی که دائماً چهرههای زیبا را در ذهن خود تخیل و تمثل میبخشد، چهره مادی او به سمت زیبایی حرکت میکند. بنابراین تخیلات و تصورات ذهنی، نقش جدی و مؤثری در تغییر سیمای ظاهری و مادی انسان دارند و این عامل ششم، یکی از عناصر تعیینکننده در زشتی و زیبایی چهره انسان به شمار میآید.
- جمعبندی بحث خوراک و تأثیر آن بر چهره انسان (در چارچوب ادامه بحث):
تمام این مباحث نشان میدهد که زشتی و زیبایی چهره انسان نیز همانند گیاه و حیوان، تابع خوراک است؛ خوراکی که خود ترکیبی از آب، خاک، هوا و حرارت است. این چهار عنصر، با نحوه کیفیت، کمیت، پاکی و نوع ترکیبشان، در صورتگری انسان نقش بنیادین دارند.