آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • حرکت، رازِ اعتدال در عالم هستی

حرکت، رازِ اعتدال در عالم هستی

  • حرکت جوهری و نقش آن در تحقق اعتدال:

در این بحث مختصر، موضوع اصلی درباره این است که حرکت در عالم و نسبت آن با اعتدال چگونه است و نیز ارتباط حرکت جوهری با اعتدال به چه صورت می‌باشد. عالم ماده تنها از مسیر حرکت به اعتدال می‌رسد، و نه فقط عالم ماده، بلکه عالم هستی نیز از راه حرکت به تعادل و اعتدال دست می‌یابد. بنابراین، لازمه‌ی اعتدال عالم، وجود حرکت و تداوم حرکت است. هر موجودی اگر بخواهد تعادل خود را حفظ کند، باید پیوسته در حال حرکت باشد.

  • حرکت ذاتی موجودات و رسیدن به اعتدال:

هر مخلوقی از طریق حرکت جوهری به اعتدال روحانی، اعتدال طبیعی و مادی، و نیز اعتدال بدنی می‌رسد. اگر در عالم حرکتی نباشد، هیچ موجودی اعتدال و تعادل نخواهد داشت. حتی گفته می‌شود که در حضرت حق نیز حرکت حبّی ذاتی وجود دارد؛ زیرا این حرکت حبّی ذاتیِ حق، موجب اعتدال اسمایی می‌شود.

  • اعتدال عالم از مجرای حرکت جوهری:

در واقع، تعادل عالم هستی از مجرای حرکت جوهری تحقق می‌یابد؛ زیرا اشیا با حرکت ذاتیِ جوهری خود تنقیح می‌شوند، نوعی تعارف و شفافیت وجودی پیدا می‌کنند و با حرکت جوهری به تجرد می‌رسند. هر موجودی که به تجرد نزدیک‌تر شود، به مرز اعتدال نیز نزدیک‌تر می‌گردد. پس اعتدال عالم از مسیر حرکت آغاز می‌شود؛ زیرا با حرکت، تعالی، تجرد و تکامل بیشتری در حقیقت موجود شکل می‌گیرد و در نتیجه اشتداد وجودی آن افزایش می‌یابد. در حقیقت، اشتداد وجودیِ یک موجود یعنی تنقیح شدن و حرکت به سوی اعتدال در مسیر تعالی و تجرد.

  • اعتدال، جامعیت ابعاد و حذف غلبه قوا:

ناظم‌ترین مخلوقات، ناظم‌ترین اعتدال را دارا هستند. در حقیقت، اعتدال عالم ماده فقط به این نحو امکان‌پذیر است که عالم ماده عین حرکت باشد. حرکت ذاتی عالم ماده همان چیزی است که آن اعتدال را پدید می‌آورد. استعدادهایی که در ذات مادیات وجود دارند نیز از طریق همین حرکت به فعلیت می‌رسند. شیئی که به فعلیت برسد، به اعتدال نیز رسیده است. هرچه یک شیء بیشتر به فعلیت برسد، به تجرد نزدیک‌تر و در نتیجه به اعتدال نزدیک‌تر می‌شود. هرچه تجرد کامل‌تر گردد، اعتدال نیز کامل‌تر خواهد شد.

در عنوان اعتدال، در واقع جامعیت ابعاد و جامعیت قوا مطرح است. اعتدال یعنی اینکه غلبه‌ای میان قوا وجود نداشته باشد و ویژگی‌ها بدون سلطه‌ی یکی بر دیگری در کنار هم قرار گیرند. وقتی که قوا بر یکدیگر غلبه نداشته باشند، میان آنها تساوی برقرار است. اما هرگاه یک قوه بر قوه‌ی دیگر غالب شود، این تساوی از میان می‌رود. پس هر اندازه موجود مادی اعتدال بیشتری داشته باشد، به تجرد نزدیک‌تر است.

  • نقش عناصر متضاد در ایجاد یا زوال اعتدال:

از ترکیب عناصر چهارگانه‌ی بسیط در عالم ماده، اعتدال در مادیات ایجاد می‌شود. زیرا عناصر متضاد، اگر یکی بر دیگری غلبه پیدا کند، همان غلبه اعتدال را از بین می‌برد. بنابراین، هرجا اعتدال باشد، دیگر غلبه‌ی یک حالت بر حالت دیگر وجود ندارد. در چنین وضعی، هماهنگی و توازن حاکم است.

  • اعتدال وجودی در مرتبه حق:

این اعتدال وجودی را در حق نیز داریم. در مرتبه‌ی واحدیت، اساساً غلبه‌ی اسما وجود ندارد، بلکه اعتدال اسمایی حاکم است. غلبه تنها در مرتبه‌ی فعل شکل می‌گیرد. غلبه، سبب ظهور و تحقق می‌شود. یعنی وقتی خداوند اسمی را بر اسم دیگر غلبه می‌دهد، این غلبه دادن یک حالت، موجب پیدایش یک مخلوق می‌شود؛ زیرا با غلبه‌ی حالات وجود، کثرت وجودی پدید می‌آید و ظهور وجود امکان تحقق پیدا می‌کند.

گفتارهای مشابه