خلاصه محتوا:
این محتوا به تبیین «امامت» به عنوان یک حقیقت تکوینی در عالم هستی و نه صرفاً یک مقام قراردادی یا تاریخی میپردازد. امامت، استمرار و میوه درخت توحید است؛ همانگونه که نبوت، جلوهای از توحید است، امامت نیز از آن سرچشمه میگیرد. امام، یک واقعیت عینی و جاری در عالم است که نسبت مستقیمی با نظام خلقت، هدایت انسان و تدبیر هستی دارد. سه محور اصلی در شناخت امام مطرح میشود: نخست، مقام وجودی امام که همان مظهریت اسماء الهی و بهویژه اسماء ذاتی خداوند است. دوم، سبک زندگی امام که اعم از زندگی فردی، اجتماعی، سیاسی و شیوه مواجهه او با معارضات است و همگی ریشه در مقام امامت دارند. سوم، مبانی فکری و اعتقادی امام که نه اموری اکتسابی، بلکه برخاسته از حقیقت وجودی و جایگاه الهی او هستند. تمایز میان امامت عامه و امامت خاصه تبیین میشود. امامت عامه شامل ویژگیهای مشترک همه ائمه مانند عصمت، علم غیب، ولایت تکوینی و تشریعی و اتصال دائمی با حضرت حق است. امامت خاصه ناظر به سبک زندگی، شرایط تاریخی و نقش ویژه هر امام به صورت فردی است. امامت بهعنوان یک دستگاه جامع هدایت معرفی میشود؛ دستگاهی که هم دارای بعد نظری (شناخت اصول عالم، نظام آفرینش و حقایق غیب) و هم بعد عملی و سلوکی (هدایت انسان در مسیر قرب الهی) است. امام، متولی هدایت کل هستی است و نه فقط یک جامعه یا یک دوره تاریخی. مقام امام مقام جمع میان غیب و شهود دانسته می شود؛ امام در عین اتصال کامل با عالم ملکوت، در متن زندگی دنیوی حاضر است. نمونه بارز آن، رفتار امیرالمؤمنین (ع) در حال نماز و بخشیدن انگشتر است. امام نهتنها شاهد غیب، بلکه مبیّن، محیط، ناظر، مدبّر و حافظ غیب است و این شئون از مظهریت اسماء الهی، بهویژه اسم «ولی»، «محیط» و «مدبّر» ناشی میشود. امام، حافظ کل عوالم وجود و واسطه تدبیر الهی است. بالاترین مقام امام، سیر در ذات الهی است؛ مقامی که تنها برای ولیّ معصوم تحقق دارد. عصمت سبب میشود امام بالاترین جایگاه ولایت را دارا باشد. راه ارتباط انسان با امام، حبّ امام و برائت از دشمنان او معرفی میشود. حبّ امام یک طریق سلوکی و وجودی است که به اتحاد روحانی با امام منتهی میشود و تنفر از دشمنان امام نیز خود یک سیر سلوکی است. زیارت، سلام و لعن (مانند زیارت عاشورا) جلوههای عملی این مسیر هستند. تأکید ویژهای بر نقش مصیبت امام حسین علیهالسلام در سرعت و وسعت سیر سلوکی انسان وجود دارد. ارتباط با روح حسینی، انسان را به کل عالم هستی متصل میکند. ظلم به هر امام، ظلم به کل عالم و حقیقت انسانیت دانسته میشود، زیرا امام، جان عالم هستی است. در نهایت، بیان میشود که امام جامع همه اسماء ذاتی الهی است و تنها معصومان توان حمل و تجلی کامل این اسماء را دارند. آثار تکوینی مانند خلق، ایجاد، قبض، جذب و نفوذ ناشی از همین مظهریت است. حب به امام، حب به حق است و از این طریق، انسان با حقیقت الهی و نظام هستی پیوند وجودی برقرار میکند.
آغاز محتوا:
- تبیین حقیقت امامت بهعنوان یکی از بنیادینترین مباحث معرفتی:
این محتوا، از بنیادیترین مباحث معارف دینی ما به شمار میآید و باید توجه داشت که مباحث امامت، ثمره و میوهٔ توحید هستند؛ یعنی امامت از درخت توحید منشعب میشود. اگر انسان درک عمیقی از توحید پیدا کند، ناگزیر حقیقت امامت برای او آشکار میگردد.
- امام بهعنوان یک حقیقت عینی در عالم هستی:
باید این نکته را بپذیریم که امام، یک حقیقت در عالم هستی است و امامت، صرفاً یک امر اعتباری یا قراردادی نیست. امام یک واقعیت عینی در عالم است. این حقیقت را لازم است بشناسیم، آن را بیابیم، با آن ارتباط برقرار کنیم و از جان و روح آن بهرهمند شویم. اگر امامت را صرفاً در حد یک منصب ظاهری یا موقعیت اجتماعی تقلیل دهیم، از حقیقت آن غافل ماندهایم.
- محورهای اساسی در شناخت امام:
در بحث امامت، چند محور اساسی قابل طرح است. نخست، مقام امامت است. مقام امامت همان مقام اسماء الهی است. دوم، سبک و شیوهٔ زندگی امام است؛ اعم از زندگی فردی، روابط اجتماعی، و شیوههای مبارزاتی او که همگی قابل بررسی و تبیین هستند. سوم، مبانی فکری و اعتقادی امام است. این مبانی، ریشه در مقام امامت دارند؛ یعنی اعتقادات امام برخاسته از جان امام و جایگاه وجودی اوست و نه حاصل تأملات صرف ذهنی.
- تمایز میان امامت عامه و امامت خاصه:
تمام اصول، قوا و مبانیای که برای امامت بیان میشود، بر همهٔ ائمه (ع) صادق است. این بخش، به امامت عامه مربوط میشود. برای مثال، وقتی گفته میشود امام علم غیب دارد، لوح اعجاز دارد، عصمت دارد، ولایت تکوینی و تشریعی دارد و با حضرت حق مرتبط است، اینها مباحث امامت عامه هستند. در مقابل، زندگی فردی هر امام، نسبت به شرایط تاریخی، اجتماعی و مأموریت خاص او، امامت خاصه را شکل میدهد. این نکتهٔ بسیار مهمی است که باید در بحث امامت مورد توجه قرار گیرد.
- امامت بهعنوان دستگاه جامع هدایت:
نکتهٔ سوم این است که امامت یک «دستگاه» است؛ یعنی امامت، دستگاه جامع هدایت است. امام اگرچه یک شخص حقیقی است، اما در عین حال متولی یک دستگاه کامل هدایت میباشد. امامت یک مقام و منزلت است و امام در جایگاه این مقام قرار میگیرد. هدایت هستی بر عهدهٔ امام است و امام، متصدی هدایت عالم است.
امامت، هم یک دستگاه نظری هدایت است و هم یک دستگاه عملی. امام از یک سو به اصول هدایت آگاه است و از سوی دیگر، انسان را در ساحت غیب و ملکوت عالم هدایت میکند. او مبانی سلوکی هدایت را در اختیار دارد و راه عملی سیر انسان را میداند. همچنین، امام دارای یک دستگاه فکری و نظری است؛ یعنی به اصول اعتقادی عالم، قواعد احکام، نظام تکوین و اسرار آفرینش آگاهی دارد. از این رو، امامت یک دستگاه نظری و عملی برای هدایت انسان است.
- نسبت مقام امام با شیوهٔ زندگی او:
مسئلهٔ چهارم این است که شیوهٔ زندگی هر امام، متناسب با مقام امامت او شکل میگیرد و معنا پیدا میکند. رابطهٔ امام با حضرت حق، رابطهٔ امام با خویشتن، رابطهٔ امام با انسانها و رابطهٔ او با کل عالم هستی، همگی بر اساس مقام و جایگاه وجودی اوست. امام با تمام عالم ارتباط دارد، اما این ارتباط متناسب با مقامات وجودی اوست. تمام روابط امام، چه با خود، چه با خلق، و چه با حق، بر اساس مقام امامت او شکل میگیرد. این مقام است که نوع ارتباطها را تعیین میکند و بدون شناخت مقام امام، تحلیل روابط و رفتارهای او ناقص خواهد بود.
- کتمان اسرار و نسبت آن با کمال ولایت:
امام هر آنچه را شهود میکند، لزوماً اظهار و افشا نمینماید. هرچه امام به خداوند نزدیکتر میشود، سلوکش کاملتر میگردد و ولایت او جامعتر میشود. هر اندازه ولایت کاملتر باشد، کتمان اسرار بیشتر میشود. اولیای الهیِ کاملتر، ساکتتر هستند؛ زیرا مظهر اسماء باطنی الهیاند و اقتضای اسماء باطنی، ستر، خفا و سکوت است. اولیایی که مأمور به کتمان اسرار هستند، مقامی بالاتر از اولیایی دارند که مأمور به اظهار اسرارند؛ زیرا آنان مظهر اسم «الباطن» هستند، در حالی که مأموران به افشا، بیشتر مظهر اسم «الظاهر» میباشند. امام هرچه را شهود میکند، مأمور به اظهار آن نیست، زیرا افشای برخی حقایق، میتواند نظام عالم را به هم بریزد.
- جمع غیب و شهود بهعنوان ویژگی اساسی امام:
امام کسی است که جمع بین غیب و شهود میکند. او در عین ارتباط کامل با ملکوت عالم، از حضور در عالم محسوس و مادی غافل نیست. هم در ظاهر حاضر است و هم در باطن. امام حضور در تمام مراتب عالم دارد و در همهٔ عوالم سَریان وجودی دارد.
به هر چیزی که توجه کند، در همانجا حضور مییابد. در عین ارتباط با خداوند، ارتباط او با عالم ماده قطع نمیشود. او توان جمع بین تمام عوالم هستی را دارد و میتواند نسبت میان حق و خلق را حفظ کند.
- نمونهٔ عینی جمع حق و خلق در سیرهٔ امیرالمؤمنین (ع):
نمونهٔ بارز این مقام، امیرالمؤمنین علیهالسلام است؛ آن حضرت در حالی که در نماز، در مقام فناء و توجه کامل به مقام احدیت قرار داشتند، هنگامی که سائلی برای درخواست کمک وارد شد، انگشتر خود را در همان حال به او اهدا فرمودند. این، حقیقت جمع غیب و شهود است؛ مقامی که ویژگی امام است. امام دارای مقام سریان در غیب و شهود است و وجود او در تمام مظاهر هستی جاری و ساری است. او با تمام مظاهر ظاهری و باطنی عالم مرتبط است و در تمامی مراتب و عوالم حضور دارد.
- امام بهعنوان شاهد، ناظر و مبیّن غیب:
امام نهتنها غیب را شهود میکند، بلکه توان تبیین غیب را نیز داراست. او مبیّن غیب است؛ یعنی غیب را برای انسانها باز میکند، شرح میدهد و تفسیر مینماید. افزون بر شهود غیب، امام انسانها را وارد عالم غیب میکند و ارواح را در غیب سیر میدهد. این سیر دادن ارواح در عالم غیب، از آن جهت ممکن است که امام محیط بر غیب است. او تنها شاهد غیب نیست، بلکه حاضر، ناظر و محیط بر غیب است. حتی بالاتر از این مراتب، امام مدبّر غیب است.
- نسبت مظهریت اسماء الهی با تدبیر و حفظ غیب:
از آن جهت که امام مظهر اسماء الهی، بهویژه اسم «محیط» و اسم «ولی» است، بر غیب احاطه دارد. هنگامی که امام مظهر اسماء واحدیت الهی باشد و با عالم الهی ارتباط داشته باشد، واسطهٔ تدبیر غیب میگردد و مظهر اسم «مدبّر» میشود. مرتبهٔ بالاتر از تدبیر، حفظ است؛ یعنی امام نهتنها غیب را تدبیر میکند، بلکه حافظ غیب و شهود نیز هست. در حقیقت، او حافظ همهٔ عوالم وجود است و احاطهای جامع بر عالم دارد. از مرتبهٔ نفس ناطقهٔ خویش، حافظ عالم نیز میباشد.
- کشف فقر ذاتی و دستیابی به سرّ صمدیت:
کسی که فقر ذاتی خود را بهطور مطلق کشف کند، به سرّ صمدیت الهی دست مییابد؛ یعنی کشف صمدیت الهی برای او حاصل میشود. این مقام، مقام امام معصوم است. امام معصوم سیر در عالم دارد و این سیر را به ارواح عطا میکند. او سیر در اسماء الهی دارد، سیر در اسماء ایجاد دارد و سیر در صمدیت ایجاد میکند. نهایت مقام امام، سیر در ذات الهی است و این، عالیترین مرتبهٔ وجودی اوست.
- ولایت معصوم؛ عالیترین مرتبهٔ وجودی در عالم:
امام در حقیقت ولیّ الهی است، اما ولیای که دارای عصمت است. ولیّ معصوم، بالاترین جایگاه را در عالم داراست؛ زیرا هم مقام ولایت را داراست و هم مقام عصمت. از اینرو، انسانی که با چنین حقیقتی روبه رو است، باید با او ارتباط برقرار کند و بلکه به اتحاد با او برسد.
- راه ارتباط با امام: حب و بغض الهی:
این پرسش مطرح میشود که انسان از چه طریقی میتواند با امام ارتباط برقرار کند؟ راه ارتباط با امام، حب است. هنگامی که مقام و منزلت امام شناخته شود، ارتباط با او معنا پیدا میکند. این ارتباط از طریق محبت به امام معصوم و تنفّر از دشمنان امام شکل میگیرد. محبت به معصوم، خود یک طریق سلوکی است و تنفّر از دشمنان معصوم نیز یک طریق سلوکی مستقل به شمار میآید.
- جلوههای عملی حب و بغض در زیارت و لعن:
محبت به امام در قالب زیارت و سلام ظهور مییابد و تنفّر از دشمنان امام در قالب لعن آشکار میشود. لعن، هم بهصورت کلی ذکر شده و هم بهصورت شخصی و جزئی. نمونهٔ روشن آن، زیارت عاشورا است که در آن، نام افرادی چون معاویه، یزید، شمر و پیروان آنان مورد لعن قرار میگیرد. این لعن فرستادن، یک سیر و سلوک است؛ یعنی یک روش تربیتی و معنوی برای حرکت بهسوی امام است. همانگونه که حب به امام یک طریق سلوکی است، تنفّر از دشمنان او نیز چنین جایگاهی دارد.
- حب به امام؛ حب به کل عالم هستی:
محبت به امام معصوم، محبت به کل عالم هستی است. این خود بحث مستقلی میطلبد که چگونه از طریق محبت به امام، با کل عالم هستی ارتباط برقرار میشود. تمرکز بر غم و مصیبت اهل بیت (ع)، راهی برای برقراری ارتباط با آنان است، بهویژه تمرکز بر مصیبت امام حسین (ع). این توجه به مصیبت امام حسین، یک دستور سلوکی خاص است که اولیای الهی آن را طی میکنند.
- انتقال علوم میان ائمه (ع):
هر امام وظیفه دارد علوم اولین و آخرین را به امام پس از خود منتقل کند. این انتقال، انتقالی دفعی و جمعی است، نه صرفاً تعلیمی و ظاهری. همانگونه که امیرالمؤمنین (ع) فرمودند که رسول خدا (ص) هزار باب علم را به ایشان آموختند که از هر باب، هزار باب دیگر گشوده شد. این انتقال علوم، انتقالی وجودی و یکباره است و حقیقت آن، در قالب تعلیم لفظی قابل تبیین کامل نیست.
- غم بر مظلومیت ائمه بهعنوان مسیر سلوکی:
اندوهگین شدن به سبب ظلمی که بر ائمه (ع) رفته است، یک شیوهٔ سلوکی برای ارتباط با جان و حقیقت امام است. ظلم به هر امام، ظلم به کل عالم انسانیت است و حتی فراتر، ظلم به کل عالم هستی؛ زیرا امام جانِ عالم است. در برابر امام، کل عالم در موضع تقابل با ظالم قرار میگیرد. در مقابل، محبت به امام، محبت به کل عالم هستی است و کل عالم در خدمت و همراهی با او قرار میگیرد.
- اتحاد وجودی با امام و بهرهمندی از حقیقت او:
از طریق ارتباط با امام، انسان با کل عالم هستی مرتبط میشود. محبت به امام و تنفّر از دشمنان او، راه ارتباط با روح امام است و ارتباط با روح امام، به معنای اتحاد وجودی است، نه صرفاً ارتباط ذهنی یا عاطفی. توجه و نظر به حقیقت امام، حشر با امام را رقم میزند و این حشر، به اتحاد و وحدت روحانی میانجامد. همین معنا در عبارت «کلُّنا سفینهُ النجاه» و «سفینهُ الحسین أسرع و أوسع» تجلی یافته است.
- ویژگی ممتاز ارتباط با امام حسین (ع):
ارتباط با روح حسینی (ع)، سرعت و وسعت در سیر و سلوک ایجاد میکند. دلیل این امر آن است که امام، مظهر همهٔ اسماء الهی است. او میتواند انسان را با غیب مرتبط کند، غیب را تبیین نماید، حافظ غیب باشد، محیط بر غیب باشد، مدبّر غیب باشد و جامع غیب و شهادت گردد. تمام این ویژگیها در منظومهٔ اسماء و صفات الهی ریشه دارند؛ زیرا هر یک از کمالات امام، مظهر یکی از اسماء الهی است.
- مظهریت اسماء ذاتی الهی و جایگاه یگانهٔ معصومان:
امام، مظهر اسماء ذاتی الهی است و این مظهریت، در معصومان (ع) غلبه دارد. تنها معصومان هستند که میتوانند جامع اسماء ذاتی الهی باشند. از آثار اسماء ذاتی، امور بنیادینی چون خلق، ایجاد، ارتباط ارواح با یکدیگر، خلق روح، ایجاد بدنها، قبض و جذب نفوس است. همهٔ این امور، از شئون اسماء ذاتی الهی به شمار میآیند.
- حب به امام؛ پل ارتباط با حق و هستی:
از طریق محبت به امام معصوم، محبت به حق تعالی در دل انسان ایجاد میشود و ارتباط با خداوند شکل میگیرد. همچنین، محبت به امام، محبت به کل عالم هستی را در پی دارد و انسان را با همهٔ عوالم مرتبط میسازد. امام در همهٔ شئون، واسطهٔ ارتباط است. سیر در روح امام با حب آغاز میشود و توجه و نظر به امام، اتحاد روحانی و حشر معنوی با او را به دنبال دارد. امام انسان را به کل عالم هستی و در نهایت به خودِ حق متصل میکند.