مجردات هرگاه احساس سنخیت و تناسبی برای خود بیابند، به آن توجه و نظر میکنند. از این جهت، در تمثل و تجلی خود تلاش میکنند به صورتهایی ظاهر شوند که تعیّن آنها کمتر باشد. به همین سبب، اشیای مدور و کروی استحکام بیشتری دارند، تراکم آنها بیشتر است و اتصال اجزای آنها نیز بیشتر دیده میشود. در مجموع، اشیایی که به شکل کرهای و مدور هستند، اسم حکیم را بیشتر نشان میدهند. به تعبیر دیگر، اسم حکیم در مقام فعل در آنها تجلی میکند. حکیم بودن در اینجا به معنای محکم بودن شکل هندسی اشیا است. بنابراین، شکل هندسی اشیا در ظهور نوعی از اسماء الهی اثر دارد.
- ویژگی دایره و کمترین تعیّن آن:
در اشیای مادی که مدور و دایرهای هستند، غلبه اسم حکیم بیشتر است. شکل هندسی اشیا در ظهور نوعی از اسماء الهی تأثیر دارد. شکل مدور و دایرهای در واقع کمترین تعیّن را در میان اشکال دارد. دایره افضَلُ الاشیاء است، زیرا ذل و زاویه ندارد؛ یعنی در میان اشکال، وسیعترین شکل همان شکل مدور است. چون زاویه ندارد، تعیّن آن بسیار کم است. از این جهت، نوعی سنخیت میان شکل دایره و مجردات وجود دارد. مجردات نیز نوعی سنخیت با شکل دایره دارند، زیرا در حقیقت، اشکال و تمثلات برزخی مجردات به صورت مدور ظاهر میشوند. یعنی موجود مجرد در تمثل خود به شکل کروی و دایرهای ظاهر میشود، چون تعیّن آن کم است.
- نمونههای معماری مدور در سنت اسلامی:
بر اساس این قاعده، در گذشته خانهها را به شکل مدور میساختند و در سنت امامی اسلامی نیز بناهای مدور رواج داشت. هدف از این کار آن بود که به نوعی نظر ملکوت را به سوی خود جلب کنند. خانههایی که مدور هستند، تعیّن کمتری دارند و از این جهت سنخیت بیشتری با ملکوت دارند نسبت به خانههایی که دارای ضلعهای متعددند.
البته این تنها یک نظر است، اما دستکم چنین بناهایی نوعی بساطت را دارا هستند. اشکال مدور با طبیعت سازگارتر و هماهنگترند. از جهت سرما، گرما و باد، خانههایی که مدور ساخته میشوند، سرما را به داخل خود راه نمیدهند، گرما را نیز کمتر به داخل نفوذ میدهند و در برابر بادها ایمنتر هستند. همچنین در برابر خطرها نیز امنیت بیشتری دارند. از این رو، خانههای قدیمی به شکل مدور ساخته میشدند.
- هماهنگی ظاهر طبیعت با ملکوت و غیب:
حکمت این نوع ساختوساز در تطابق با طبیعت است و در واقع، تعیّن آن کمتر است. این ویژگی، کارکرد بیشتری در اشکال مدور ایجاد میکند؛ به گونهای که هماهنگی ظاهر طبیعت با ملکوت و غیب را نشان میدهد. یعنی اشکالی که کمترین تعیّن را دارند و وسیعترین اشکال به شمار میآیند، بهتر میتوانند اثر اصلاحی را در خود ظاهر کنند.
به همین جهت، برج و باروها را نیز مدور میساختند. زیرا مجرد عقلی و مجرد مثالی با کمترین تعیّن اشیا زودتر رابطه برقرار میکند. یعنی اشیایی که کمترین تعیّن را دارند، زودتر با مجردات عقلی و مثالی ارتباط پیدا میکنند. این رابطه، رابطهای وجودی است.
- عناصر چهارگانه و واسطههای ارتباط با عالم ملکوت:
کمترین تعیّن در اشیا در وسایل چهارگانه، یعنی آب، خاک، هوا و آتش، دیده میشود؛ و اینها بستر ظهور مرکبات هستند. پس بسیدترین اشیای عالم طبیعت همان عناصر چهارگانهاند. همچنین در اعداد، بسیطترین عدد، عدد یک است و در اشکال، بسیطترین شکل، دایره است. بنابراین، اگر بخواهیم از طریق بهکارگیری اشیای مادی با مجردات مرتبط شویم، واسطههای ارتباطی مناسب همان عناصر چهارگانه هستند. همچنین در اشکال، دایره و در اعداد، عدد یک چنین نقشی دارند. اینها واسطههای مناسب ارتباط ما با عالم ملکوتاند، زیرا به خاطر کمی تعیّن، آن ارتباط بهتر شکل میگیرد.