- تبیین ابتدایی بحث تجلی و تمثل در مقام امامت:
بحثی که مطرح است، درباره «امامت در مقام تجلی تمثلی و تصرف» میباشد. این محتوا از مباحث بسیار اساسی، عمیق و سنگین در حوزه امامت به شمار میآید.
- نسبت صفات، احوال روحی و خیال انسان:
صفات، ملکات و احوال هر روحی در قوه خیال صاحب آن روح تجلی پیدا میکند. انسان دارای صفات، ویژگیها و حالات روحی خاصی است و تمام شئون وجودی او بر اساس همین حالات روحی شکل میگیرد. سخن گفتن انسان، افعال او، نوع دیدن و ادراکاتش، رؤیاهایی که در خواب مشاهده میکند، و حتی اندیشهها و تخیلات او، همگی متناسب با همین احوال و ملکات درونیاند. این ملکات روحی که با روح انسان عجین بوده و نوعی وحدت با روح دارند، در مرتبه خیال انسان صورتپذیر میشوند؛ به این معنا که این ویژگیها و حالات در خیال انسان مجسم و متجلی میگردند. انسان در مرتبه تخیل، که همان مرتبه مثال شخصی یا مثال متصل اوست، ملکات و حالات خویش را به صورت تمثلات خیالی مشاهده میکند. در این مرتبه، معنا و حالت روحی، در قالب صورت و شکل ظاهر میشود و هر معنا و هر صفتی چنین اقتضایی دارد.
- تعریف ولیّالله و گستره تصرف او:
ولیّالله، که امام معصوم مصداق کامل آن است، کسی است که استعداد تصرف در اجسام، ابدان و ارواح را به فعلیت رسانده است. او دارای قوت وجودیای است که بهواسطه آن میتواند در مراتب روحی اشیاء دخل و تصرف کند. این تصرف، هم در اجسام و ابدان انسانها و هم در جمادات، نباتات و حیوانات قابل تحقق است. به دلیل همین اعمال ولایت، به او «ولی» گفته میشود. امام معصوم قدرت آن را دارد که در مرتبه جسمانی اشیاء تصرف کند؛ همانگونه که حضرت موسی (ع) با اذن الهی عصا را به مار تبدیل کرد. این بهمعنای تغییر در حقیقت و نوع جسمانیت یک شیء است. نمونههایی از این دست در سیره ائمه علیهمالسلام نیز وجود دارد که در آن، تغییر در بدن یا جنسیت ظاهری انسان به واسطه اعمال ولایت رخ داده است. این نوع تصرف، نمونهای از ولایت در مرتبه جسمانیت است.
- مراتب گوناگون تصرف در جسمانیت:
تصرف امام در جمادات و بدنها دارای مراتب، درجات و اشکال مختلفی است. پایینترین درجه آن میتواند تغییر در رنگ یا خصوصیات ظاهری اجسام باشد که خود نیز نوعی تصرف به شمار میآید. اما عالیترین مرتبه تصرف در جسمانیت، تصرف در خود ماده و حقیقت آن است که مختص امام معصوم است. از مراتب دیگر تصرف در ابدان، شفا دادن بیماریهاست؛ به این معنا که امام میتواند موانع بدنی را برطرف کرده و بدن انسان را شفا بخشد. این نیز نوعی تصرف ولایی در جسمانیت است.
مرتبهای بالاتر آن است که امام بتواند عضوی را که در بدن وجود ندارد، انشاء کند؛ خواه در بدن انسان، حیوان یا گیاه. یعنی بدن را تکمیل نماید، مانند انشاء دست برای کسی که فاقد آن است، یا ایجاد چشم برای کسی که از آن محروم بوده است. این مرتبهای از تصرف است که در آن امام با تمرکز قوت وجودی خود، عملی از جنس انشاء و خلق انجام میدهد. مرتبه دیگر آن است که عضوی ناقص را تکمیل کند؛ یعنی نقص مادی عضو را با نظر ولایی خود برطرف سازد. این مراتب هرچند بهطور اجمالی بیان شد، اما حقیقت تصرف امام در جسمانیت بسیار گستردهتر از آن است که احاطه کامل به جزئیات آن برای ما ممکن باشد.
- تصرف در قوای نفسانی و حواس ظاهری:
مرتبه دوم تصرف امام، مربوط به قوای نفسانی است. البته شفا دادن چشم کور و گوش کر نیز همچنان در حوزه جسمانیت قرار میگیرد، زیرا روح هر انسان بهخودیِخود بینا، شنوا و ناطق است و این بدن است که دچار اختلال میشود. امام با رفع خلل بدنی، کارکرد طبیعی روح را در بدن بازمیگرداند. اما افزون بر این، امام میتواند در خود قوای نفسانی تصرف کند؛ بدین معنا که قوهای را تقویت یا تکمیل نماید. برای مثال، میتواند قوه بینایی را امتداد دهد، بهگونهای که انسان نهتنها اشیاء نزدیک، بلکه فواصل بسیار دور یا حتی پشت دیوارها را مشاهده کند. همینطور میتواند شنوایی را گسترش دهد تا انسان اصوات بسیار دور یا بسیار ظریف را درک کند. این امتداد در حواس پنجگانه، یعنی سامعه، باصره، لامسه، ذائقه و شامه، همه از شئون ولایت امام در مرتبه قوای نفسانی است. در این مرتبه، امام در تجرد قوا اعمال ولایت میکند و دایره تصرف او بسیار گستردهتر از مرتبه جسمانیت است.
- آغاز تصرف در قوه خیال:
دایره ولایت امام تنها به این مراتب محدود نمیشود، بلکه به قوه خیال انسان نیز میرسد. قوه خیال محل انعکاس و ظهور صورتهاست. امام میتواند در این مرتبه، معانی را صورتمند سازد و در خیال افراد، صورتهایی را انشاء کند. گاهی امام ملکات روحی خود شخص را در خیال او متمثل میسازد تا فرد با مشاهده تمثلات خیالی، به احوال درونی خود آگاه شود. گاهی نیز امام ملکات مرتبه عصمت را در خیال شخص متمثل میسازد و از این طریق، فرد با مشاهده آن صور خیالی، با احوال روحی امامت آشنا میگردد.
- عبور دایره ولایت از خیال و ورود به تجرد عقلی:
دایره تصرف امام به قوه خیال محدود نمیشود، بلکه به مرتبه تجرد عقلی نیز میرسد. امام قادر است فهمی برتر به انسانها عطا کند و معانی و معارف را به عقل آنان القا نماید، بهگونهای که از معارف الهی بهرهمند شوند. این القای معانی، مسئلهای بسیار سنگین و مهم است. بسیاری از کسانی که با معصوم ارتباط دارند، ثمره این ارتباط برای آنان بهصورت القاء معرفتی در قلب و عقلشان ظاهر میشود. گاه خود آنان متوجه هستند که این فهم، حاصل نظر و الهام امام است و گاه بدون التفات آشکار، این دریافتها در جانشان تحقق مییابد. این مرتبه، همان مقام تجرد عقلی امام است. بنابراین گاهی امام معنا را در خیال انسان متمثل میکند و گاهی همان معنا را مستقیماً در عقل او تجلی میدهد. این دو مقام با یکدیگر متفاوتاند.
- تبیین مراتب تجرد: مثالی، برزخی و عقلی امام:
آنجا که امام با قوه خیال انسان مواجه میشود و تجلی تمثلی انجام میدهد، این مربوط به مقام تجرد مثالی و برزخی امام است. در این مرتبه، امام حقایق را بهصورت خیالی و مثالی تمثل میبخشد. هرگاه امام انسان را به مشاهده عالم برزخ نائل سازد و برزخ منفصل را به او نشان دهد، این از شئون مقام تجرد برزخی امام است. همچنین آنجا که امام ملکات درونی فرد را در خیال خود او یا در عالم مثال مطلق متمثل میسازد، باز هم این مقام، مقام تجرد برزخی امام به شمار میآید. در مقابل، هنگامی که امام انسان را به مرتبه قیامتی سیر میدهد، این سیر مربوط به مقام تجرد عقلی امام است. گاهی وسعت وجودی انسان بهحدی میرسد که امام او را تا مرتبه قیامت هدایت میکند و گاهی تا مراتب بالاتر همچون عالم قضا و قدر سیر میدهد. این مرتبه، فوق تجرد عقلی است. حتی در مرتبهای بالاتر، امام میتواند روح انسان را تا مقام علم الهی و تا مراتب اسماء و صفات الهی سیر دهد.
- مقام سرّ و خفی امام و تجلی اسماء الهی:
در این مراتب عالی، امام در مقام سرّ و خفی خویش ظاهر میشود. در این مقام، امام اسمی از اسماء الهی را در قلب انسان انشاء میکند، بهگونهای که قلب او مظهر آن اسم خاص قرار میگیرد و انسان به آن مقام تحقق مییابد. در مرتبهای بالاتر، اگر قوت وجودی انسان اجازه دهد، امام میتواند او را تا مرتبه ذات الهی هدایت کند. اینها همگی درجات مختلف ولایت امام و مراتب تصرف، تسخیر و هدایت اوست.
- نسبت ملکات، خیال و ساختار عالم هستی:
تمام ملکات، در حقیقت معانیای هستند که در قوه خیال تمثل پیدا میکنند. هر صفتی، صورتی متناسب با خود دارد که در خیال ظاهر میشود. قوه خیال، آینه تمام صفات و نمایشگاه احوال روحی انسان است. انسان همه احوال درونی خود را بهصورت تفصیلی در خیال خویش مشاهده میکند. نظام هستی نیز چنین است؛ کل عالم، تمثل ملکات و اسماء الهی است. عالم، عالم تمثل الهی است. خداوند احوال جمالی و جلالی خود را در قالب عالم ماده و عالم مثال تجلی داده و حقایق علمی خود را در عالم مجردات عقلی ظهور بخشیده است. مواجهه با عالم، در حقیقت مواجهه با احوال الهی است. عالم، مراتب ذات الهی، مراتب علم الهی و مراتب اسماء و صفات الهی است.
- تمثل حقیقت امامت و روح امام:
امام میتواند خود حقیقت امامت را برای دیگران متمثل سازد، یا حتی روح خویش را برای دیگران به صورت شخصی با چهره و سیما تجلی دهد. همانگونه که هر اسم الهی در برزخ تجلی دارد، در خیال انسان نیز قابلیت تمثل دارد و عالم مثال مطلق، تمثلات اسماء الهی است. عالم مثال مقید نیز میتواند تمثلات اسماء الهی را در خود بپذیرد، مشروط بر آنکه تطهیر شده باشد. در حقیقت، هر ظهور برزخی، تمثلی از یک اسم الهی است. ولیّالله قادر است همه احوال را در خیال دیگران بهصورت تجلی تمثلی ظاهر سازد و حتی اصل ذات روحی افراد را با صورت و هیئت خاص در خیال آنان انشاء کند.
- انشاء، امتداد و قبض در قلمرو ولایت:
ایجاد قوهای که شخص فاقد آن است، امتداد دادن آن، شدت بخشیدن یا قبض آن، همگی در قلمرو تصرف ولایت امام در قوای نفسانی قرار میگیرند. امام میتواند خیال انسان را آنقدر توسعه دهد که به عالم برزخ متصل شود و این اتصال را مشاهده کند. همچنین امام میتواند عقل انسان را توسعه دهد تا به عالم عقل کل و عالم جبروت متصل گردد. وسعت دادن عقل، قلب و خیال، و امتداد هر یک از این مراتب، از شئون ولایت و تجلی ولایت امام است.
- تصرف امام در بدن و مراتب گوناگون آن:
در ارتباط با بدن انسان نیز امام میتواند انواع تصرفات را اعمال کند. گاهی ممکن است اختلالی در عضوی ایجاد کند، و گاهی همان عضو را تکمیل و اصلاح نماید. برای مثال، ممکن است فردی لبهایش حرکت کند اما صوت و لفظی از او صادر نشود؛ این نیز نوعی تصرف امام است. این تصرف لزوماً به این معنا نیست که حرکت لبها متوقف شده باشد، یا لبها بهگونهای به هم چسبیده باشند که باز نشوند؛ بلکه هر یک از این حالات، نوعی خاص از تصرف به شمار میآید. بنابراین، مراتب تصرف امام بسیار متفاوت است؛ از مرتبه جسمانیت آغاز میشود و تا مراتب عالی وجودی امتداد پیدا میکند.