امامت، یک نظام است؛ نظامی که امام با حقیقت روحانی خویش، نظمدهنده و نظامبخش یک امت است، بلکه فراتر از آن، با روح خود نظامدهنده تمام هستی است. امام، نظامدهنده وجود است و همه مخلوقات و موجودات، اعم از مادی و مجرد، تحت نظم روح او قرار دارند. با توجه به چنین مرتبه، جایگاه و شأنی که امام دارا است، باید بررسی کرد که چگونه میتوان با امام ارتباط برقرار کرد و چگونه میتوان از وجود او بهرهمند شد؛ چگونه میتوان از رحمت و فیض رحمانی او استفاده کرد و چگونه میتوان با او انس گرفت. از اینرو، بحث امامت، بحثی شریف، بنیادی و از عمیقترین حقایق دینی است. امامت در امتداد توحید قرار دارد و از شریفترین علوم الهی بهشمار میآید.
- مراتب ارتباط انسانها با یکدیگر:
در ارتباط میان انسانها، مراتب مختلفی وجود دارد. گاهی ارتباط صرفاً با دیدن شکل میگیرد؛ نگاه کردن به فرد و دیدن تصویر او، خود نوعی ارتباط است. مرحلهای دیگر آن است که افزون بر دیدن، با فرد سخن گفته میشود. این نیز مرتبهای دیگر از ارتباط است. مرتبهای بالاتر آن است که سخنان فرد را شنیده و به آن گوش فرا داده شود. پس از آن، مرحلهای وجود دارد که انسان در حین دیدن چهره، شنیدن سخن و گفتگو، درباره سخنان او میاندیشد و تفکر میکند. این مرحله، مرتبه عمیقتری از ارتباط است. در ادامه، ارتباطهایی همچون دست دادن، رفاقت و معاشرت نیز هرکدام گونهای از ارتباط محسوب میشوند. تمامی این موارد، ارتباطهایی هستند که در سطح ظاهر انسان شکل میگیرند.
- ارتباط در مرتبه خیال و عقل:
مرحلهای دیگر از ارتباط، زمانی است که رابطه از سطح ظاهر فراتر رفته و به سطح خیال میرسد. در این حالت، بهسبب تداوم ارتباط و توجه، صورت و چهره شخص در خیال انسان شکل میگیرد و تصویر ذهنی او در درون انسان زنده میشود. مرتبه بالاتر زمانی است که انسان بر سخنان طرف مقابل تعقل میکند، از آن بهره میگیرد و رابطه به مرحله عقلانی میرسد. در این حالت، ارتباط عمیقتر، دقیقتر و گستردهتر میشود.
- ارتباط قلبی؛ والاترین نوع رابطه:
در نهایت، بالاترین مرتبه ارتباط میان انسانها، ارتباط قلبی است؛ یعنی محبت، دلسوزی و پیوند درونی. این ارتباط، رابطهای انفسی و درونی است و از سطح عادی روابط فراتر میرود. در میان همه انواع ارتباط، فقط ارتباط قلبی است که حقیقتاً عمیق و مؤثر است.
- امکان و حقیقت ارتباط با امام معصوم:
حال باید بررسی کرد که ارتباط با امام چگونه ممکن است. آیا ارتباط با امام از طریق دیدار ظاهری است؟ آیا میتوان تصویر امام را دید یا صدای او را بهصورت مستقیم شنید؟ روشن است که در زمان غیبت، چنین ارتباط جسمانی و مادیای وجود ندارد؛ نه حضور فیزیکی در دسترس است، نه دیدن چهره و شنیدن کلام به صورت مستقیم. آنچه برای ما وجود دارد، اندیشیدن در سخنان و احادیث امامان و تأمل در معارف ایشان است. این خود نوعی ارتباط محسوب میشود. مرحلهای بالاتر از آن، ایجاد محبت امام در قلب است. این ارتباط، ارتباط روحانی و قلبی است. در این نوع ارتباط، انسان احادیث امام را میشنود، میفهمد و در آن اندیشه میکند و بر اساس آن، اعتقادات و باورهای خویش را شکل میدهد. اما ارتباط قلبی، یعنی ایجاد محبت در دل، ارتباطی قویتر و ریشهایتر است.
- حب و معرفت؛ اساس ارتباط با امام:
اساس ارتباط با امام، حب و معرفت است. ریشه ارتباط با امام، محبت و شناخت است. هرچه محبت قویتر باشد، ارتباط گستردهتر و عمیقتر خواهد بود و هرچه معرفت افزونتر شود، محبت نیز قویتر میشود. در نتیجه، رابطهای کاملتر، جامعتر و عمیقتر شکل میگیرد. این مراتب ارتباط، هم ارتباط ظاهری را شامل میشوند و هم ارتباط قلبی و روحانی را. با هر امام معصوم و حتی با اولیای الهی نیز میتوان به همین شیوهها ارتباط برقرار کرد. بنابراین، ارتباط با امام امری ممکن است؛ زیرا میان انسان و امام، اشتراک، تناسب و سنخیت وجود دارد. هر جا سنخیت باشد، امکان ارتباط نیز وجود دارد.
- اصل اساسی در ارتباط با معصوم:
اصل بنیادین در ارتباط با امام معصوم، توجه به مقام روحانی امام است. تمرکز اصلی باید بر رابطه قلبی باشد و رابطه قلبی نیز مبتنی بر توجه به مقام امام است. انسان باید بداند کسی که میخواهد با او ارتباط برقرار کند، چه مرتبهای دارد، چه مقامی داراست و چه نورانیت و روحانیتی در حقیقت او نهفته است. خود معصومان فرمودهاند: «نحن، والله، الأسماء الحسنی». آنان مظاهر اسماء الهی هستند و روح و سرّ وجودشان، تجلی اسماء و صفات الهی است. توجه به مراتب روحی امام، توجه به مراتب اسماء و صفات الهی است.
- امکان توجه روح انسان به حقیقت امام:
هر نفس مجردی، استعداد توجه و نظر به مراتب بالاتر از خود را داراست. از همین رو، انسان این قابلیت را دارد که به حقیقت امام، نفس امام و روح امام توجه کند. هنگامی که این توجه حاصل میشود، انسان خود را در همان مرتبه احساس میکند و نوعی حشر و پیوند روحی با امام در او پدید میآید؛ نه به معنای اتحاد، بلکه به نحوی از همسنخی و همافقی روحی. در هر نوع ارتباط با معصوم، وجود تناسب و سنخیت ضروری است. جایی که تناسب وجود نداشته باشد، ارتباط نیز شکل نخواهد گرفت. بنابراین، هرچه این سنخیت روحی بیشتر شود، نزدیکی و ارتباط نیز عمیقتر خواهد بود.
- لزوم تصحیح شناخت از امامت:
در نتیجه، لازم است انسان شناخت خود از امامت را تصحیح کند. باید روشن شود که نگاه ما به امام چگونه است و امام را در چه مرتبهای میشناسیم. ارتباط با هر حقیقتی، تابع نحوه وجود آن حقیقت است. اگر قرار است با امام ارتباط برقرار شود، این ارتباط باید متناسب با نحوه وجود امام باشد. آیا امام صرفاً بدنی مادی در حد عالم محسوس است؟ یا افزون بر بدن، دارای مراتب روحی، نفسی و ملکوتی است؟ پاسخ روشن است: امام حقیقتی است که بدن او تحت تدبیر نفس اوست و نفس امام همان ملکوت و غیب اوست. این مرتبه، یکی از مراتب وجودی امام است و با شناخت آن، انسان گامی در مسیر ارتباط صحیح با امام برمیدارد.
- مراتب وجودی امام؛ فراتر از بدن و نفس:
امام علاوه بر مرتبه جسمی و مرتبه نفسی (که همان ملکوت امام است)، مراتب وجودی دیگری نیز دارد. این مراتب شامل تجرد برزخی یا تجرد مثالی امام است که مرتبه «لوح محو و اثبات» امام محسوب میشود. اما امام درجات بالاتری نیز دارد؛ حقیقت امام و روح مثال او تنها به عالم مثال محدود نمیشود. امام در مرتبه تجرد عقلی نیز جایگاه ویژهای دارد. در این مرتبه، امام همرتبه ملکوتیان و حتی بالاتر از آنان است. در مرتبه مثال، تمامیت عالم مثال، روح اوست؛ یعنی جامعترین مرتبه مثالی را داراست. همچنین، در مرتبه بدنی، امام تمامیت عالم ماده است و جامع همه مراتب عالم ماده میباشد. اما زمانی که به مرتبه عقلی امام توجه میکنیم، درمییابیم که او جامع مراتب عقلی است. امام در این مرتبه، یک عقل مجرد و مفارق است و همشأن مجردات عقلی میباشد.
- مقام تجرد عقلی و مقام جبرائیلی:
مرتبه تجرد عقلی، یکی از منازلی است که امام داراست، اما تمام حقیقت امام نیست. این شأن، عوالم گستردهای دارد و مرتبه تجرد عقلی، مقام مجردات عقلی و فرشتگان مقرب الهی (جبرائیل، میکائیل، عزرائیل، اسرافیل) است. امام در این مرتبه، عقل کلیه است؛ او همان «اول ما خلق الله» یعنی عقل و روح اعظم در مرتبه عقلی است. بنابراین، مرتبه تجرد عقلی، مقامی از امام است که شامل مقام جبرائیلی، عزرائیلی، اسرافیلی و میکائیلی او نیز میشود.
- مقام سرّ امام؛ ارتباط با علم الهی و اعیان ثابت:
امام از مرتبه تجرد عقلی نیز فراتر میرود و به مقام سرّ میرسد. این مقام، مرتبهای بالاتر از تجرد عقلی است و در واقع، مقام ارتباط با علم الهی، ارتباط با اعیان ثابت و ارتباط با مقام قضا و قدر الهی است. در این مرتبه، امام به مقام «روح محفوظ» خود متصل است. تمام حقایق هستی در ذات و نفس امام مکتوم و ثابت است و خود روح امام در این مرتبه، حکم لوح محفوظ را دارد.
- ارتباط با باطن قضا و قدر و اسرار مخلوقات:
از مقام روح محفوظ، بالاتر میرویم به مقام ارتباط با قضای الهی. پس از آن، به مقام سرّ امام میرسیم. در این مقام، امام علم الهی را داراست و با اسرار تمام مخلوقات، از جمله اسرار جمادات، گیاهان و حیوانات، مرتبط است. او به اسرار تمام موجوداتی که در کل عالم هستی وجود دارند، آگاه است.
- مقام اسماء و صفات و مقام خفی:
بالاتر از این، به مقام اسماء و صفات میرسیم که به آن «مقام خفی» نیز اطلاق میشود. در این مرتبه، امام اسرار تمام بلاها و نعمتها، اسرار تمام حوادث تکوینی را میداند. امام سرّ طولانی شدن عمرها و سرّ کوتاه شدن عمرها را آگاه است؛ زیرا باطن همه این حوادث، همان اسماء و صفات الهی است.
- مقام اخفا؛ اتصال به ذات الهی:
از مقام خفی بالاتر، مقام اخفا قرار دارد که مقام ارتباط با ذات الهی است. این مقام، بالاتر از مقام اسماء و صفات است. در این مرحله، امام نه تنها باطن هر سری را میداند، بلکه به سرّ السرّ یعنی باطن هر اسمی نیز دسترسی دارد. در این مرتبه، امام به ذات الهی راه پیدا میکند و عالم به ذات الهی میشود. او اسرار اسماء الهی را درک کرده و دانا به آنهاست. در حقیقت، مقام اخفا یعنی اتصال و علم یافتن به مقتضای ذات الهی.
- تجلی اسماء الهی در هفت لطیفه روحی امام:
بنابراین، روح امام از هفت مرتبه یا هفت لطیفه وجودی برخوردار است. حال، هنگامی که میخواهیم با امام ارتباط برقرار کنیم، باید شناخت صحیحی از این مراتب داشته باشیم و ببینیم با کدام مرتبه او سنخیت داریم و به کدامیک باید توجه کنیم. اگر این مقامات و درجات را ندانیم، نحوه ارتباط با امام مشخص نخواهد بود. چنانکه خودشان فرمودهاند: «نحن والله الأسماء الحسنی». روح امام مظهر همه اسماء و صفات الهی است و این اسماء در تمامی مراتب روحی او تجلی دارند. این تجلی میتواند از بالا به پایین یا از پایین به بالا مورد مشاهده قرار گیرد.
1. مرتبه طبع (مقام بدنی امام): اسماء و صفات در این مرتبه نیز تجلی دارند.
2. مرتبه نفسی امام: آن حقیقتی که به بدن تعلق گرفته، تجرد دارد و اسماء الهی را در درون خود جای داده است.
3. مرتبه روح و قلب امام: این دو مقام، همان مرتبه تجرد عقلی اطلاق میشوند که حقایق اسماء را دارا هستند.
4. مقام سرّ امام: این مرتبه، مظهر اسماء و صفات الهی است و مربوط به کشف اعیان ثابت و قضا و قدر الهی میباشد.
5. مقام خفی امام: این مقام نیز مظهر اسماء و صفات الهی است.
6. مقام اخفای امام: این مقام نیز مظهر اسماء و صفات الهی است.
به این ترتیب، روح امام جامع تمام این حقایق هفتگانه است و اسماء الهی در تمام این مراتب توزیع شده و به فعلیت رسیدهاند.