- قیامت و نامهای آن:
در این محتوا، این نکته بیان میشود که هر یک از نامهای قیامتی، اشاره به یکی از اسماء حسنای الهی دارد. برای نمونه، «یوم جامع» از نامهای قیامتی است و با اسم «جامع» الهی ارتباط دارد. با آنکه خداوند بساطت محض دارد و تعدد جهات در ذات او راه ندارد، حقیقت قیامت نیز حقیقتی واحد است؛ اما به اعتبار نسبت آن با ما و با عالم، برای آن عنوانها و اسمهایی در نظر گرفته میشود. بنابراین هر شأن قیامتی، عنوانی ویژه و اسمی خاص دارد، در حالی که همهٔ این اسمها به یک حقیقت واحد اشاره میکنند.
از این منظر، اسماء قیامت تکوینیاند، نه اعتباری؛ یعنی این نامها صرفاً قراردادی نیستند، بلکه عین واقع را نشان میدهند و حقیقتی را بیان میکنند. از آنجا که قیامت برای ما غیب مطلق و از باطن است، هر یک از اسمهای قیامتی در ماهیت هدایت نقش دارد و جلوهای از اسماء الهی به شمار میآید. پس لازم است انسان با آن اسمها رابطه برقرار کند و پیام آنها را دریافت نماید؛ مانند «یوم الحشر». بر این اساس، باید از اسمهای قیامتی به اسمهای الهی منتقل شد.
- وحدت هستی و تأثیر اعمال در کل عالم:
همهٔ موجودات، در ماده مشترکاند و حقیقت عالم نیز مشترک و واحد است. از این رو، عمل هر فرد در کل عالم مؤثر است؛ زیرا همهٔ مخلوقات در وجود با یکدیگر شریکاند و هستیِ همهٔ موجودات، به اتصال با یکدیگر وابسته است. همه یک هستی واحد دارند و این هستی واحد، ارتباطی شبکهای و منسجم با همدیگر برقرار میکند. بنابراین، هر عملی در سراسر عالم اثر میگذارد.
از همین جا روشن میشود که افعال انسان نیز نسبت به یکدیگر بیارتباط نیستند. تمام افعال انسان با ذات او ارتباط دارند، زیرا هر فعل، جلوهای از ذات اوست. همچنین، تمام افعال پیشین او با افعال پسین او نیز پیوند دارند و این پیوند، یک ارتباط عدادی و پیوسته است. البته این ارتباط، با حفظ اختیار انسان معنا پیدا میکند. بنابراین بسیاری از افعال کنونی ما نتیجهٔ افعال پیشین ما هستند؛ با این حال، در همهٔ افعال، اختیار و اراده حضور دارد. افزون بر این، اعمال انسانهای پیشین نیز در اعمال انسانهای پسین اثرگذار است، زیرا عالم نظامی شبکهای دارد و همهٔ هستیها از یک سنخ و یک جنساند. پس ما با یک هستی واحد در ارتباط هستیم.
- زمان بهعنوان حقیقتی واحد و دارای مراتب:
نباید زمانها را از هم گسسته دید؛ زیرا زمان یک حقیقت واحد است که دارای مراتب مختلف است. این حقیقت در دنیا، در برزخ و در قیامت بهگونههای متفاوت ظهور میکند. زمان را نباید تکهتکه و مقطعی طراحی کرد، زیرا این کار نادرست است. در واقع ما با حقیقت واحد زمان روبهرو هستیم و نباید آن را پارهپاره تصور کنیم.
زمان در حقیقت، نوعی حجاب است و حجابِ شیفتگی روح ما نیست. جسم ما با زمان مرتبط است، اما روح ما با حقیقت زمانی، یعنی با دهر و سرمد، ارتباط وجودی دارد. بنابراین، زمان صرفاً یک امر ذهنی یا قراردادی نیست، بلکه حقیقتی وجودی است که دارای مراتب میباشد. مرتبهای از آن در عالم دنیا ظاهر میشود، مرتبهای در برزخ و مرتبهای در قیامت.
- برزخ، دهر و سرمد:
در برزخ، زمانی که با طلوع و غروب خورشید همراه باشد وجود ندارد؛ هرچند تعلق به زمان و مکان در برزخ بهنحوی برقرار است. انسان در برزخ احساسی از زمان دارد، اما این احساس، از سنخ زمان دنیوی نیست. مرتبهٔ برزخی زمان را «دهر» مینامند و مرتبهٔ عقلانی زمان را «سرمد» میگویند. به این معنا، یک مرتبهٔ وجودی را در برزخ احساس میکنیم و یک مرتبهٔ وجودی دیگر را در قیامت درک میکنیم. کسانی که پیشتر از دنیا رفتهاند و کسانی که بعداً از دنیا خواهند رفت، همه در برزخ حاضر میشوند. خودِ برزخ زمان ندارد، اما موجوداتِ آن مرتبه، به لحاظ ارتباط با انسان، انتظار وقوع قیامت را دارند و از این جهت نوعی احساس از زمان، دهر و سرمد برای آنان قابل تصور است. بنابراین، برای ارتباط با هر مرتبهٔ غیبی، شناخت درست همان مرتبه و طهارت متناسب با آن لازم است.
- خزائن غیبی و جایگاه جمعه:
هر حادثهای که در عالم رخ میدهد، دارای مبدأ وجودی و خزائن غیبی است. برای نمونه، جمعه نیز یک حادثه است که مبدأ غیبی دارد و در خزائن الهی ریشه دارد. در آستانهٔ قیامت، افقها به هم نزدیک میشوند و یکسان میگردند؛ زمین مسطح میشود و پستیها و بلندیهای آن برداشته میشود. همانگونه که در خزائن الهی، افقها دارای مراتباند، در عالم دنیا نیز تفاوت افق وجود دارد.
ظرف وجودی انسان کامل، همهٔ خزائن الهی را یکجا در بر دارد. قیامت در روز جمعه اتفاق میافتد و در جمعه ظاهر میشود. همانگونه که ظهور امام زمان(عج) نیز در روز جمعه دانسته شده است. بنابراین، جمعه روز مظهر اسم جامع الهی است و چون همه در قیامت جمع میشوند، جمعه مظهر نازل قیامت به شمار میآید.
- حشر فردی و حشر جمعی:
در ادامه بیان میشود که همهٔ افعال انسان با ذات او و با یکدیگر ارتباط دارند و این ارتباط، با نظام شبکهای عالم سازگار است. چون عمل هر انسان در کل هستی اثر میگذارد، لازم است در قیامت همهٔ افراد حاضر باشند تا همهٔ تأثیرها و تأثرها آشکار گردد و جزا و کیفر حقیقی معلوم شود. در واقع، برای تحقق عدالت کامل در قیامت، جمع شدن همهٔ انسانها ضرورت دارد.
در عین حال، حشر فقط جمعی نیست، بلکه حشر فردی نیز هست. این دو معنا با هم جمع میشوند؛ یعنی هر کس با حفظ حالات روحی خود، با حفظ مقام وجودی خود، با حفظ تشخص خویش و با حفظ فردیت خود در میان همهٔ انسانها حاضر میشود. از این رو، هر انسانی خود را در ارتباط با دیگران میبیند و سعادت و شقاوت او نیز در پیوند با دیگران معنا مییابد. انسان خود را در گسترهٔ حشر جمعی حاضر میبیند و در عین حال، هویت شخصی خود را از دست نمیدهد. بدین ترتیب، هر فرد در جمع دیده میشود، اما نه بهگونهای که فردیت او از میان برود؛ بلکه با حفظ درجه و شخصیت خویش، خود را در میان دیگران حاضر مییابد. به همین سبب، «یوم المشهود» روزی است که شهود در آن تحقق پیدا میکند. پس باید جمعی باشد تا شهود تحقق یابد، و شاهدی لازم است که ما نیز مشهود او شویم.