آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • تبیین توحید با تمثیل موج و دریا

تبیین توحید با تمثیل موج و دریا

  • طرح تمثیل موج و دریا:

تبیین توحید با استفاده از تمثیل موج دریا، از طریق مثال موج و دریا می‌توان بسیاری از مسائل توحید را ادراک کرد.

  •  معیّت دریا با موج و معیّت حق با عالم:

دریا با موج، معیّت و پیوستگی وجودی دارد. دریا از موج جدا نمی‌شود و همواره با موج است. موج همان آب متلاطم، خروش آب، تعیّن آب و ظهور آب است. موج در واقع از آب ظاهر می‌شود و حقیقتی جدا از دریا ندارد. همان‌طور که دریا با موج معیّت و پیوستگی دارد، حق نیز با عالم معیّت وجودی دارد؛ یعنی «مَعَ کُلِّ شَیءٍ» است.

  •  موج به‌عنوان تعیّن دریا و عالم به‌عنوان تعیّن حق:

همان‌گونه که موج در حقیقت تعیّن آب و تعیّن دریاست و ظهوری از دریا به شمار می‌رود، عالم نیز تعیّن و ظهور حق است. همان‌طور که دریا به‌وسیله موج ظاهر می‌شود، خداوند نیز به‌وسیله عالم ظهور پیدا می‌کند و در عالم آشکار می‌شود.

  •  نفی استقلال موج و نفی استقلال عالم:

بدون وجود دریا، موج هویت استقلالی و وجود مستقلی ندارد. عالم هستی نیز بدون وجود حق، وجودی جدا از وجود حق ندارد و هویت استقلالی برای آن متصور نیست.

  •  نسبت وجود و ظهور در حق و عالم:

دریا به ذات خود حضور دارد، اما ظهورش به‌وسیله موج است. خداوند نیز وجودش به خودش و حضورش به ذات خودش است، اما ظهورش در عالم هستی تحقق می‌یابد. بنابراین، وجود و ظهور با یکدیگر همراه‌اند و همان‌طور که وجود و ظهور دریا از هم تفکیک‌ناپذیرند، وجود و ظهور حق نیز از یکدیگر تفکیک‌ناپذیر هستند.

  •  ربط ذاتی موج با دریا و ربط ذاتی عالم با حق:

میان دریا و موج اتصال، پیوستگی، ربط ذاتی و اتصال ذاتی وجود دارد. موج امتداد دریاست. عالم نیز امتداد ذات الهی است و بنابراین، قابل انفکاک از آن نیست. همان‌طور که موج ادامه دریاست، عالم نیز ادامه ذات الهی است و این ربط ذاتی، دائمی است؛ چنان‌که حق با عالم ربط ذاتی و دائمی دارد.

  •  ظهور وجه جلالی حق در عالم:

موج، جلال دریا را آشکار و ظاهر می‌کند. بنابراین، دریا جلالی دارد که از طریق موج ظاهر می‌شود. وجه جلالی حق نیز به‌وسیله عالم ظاهر می‌گردد و عالم، وجه جلالی حق را آشکار می‌کند.

  •  انتقال احکام آب به موج و احکام حق به عالم:

احکام آب به موج منتقل می‌شود؛ یعنی هنگامی که آب متلاطم می‌شود، احکام آب به موج داده می‌شود. احکام حق نیز به عالم منتقل می‌گردد؛ زمانی که خداوند عالم را می‌آفریند و با عالم مرتبط و متحد می‌شود، احکام حق به عالم داده می‌شود.

  •  احوال دریا و تبیین اسماء الهی:

دریا احوالی دارد؛ مواج بودن یکی از حالات دریاست و آرام بودن نیز حالتی دیگر است. این احوال همواره با دریا هستند. حق نیز احوالی دارد که احوال درونی و ذاتی حق‌اند. اسماءالله همان احوال و حالات ذاتی حق هستند که از خداوند جدا نمی‌شوند.

  •  نقش عالم در شناخته‌شدن حق:

دریا تا زمانی که مواج نشود، به‌خوبی دیده نمی‌شود و کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. هنگامی که مواج می‌شود، بهتر دیده، مورد توجه و شناخته می‌شود. خداوند نیز با خلق عالم بهتر شناخته و دیده می‌شود. عالم به منزله موج برای حق است. بنابراین، عبارت «فَأَحْبَبْتُ أَنْ أُعْرَفَ؛ فَخَلَقْتُ الْخَلْقَ» به این معناست که خداوند خواست شناخته شود، پس خلق را آفرید. همان‌طور که دریا به‌وسیله موج شناخته می‌شود، حق نیز به‌وسیله عالم شناخته می‌شود. برای بهتر دیده‌شدن و شناخته‌شدن حق، عالم باید ظهور و آفرینش پیدا کند.

  •  ظهور عظمت، شکوه و هیبت الهی در عالم:

دریا عظمت، شکوه، هیبت، وسعت و عمق دارد و این ویژگی‌ها به‌وسیله موج ظاهر می‌شوند. اگر موج بسیار متلاطم نباشد، هیبت دریا پنهان می‌ماند و شکوه، عظمت، وسعت و امتداد آن مغفول باقی می‌ماند. این ویژگی‌ها با موج آشکار می‌شوند. به همین ترتیب، با آفرینش عالم، عظمت الهی مشخص، وسعت الهی آشکار و اقتدار ذاتی خداوند ظاهر می‌شود. شکوه و هیبت حق نیز با آفرینش عوالم آشکار می‌گردد.

  •  سریان و جریان حق در عالم:

دریا روان و سیال است و این ویژگی را به موج منتقل می‌کند. موج نیز دارای حرکت است. توحید نیز ساری و جاری است و با سریان و جریان خود، عوالم را آشکار می‌کند.

  •  حرکت حبّی و پیدایش عالم:

دریا با حرکت خود موج ایجاد می‌کند. حق نیز با حرکت حبّی ذاتی خود عالم را ایجاد می‌کند. ایجاد عالم بر اساس حرکت حبّی است؛ همان‌طور که ایجاد موج بر اساس حرکت آب تحقق می‌یابد.

  •  عالم به‌عنوان فعل حق و تعیّن حضرت حق:

موج فعل دریاست و تعیّن دریا در فعلش ظاهر می‌شود. خداوند نیز در مقام فعل تعیّن پیدا می‌کند. بنابراین، عالم تعیّن حضرت حق و فعل حق است؛ فعل حق تعیّن حق است و در نتیجه، عالم تعیّن حضرت حق به شمار می‌رود.

گفتارهای مشابه