آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • نکته‌هایی در زیارت وارث و زیارت مطلقه امام حسین(ع)

نکته‌هایی در زیارت وارث و زیارت مطلقه امام حسین(ع)

  • تعبیر وترالله در زیارت مطلقه:

در زیارت مطلقه امام حسین علیه‌السلام تعبیری وجود دارد که در هیچ زیارتی، اختصاصی‌تر از آن برای امام حسین علیه‌السلام و امام زمان علیه‌السلام دیده نمی‌شود، و آن تعبیر «وترالله» است؛ آنجا که می‌گوییم: «السلام علیک یا وترالله و وتر الموتور». معنای این تعبیر آن است که تو یگانه‌ای، تو تک هستی، برای خدا یگانه‌ای و همتایی برای تو نیست. خطاب به امام حسین علیه‌السلام گفته می‌شود که تو کسی هستی که در مقام قرب الهی، یگانه و بی‌نظیر هستی و هیچ‌کس شبیه و همانند تو نیست.

  • وتی بودن و تفاوت مراتب ائمه:

تعبیر «وترالموتور» نیز از تعبیرات اختصاری و ویژه امام حسین علیه‌السلام است و نشانه تفضّل و برتری برخی ائمه نسبت به برخی دیگر در جهاتی خاص است. همان‌گونه که در روایات آمده است: «کلنا سفینه النجاه و سفینه الحسین أسرع و أوسع». یعنی همه ما اهل‌بیت، کشتی نجات هستیم، اما کشتی حسین علیه‌السلام سریع‌تر و وسیع‌تر به مقصد می‌رساند. سرعت بیشتر این کشتی، به سبب مجموعه مصیبت‌ها و مظلومیت‌هایی است که امام حسین علیه‌السلام تحمل کرد؛ مصیبت‌هایی که هیچ امام دیگری در آن حد و اندازه ندید. همین مظلومیت و تحمل رنج‌ها، برای سالکان الی‌الله شتاب و سرعت ایجاد می‌کند. پاداش آن همه رنج و شهادت، نوری است که خداوند به حضرت عطا فرموده و همان نور، سرعت سیر به سوی خدا را برای اهل سلوک فراهم می‌سازد. اگر امام حسین علیه‌السلام به شهادت نمی‌رسید، آن فضیلت نهایی به آن حضرت داده نمی‌شد. بنابراین «أوسع و أسرع» بودن کشتی حسین علیه‌السلام، از جهت وسعت روحی و آثار معنوی مصائب آن حضرت است؛ و همین امر نشان می‌دهد که او از جهاتی نسبت به سایر اهل‌بیت، برتری و امتیاز دارد.

  • نوری بودن امام حسین در اصلاب و ارحام:

نکته دیگر آن است که در زیارت وارث، درباره امام حسین علیه‌السلام آمده است که آن حضرت نوری بوده است در اصلاب گذشتگان و ارحام شامخه آنان. این تعبیر نیز در رابطه با هیچ امام دیگری به این صورت ذکر نشده است. همین سه نکته، یعنی اختصاص عنوان «وترالله»، روایت «سفینه الحسین أسرع و أوسع»، و تعبیر نوری بودن در اصلاب و ارحام، همگی نشانه تفاوت مراتب ائمه نسبت به یکدیگر و نشان‌دهنده تفضّل امام حسین علیه‌السلام از جهاتی بر سایر ائمه است.

  • شهادت انبیا در زیارت مطلقه:

در زیارت مطلقه، نکته دیگری نیز آمده است و آن این است که حضرت داوود (ع) و حضرت عیسی (ع) در واقع در مورد امام حسین (ع) اظهار نظر می‌کنند و زبان امام می‌شوند. این از علم غیب آنان حکایت دارد و نشان می‌دهد که پیش از شهادت امام حسین (ع)، انبیا از شهادت و مقام آن حضرت خبر داده‌اند و او را معرفی کرده‌اند. چنین نکته‌ای درباره هیچ امامی به این شکل از زبان انبیا نقل نشده است.

  • وراثت امام حسین از انبیای اولوالعزم:

در زیارت وارث آمده است که امام حسین (ع) وارث آدم، نوح، موسی، عیسی، ابراهیم و محمد (ع) است. یعنی آن حضرت وارث همه پیامبران اولوالعزم است. اما این وراثت، وراثتِ دینی به معنای معمول نیست؛ وراثتِ مال و نسب هم نیست؛ وراثتِ جسم و نژاد هم نیست. این وراثت، وراثتِ روح و ولایت است. مقصود آن است که تمام مقامات ولایت که در انبیای اولوالعزم وجود داشته، در وجود امام حسین (ع) نیز هست. به همین دلیل، این زیارت به «زیارت وارث» معروف شده است؛ زیرا امام حسین (ع) وارث رسالت‌ها، خلقیات، ملکات و مقامات معنوی آنان است.

  • وراثت از اهل‌بیت و تأکید بر مقام حضرت:

در زیارت مخصوصه امام حسین (ع) نیز آمده است که آن حضرت وارث علی، وارث حسن و وارث زهرا (ع) است. یعنی افزون بر آنکه وارث آن نورهای مقدس و انبیای اولوالعزم است، وارث امیرالمؤمنین، امام حسن و حضرت زهرا (ع) نیز هست. این تعبیر بار دیگر بر عظمت و برتری مقام حضرت حسین (ع) تأکید می‌کند و نشان می‌دهد که او وارث انبیا و ائمه است.

  • صدیق بودن امام حسین (ع):

نکته‌ای بسیار مهم در زیارت مطلقه آن است که بر صدیق بودن امام حسین علیه‌السلام تأکید می‌شود. از میان همه فضیلت‌هایی که در زیارت بیان شده، این صفت برجسته شده است که تو صدیق هستی. «صدیق» صیغه مبالغه است، یعنی نهایت صدق و صدق مطلق. بر اساس بیان مرحوم علامه طباطبایی رحمه‌الله‌علیه، اگر کسی صفت صدق داشته باشد، همه خوبی‌ها و فضیلت‌ها را داراست؛ و اگر صدق به مرتبه مطلق برسد، تمام کمالات در آن جمع می‌شود. از این رو، صفت صدق، نشان‌دهنده محوریت وجودی امام حسین علیه‌السلام و مایه تفسیر سایر فضیلت‌های آن حضرت است. اساس تمام کمالات امام، در همین صدق مطلق نهفته است.

  • رابطه صدق با وراثت و کمالات امام:

تأکید بر وراثت امام حسین (ع) از انبیا و ائمه نیز در حقیقت بر پایه صدیق بودن آن حضرت قابل فهم است. یعنی چون امام حسین علیه‌السلام صادق مطلق است، وارث انبیا و ائمه نیز هست. پس صدق، اصل و بنیاد وراثت معنوی حضرت است و تمام کمالات او در عنوان صدیق بودنش جمع می‌شود. قرآن کریم نیز در همین معنا می‌فرماید: «یا أیها الذین آمنوا اتقواالله و کونوا مع الصادقین». خداوند مؤمنان را به تقوا و همراهی با صادقان دعوت می‌کند. مصداق کامل و مطلق صادقین، اهل‌بیت علیهم‌السلام هستند؛ آنان صدق محض‌اند و خداوند برای صدیقین نعمت ویژه قرار داده است. صدیقین با انبیا همراه‌اند و معیت وجودی و معنوی با آنان دارند.

  • صدق حضرت عباس (ع):

در ادامه، به حضرت ابوالفضل العباس (ع) اشاره می‌شود و گفته می‌شود که عالی‌ترین صفت ایشان، صدق بود. صدق حضرت عباس علیه‌السلام سبب شد که به مقام ولایت الهی برسد و ولیّ‌الله شود. بر پایه همین صدق، ایشان مطیع محض برادرش امام حسین (ع) شد. در حقیقت، صدق حضرت عباس (ع) از همه ویژگی‌های دیگر او برتر است و همان صفتی است که همه فضایل دیگر از آن زاده می‌شوند. صدق، مانند یک صفت مادر است که از آن، فضیلت‌های دیگر متولد می‌شود. تمامیت وجود حضرت عباس (ع)، و همه خوبی‌هایی که از او سر می‌زند، از صدق او سرچشمه گرفته است.

  • صدق و مقام قرب الهی:

مطلق صدق در ائمه (ع) وجود دارد و صدیقین با حضرت حق نوعی قرب ویژه دارند. قرآن می‌فرماید: «فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر». به سبب صفت صدق، انسان در جایگاه صدق قرار می‌گیرد، استقرار می‌یابد و ثابت می‌شود. مقعد صدق، منزل استقرار و بازگشت است. در نتیجه، کسی که به صدق می‌رسد، به مقام «عند ملیک مقتدر» نیز راه پیدا می‌کند و با حق تعالی قرب ویژه می‌یابد. از اینجا روشن می‌شود که سیر و سلوک واقعی باید از مسیر صدق بگذرد؛ یعنی انسان باید نسبت به خود، نسبت به خداوند و نسبت به دیگران صادق باشد و سیر خود را از صدق آغاز کند.

  • سنخیت سالک با امام:

هر سالکی، هر عارفی، تنها به شأنی از اباعبدالله (ع) ارتباط پیدا می‌کند. مقام حضرت حسین علیه‌السلام به اندازه‌ای گسترده است که سالکان و عارفان نمی‌توانند با تمامیت وجود او ارتباط برقرار کنند؛ بلکه تنها یکی از شئون آن حضرت برای آنان تجلی می‌کند. این تجلی نیز از همان جهتی است که با آن سنخیت دارند. از اینجا فهمیده می‌شود که انسان از همان وجهی با حقیقت امام مرتبط می‌شود که در خود برای آن وجه، کمالی پدید آورده و آن را تقویت کرده است. یعنی هر انسانی، بر اساس فضیلت و کمالی که در روح خود ایجاد کرده و آن را در خود غالب ساخته است، از همان جهت با امام معصوم ارتباط می‌یابد.

  • محدودیت سنخیت انسان با معصوم:

انسان با معصوم سنخیت مطلق ندارد، بلکه ممکن است از یک جنبه با او تناسب پیدا کند؛ مانند عفو، صدق، خشوع، حضور قلب، صبوری، یقین، جود و بخشندگی. به همان اندازه که آن صفت در روح انسان غلبه پیدا کند و بر روح او سلطنت یابد، همان اندازه اجازه ارتباط و توجه از سوی امام معصوم برای او حاصل می‌شود. بنابراین، بهره‌مندی انسان از امام، تابع همان کمال غالبی است که در او شکل گرفته است.

گفتارهای مشابه