- سلام، اسمی از اسماء الهی:
در ارتباط با حقیقت سلام بر ائمه، باید توجه داشت که آغاز هر زیارت با عبارت «السلام علیک» شروع میشود؛ سپس پس از واژه «یا»، نام آن امام که مخاطب روح ماست ذکر میگردد؛ مانند «السلام علیک یا اباعبدالله الحسین». پرسش این است که حقیقت و معنای «السلام علیک» چیست. در پاسخ باید گفت که سلام، اسمی از اسماء الهی است. خداوند متعال دارای اسماء حسنی است و هر اسم، اشاره به کمالی از کمالات ذات نامتناهی او دارد. بنابراین، ارتباط با اسماء الهی در حقیقت ارتباط از مجرای کمالات حق است و در میان این اسماء، سلام از اسماء جمالی به شمار میآید؛ یعنی از اسمهایی است که برای ایجاد ارتباط صمیمانه و آرامشبخش به کار میرود.
- سلام، آغاز یک رابطه روحی:
وقتی گفته میشود «السلام علیک»، معنای آن تنها یک درود ساده نیست؛ بلکه یعنی از ناحیه من هیچ اذیت و آزاری به ناحیه روح شما نخواهد رسید. در واقع، با سلام که خود اسمی از اسماء الهی است، رابطهای روحی آغاز میشود. این آغاز، شروع یک پیوند عاطفی و قلبی است که بر پایه مسیر توحیدی شکل میگیرد. بدین معنا که انسان از مجرای اسم الهی، با امام معصوم رابطه صمیمانه برقرار میکند. پس توجه به اسم سلام در حقیقت توجه به یک روح پاک و معصوم است؛ یعنی از مسیر توجه به اسمالله، به معصوم نظر و توجه میشود. مسیر توجه ما در اینجا همان اسم سلام الهی است که از طریق آن میتوان به روح امام توجه کرد و عنایت آن روح را برای خود طلب نمود.
- سلام، ادب و طلب عنایت:
سلام در عین حال که نشانه ادب و احترام به معصوم است، نوعی درخواست و طلب نیز به شمار میآید. وقتی انسان سلام میکند، در واقع ادب را رعایت مینماید و امام را تکریم میکند تا توجه و عنایت او را به سوی خود جلب کند. پس سلام فقط یک اظهار احترام ظاهری نیست، بلکه نوعی حرکت عاشقانه و مودبانه برای جلب توجه مخاطب معصوم است. این ادب، زمینهای برای برقراری ارتباط و بهرهمندی از عنایت روحی امام فراهم میآورد.
- مخاطب سلام باید زنده و آگاه باشد:
نکته سوم این است که وقتی سلام میکنیم، مخاطب ما باید حی و زنده باشد. سلام به کسی که در قید حیات نیست و مرده است، در این معنا صحیح نیست. بنابراین، مخاطب سلام باید زنده باشد تا سلام ما را بشنود و بفهمد. او باید سمیع باشد تا کلام ما را بشنود، علیم باشد تا آن را درک کند، و مجیب باشد تا پاسخ دهد. از اینرو، امام معصوم مظهر اسماء حی، سمیع، علیم و مجیب است. سلام ما را میشنود، میفهمد، و پاسخی مناسب میدهد؛ پاسخی که متناسب با مرتبه وجودی ما باشد. بنابراین، سلام در زیارت متوجه مخاطبی زنده است؛ وگرنه اگر حیات نداشته باشد، سلام گفتن لغو و بیفایده خواهد بود.
- شروع ارتباط روحانی از مسیر کلام:
نکته چهارم این است که برای برقراری ارتباط روحانی، توجه ما از مسیر گفتن کلام آغاز میشود. یعنی ارتباط روحانی از مسیر الفاظ، عبارات و سخن شروع میگردد و مخاطب نیز به این کلام توجه دارد. همانگونه که ما به کلام و لفظ خود توجه داریم تا ارتباط به بهترین شکل شکل بگیرد، امام نیز به کلام، لفظ، سخن و عبارت ما توجه دارد. بنابراین، کلام تنها پوستهای ظاهری نیست؛ بلکه وسیلهای برای آغاز ارتباطی واقعی و روحانی است.
- کلام، جلوه توجه قلبی:
نکته پنجم این است که کلام ما همان توجه قلبی ماست که از طریق الفاظ و عبارات ظاهر میشود. در واقع، روح و قلب در حال توجهاند، اما این توجه از مجرای لفظ و کلام بیرون میآید. یعنی توجه قلبی با توجه لفظی و گفتاری همراه میشود و هدف از این همراهی، جلب توجه مخاطب، یعنی امام معصوم است. پس آنچه بر زبان جاری میشود، در حقیقت انعکاس توجه درونی انسان است.
- لزوم توجه روحانی برای جلب توجه امام:
نکته ششم این است که تا ما به مخاطب، توجه روحانی و ادراکی نکنیم، روح او نیز متوجه ما نخواهد شد. یعنی توجه امام به ما، در گرو توجه ما به اوست. این یک قاعده است که باید نظر کرد تا مورد نظر قرار گرفت. پس اگر انسان بخواهد از عنایت امام بهرهمند شود، باید پیش از هر چیز توجه واقعی و قلبی به او داشته باشد. این توجه، زمینهساز توجه متقابل و دریافت عنایت است.
- آغاز ارتباط با اسماءالله:
نکته هفتم آن است که توجه ما با اسماءالله آغاز میشود. یعنی شروع ارتباط، آغاز توجه، و بهترین شیوه توجه، همان شروع رابطه با اسماء الهی است. همانگونه که آغاز ارتباط با خداوند با «بسمالله الرحمن الرحیم» انجام میشود و توجه به اسم رحمان و رحیم، شروع این ارتباط است، آغاز ارتباط با معصوم نیز باید با بهکارگیری اسماء الهی باشد. از اینرو، در «السلام علیک» واسطه ارتباط ما با امام معصوم، اسماء حق است؛ یعنی خود مجرای ارتباط، حق تعالی است. در حقیقت، خود حضرت حق، روح ما را به روح امام معصوم متصل میکند. این نکتهای بسیار لطیف است که در «السلام علیک» باید مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا در اینجا ما از مسیر توحید به امام نظر میکنیم.
- نظر به حق برای اتصال به معصوم:
ما از مجرای علت به معصوم نظر میکنیم و این امر بسیار قابل توجه است که طریق ارتباط و شکل ارتباط، بهگونهای باشد که واسطه آن خود حضرت حق قرار گیرد. ما به ذات الهی و به تعینات حق که همان اسماء الهی است نظر میکنیم تا بتوانیم به معصوم توجه نماییم. در نتیجه، این خود حق است که روح ما را به معصوم معطوف، متصل و مرتبط میسازد. بنابراین، مسیر ارتباط با امام، مسیری توحیدی است و از مجرای اسماء الهی میگذرد.
- اظهار محبت و ادب در قالب کلام:
این چند نکته در ارتباط با عبارت «السلام علیک» بود که ما معصومین را به این صورت خطاب میکنیم و بدینگونه محبت و مودت خود را اظهار میداریم. «السلام علیک» در حقیقت ابراز محبت است، ابراز ادب است، و اظهار تکریم. ادب باید ظاهر شود و غالب ظهور آن در کلام و رفتار است. همانگونه که سلام باید به لفظ و عبارت درآید، وحی نیز با آن عظمت، به الفاظ و عبارات تبدیل میشود. آنچه در قلب وجود دارد، باید از طریق زبان به لفظ و صوت درآید؛ و این، فلسفه زبان داشتن و آفرینش الفاظ و عبارات است.
- ظهور باطن در ظاهر و تمامیت ایمان:
ادب به حضرت حق و ادب به معصوم باید آشکار و صریح باشد؛ باید فصیح و بلیغ باشد تا تمامیت ایمان از باطن به ظاهر منعکس شود. هنگامی که انسان با الفاظ موجود، اظهار محبت میکند، در واقع تمامیت ایمان خود را از قلب به زبان ظاهر ساخته است. این ظهور از باطن به ظاهر، یعنی جلوه یافتن تمام توجه، حب، محبت و اخلاص انسان. چنین اظهار محبتی است که نظر معصوم را جلب میکند؛ زیرا گوینده با تمام وجود، با تمام اخلاص، و با همه محبت، ادب و لطف خود، ارتباط خویش را اظهار مینماید.