آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • امتداد ذات الهی در پرتو آیه ﴿اَلَمْ تَرَ اِلٰی رَبِّکَ کَیْفَ مَدَّ الظِّلَّ﴾

امتداد ذات الهی در پرتو آیه ﴿اَلَمْ تَرَ اِلٰی رَبِّکَ کَیْفَ مَدَّ الظِّلَّ﴾

  • امتداد ذات الهی:

محور این محتوا، آیه ۴۵ سوره فرقان می‌باشد که خداوند در آن می‌فرماید: ﴿اَلَمْ تَرَ اِلٰی رَبِّکَ کَیْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاءَ لَجَعَلَهُ سَاکِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَیْهِ دَلِیلًا﴾.در این آیه، توجه انسان به قدرت، حکمت و تدبیر پروردگار جلب می‌شود؛ نه نگاه حسیِ صرف، بلکه نگاهی معرفتی و تأملی به نحوه فعل الهی در عالم هستی.

  • تفسیر اول: مدّ الظل به مثابه پدیده‌ای طبیعی و نشانه اراده الهی:

مقصود ابتدایی آیه، مسئله «مدّ الظل» یعنی گسترانیدن و پراکنده ‌ساختن سایه در عالم ماده است. این گسترش، ظهور عینی و محسوس اراده و قدرت الهی در نظام طبیعت است. در واژه «مدّ» مفهوم امتداد، حرکت و بسط نهفته است و آیه اشاره دارد که این امتداد، مستقیماً به اراده حضرت حق وابسته است. خداوند می‌فرماید که اگر می‌خواست، می‌توانست سایه را «ساکن» قرار دهد. کاربرد واژه «ساکن» نشان‌دهنده آن است که سکون، ناظر به موجودات مادی است. در مقابل، مفاهیمی مانند «ثبات» به موجودات مجرد و اسم «یا ثابت» الهی بازمی‌گردد. بنابراین، سایه که پدیده‌ای مادی است، با تعبیر «ساکن» توصیف می‌شود، نه «ثابت». بر اساس این تفسیر، تمام حوادث طبیعی تحت احاطه کامل اراده و قدرت الهی قرار دارند. علل طبیعی، استقلالی از خود ندارند و در حقیقت، تحت‌الشعاع اراده ذاتی حق عمل می‌کنند. این معنا، یکی از راه‌های اثبات حضور، تدبیر و ربوبیت الهی در عالم محسوس است.

  • تفسیر دوم: تبیین عرفانی مدّ الظل به عنوان نفس رحمانی:

تفسیر دیگری که برای این آیه ارائه می‌شود، نگاهی تأملی و عرفانی دارد. در این نگاه، «ظل» دیگر به معنای سایه مادی نیست، بلکه به معنای نفس رحمانی، فیض منبسط و حقیقت محمدیه تفسیر می‌شود. بر این اساس، «مدّ الظل» یعنی امتداد یافتن نفس رحمانی در سراسر عالم هستی. نفس رحمانی، صادر اول و دارای دو جنبه است:  جنبه باطنی آن، عین ذات الهی است و هیچ‌گونه جدایی از حق ندارد، و جنبه ظاهری آن، عین عالم و همه موجودات است. نفس رحمانی، فیض الهی‌ای است که در عین اینکه فعل خداست، عین ذات او نیز محسوب می‌شود و از این حیث، فیض علمی و ذاتی حق به شمار می‌آید.

  • نسبت فیض اقدس و فیض مقدس با مدّ الظل:

فیض الهی در مرتبه علمی، به صورت اعیان ثابته و اسماء الهی ظهور می‌یابد که از آن به فیض اقدس تعبیر می‌شود. در مرتبه عینی و خارجی، این فیض به صورت عالم تکوین و مخلوقات تحقق می‌یابد که فیض مقدس نامیده می‌شود. بنابراین «ظل»، هم دارای تجلی علمی است و هم تجلی خارجی. امتداد نفس رحمانی در حقیقت، امتداد ذات الهی است. خداوند با تجلی ذاتی خود، ذات خویش را امتداد می‌دهد و این امتداد، همان ظهور عالم است. عالم، از این جهت که نفس رحمانی عین حق است، از حق جدا نیست و از این جهت که ظهور یافته، به صورت اشیاء و مخلوقات جلوه‌گر می‌شود.

  • عالم به عنوان امتداد وجودی و ربوبی حق تعالی:

بر اساس این تبیین، عالم هستی امتداد وجودی حق و ظهور ربوبیت اوست. ربوبیت، بقاء و ادامه حق در مرتبه فعل است. فعل الهی، امتداد ذات اوست و از ذات جدا نیست. بنابراین، عالم عین فعل حق و فعل حق عین تجلی ذات اوست. ذات الهی، صفات و افعال را اشباع می‌کند و همه مراتب هستی را در بر می‌گیرد. عالم، چیزی مستقل که در برابر خدا قرار گرفته باشد نیست، بلکه انبساط ذات الهی و تجلی فعلی اوست. از این منظر، عالم نه امتداد یافته، بلکه خداوند با تجلی خود امتداد یافته و عالم، ظهور این امتداد است.

  • ظهور اسماء جلال و جمال در ساختار عالم:

امتداد نفس رحمانی به معنای امتداد اسماء جلال و جمال الهی است. هنگامی که اسماء جلال و جمال ظهور می‌یابند، عالم شکل می‌گیرد. بدون این تجلی اسمی، هیچ عالمی پدید نمی‌آید و هیچ موجودی تحقق نمی‌یابد. عالم ناسوت، ملکوت و جبروت، مراتب مختلف همین تجلی و امتداد هستند. همه این عوالم، ظهور ظلّ حق و انبساط ذات الهی‌اند و هر مرتبه، استعداد و قابلیتی خاص برای تجلی دارد.

  • اتصال و ربط ذاتی تمام مراتب هستی با حق:

در این امتداد و انبساط ذاتی، اتصال و ربط وجودی میان همه مراتب هستی حفظ می‌شود. همه موجودات با یکدیگر و با حضرت حق، رابطه‌ای ذاتی دارند، زیرا همگی تجلی یک حقیقت واحدند. هستی اشیاء، ضد هستی حق نیست، بلکه از همان سنخ وجود است، با تفاوت در مراتب و شدت و ضعف. از وسعت عالم، می‌توان به وسعت ربوبیت و انبساط ذات الهی پی برد. عالم، آینه‌ای است که وسعت علم، رحمت و قدرت نامتناهی حق را نشان می‌دهد.

  • جمع‌بندی محتوایی آیه در افق توحیدی:

آیه «اَلَمْ تَرَ اِلٰی رَبِّکَ کَیْفَ مَدَّ الظِّلَّ» حامل یک سرّ عمیق توحیدی است. بر اساس این سرّ، تمام عوالم عوالم نامتناهی به صورت انبساط و تجلی وجودی از درون ذات الهی ظهور یافته‌اند. عالم هستی، ظلّ حق و امتداد ذات اوست و همه چیز در نهایت به همان حقیقت واحد بازمی‌گردد.

گفتارهای مشابه