- مقدمه:
بیان می شود که از شریفترین علوم الهی، علم اسماءالله به شمار میآید و آگاهی به آن تأثیر بسیار مهمی در تربیت، تهذیب و تزکیه نفس انسان دارد. بنابراین، لازم است جایگاه اسماءالله در عالم روشن شود و نیز نقش آن در تکوینیات و تشریعات مورد بررسی قرار گیرد.
- نقش اسماءالله در شناخت حقیقت اشیا:
درک کنه وجودی اشیا تنها از طریق اسماءالله امکانپذیر است. جز علم اسماء، هیچ علمی به کنه وجودی اشیا راه پیدا نمیکند. درک ساختار وجودی اشیا نیز فقط با اسماءالله ممکن است و شناخت نظامات تکوینی اشیا نیز از همین مسیر تحقق مییابد. از این جهت، قرآن کریم شبکهای معنایی گسترده دارد و فهم این شبکه بدون معرفت به اسماءالله امکانپذیر نیست.
- تبیین آیات جهاد و روابط تکوینی:
تمام آیات جنگ و جهاد در قرآن با اسمای جلالی تبیین میشوند؛ مانند قهار، منتقم و عزیز. همچنین برقراری رابطههای تکوینی در نظام خلقت بدون بهکارگیری اسماءالله ممکن نیست. ارتباط ارواح با یکدیگر نیز بر اساس اسماءالله است. اشتراک ارواح و نیز تنفر آنها از یکدیگر، بر پایه تفاوت مظهریت اسماء جلال و جمال شکل میگیرد.
- نقش اسماء در آفرینش مراتب مختلف:
هر آفریدنی در عالم هستی بر اساس اسماءالله تحقق مییابد. آفرینش معانی در قوه عاقله، بر اساس اسم علیم است؛ آفرینش صورتها در خیال، بر اساس اسم مصوّر است؛ و آفرینش اشیا در خارج، بر اساس اسم خالق است. بنابراین، هر نوع آفرینشی در عالم هستی بر پایه اسماءالله شکل میگیرد.
- پیوند و تقابل ارواح بر اساس اسماء:
پیوند ارواح نیز بر اساس اسماءالله است و تقابل ارواح نیز بر اساس اسماءالله رخ میدهد. حب انسانها نسبت به یکدیگر بر پایه اشتراک در اسماء جمالی است و تنفر انسانها از یکدیگر بر اساس مظهریت اسماء جلالی تحقق مییابد. هر روحی یک مسیر باطنی و یک کانال ارتباطی وجودی خاص خود دارد که بر اساس شاکله روحی و ملکات روحی او شکل میگیرد. این همان مسیر اسماء مستأثره و ساختار وجودی اوست.
- تجلی متناسب اسماء با نیاز مخلوقات:
این مسیر خاص، بر اساس اسماءالله شکل میگیرد و متناسب با نوع نیاز مخلوقات، اسماء الهی تجلی میکنند. این سخنان، از بیان اهل عرفان است. به این معنا که هر موجودی با اقتضای خاص خود، بهرهای معین از تجلی اسماء دارد و نظام خلقت بر اساس همین تناسبها سامان یافته است.
- آفرینش با اراده الهی و غلبه اسماء:
آفریدن اشیا با اراده الهی است و فاعلیت و ربوبیت اشیا تنها با اراده الهی امکانپذیر میشود. حضرت حق برای آفریدن اشیا، اسماءالله را غالب میکند؛ بدین معنا که با اجتماع اسماء مشخص و غلبه برخی اسماء بر برخی دیگر، آفرینش در نظام خود تحقق مییابد. این آفرینش همراه با اراده قوی حضرت حق است.
- پیدایش انواع گوناگون موجودات:
اسماءالله با میزانها و نصابهای متفاوت، سبب پیدایش کثرت انواع جمادی، نباتی، حیوانی، انسانی و ملکی میشوند. یعنی چون نصابهای متفاوت و غلبههای متفاوت وجود دارد، انواع متفاوت نیز ظهور پیدا میکنند. به میزان غلبه هر اسم، نوعی خاص ظاهر میشود؛ بنابراین غلبه اسماء، سبب پیدایش انواع کثیر در عالم خلقت است. این میزانهای متفاوت در علم الهی قرار دارد.
- ساختار اسمایی هر موجود:
هر شیئی بهتنهایی یک شبکه منسجم اسمایی در درون خود شکل داده و بر همان اساس سامان یافته است. آن شبکه اسمایی، ساختار وجودی و نظام درونی آن شیء را میسازد. از اینرو، تمام مراحل شکلگیری یک موجود طبیعی تنها با اسماءالله امکانپذیر است.
- خلقت مجردات و تبیین ذات الهی:
تمامیت خلقتِ دفعیِ مجردات نیز با اسماءالله شکل میگیرد. خداوند از مجرای اسماءالله خود را به هر شیئی شناسانده است؛ یعنی اسماء خود را که احوال ذاتی او هستند، در روح آنها استقرار داده است. خداوند خود را از مجرای اسماءالله تبیین میکند؛ پس هم خود را تبیین میکند و هم تبیین خداوند، عالم هستی میشود.
- عالم بهمثابه تبیین ذات الهی:
بنابراین، خداوند به عالم هستی خود را تبیین کرده و از مسیر عالم هستی، خود را شناسانده است. عالم یکپارچه، تبیین ذات الهی است و نظام ملک و ملکوت، تبیین تفصیلی ذات الهی به شمار میآید. پس تنها خداوند میتواند خودش را تبیین کند؛ نامتناهی فقط میتواند نامتناهی را تبیین کند. تبیین خداوند همان عالم هستی است و عالم، تجلی ذات حضرت حق است.
- اسم مبین و قرآن به عنوان تبیان کل شیء:
خداوند با اسم «مبین» خود را تبیین میکند و «تبیان کل شیء» است. از اینرو، ذات الهی تبیان کل شیء محسوب میشود؛ همانگونه که قرآن نیز تبیان کل شیء است. بنابراین، قرآن تبیان خود، تبیان عالم و تبیان حق است. خداوند خود را با قرآن معرفی کرده و خود را با عالم نیز معرفی نموده است.
- جمعبندی:
پس هر چیزی تبیین حق، شرح حق، تفسیر حق و توضیح حق است و ساختار هر شیء از اسماءالله شکل میگیرد؛ بنابراین، هر ساختاری از هر شیء از ذات الهی سرچشمه میگیرد.