- یقین به سنن الهی:
انسان باید به سنتهای الهی ایمان داشته باشد و این ایمان را تا حد یقین بالا ببرد. یعنی لازم است نسبت به سنن الهی یقین داشته باشیم، زیرا تحققپذیری سنتهای الهی قطعی است. شرط سیر و سلوک، یقین به سنن الهی است و راه سلوک نیز همین یقین داشتن به سنن الهی است.
- ارتباط یقین به سنن با یقین به اسماء الهی:
این یقین، از یقین به اسماء الهی سرچشمه میگیرد. یعنی کسی که یقین به اسماء الهی داشته باشد و به توحید یقین پیدا کند، یقین به سنتهای الهی نیز خواهد داشت. علت این امر آن است که سنتهای الهی ریشه در اسماء الله دارند. بنابراین، سنت الهی امری جدا از اسماء الهی نیست، بلکه از همان حقیقت سرچشمه میگیرد.
- مراتب اهل ایمان در معرفت به سنتهای الهی:
غالب اهل ایمان، معرفت به سنت الهی ندارند؛ زیرا دین را بهعنوان ابزار و مسیر هدایت، بهصورت تعبدی پذیرفتهاند و از راه تعقل به آن نرسیدهاند. گروهی دیگر از اهل ایمان، معرفت به سنت الهی دارند، اما این معرفت در آنان ضعیف است؛ یعنی معرفتشان در حد خبر و شنیدن از اهل علم است. در مقابل، گروهی دیگر از اهل ایمان دارای معرفت یقینی به سنت الهی هستند؛ یعنی یقین به سنتها دارند و این یقین، در حقیقت همان یقین به توحید است.
- یقین به توحید و آثار آن:
یقین به توحید، عقل را جامع و فراگیر میکند و به دین آرامش میبخشد. یقین به سنتها یعنی یقین به مجموعهای از کمالات حضرت حق در مقام فعل. همچنین یقین به سنتهای الهی به معنای یقین به ربوبیت الهی در عالم است. یقین به ربوبیت الهی نیز یعنی یقین به مجموعهی اسماء فعلیه. از اینرو، انسان سالک باید به تکتک سنتهای الهی، یقین توحیدی داشته باشد؛ یقینی که بالاتر از ایمان و بالاتر از معرفت است. ابتدا ایمان است، سپس معرفت، و آنگاه یقین.
- فهم سنتهای الهی از مجرای باطن:
انسان باید سنتهای الهی را از مجرای باطن خود و از مرتبه بالاتر خویش، یعنی از طریق یقین به اسماء الله، بفهمد، بشناسد و در دل خود جای دهد. یقین به تحقق هر شیئی در عالم، آثار معنوی گستردهای در زندگی مؤمنان دارد. برای نمونه، یقین به رحمت واسعه حق، یقین به قدرت نامحدود الهی، یقین به مجازات کفار که همان عدل الهی است، و نیز یقین به لطف الهی، همگی از لوازم این معرفت و یقین هستند.
- مشاهده آثار ظهور سنتها:
انسان مؤمن با مشاهدهی پدیدهها، آثار ظهور سنتها را میبیند. دیدن آثار ظهور سنتها، خود نوعی حکمت است. از حکمتها همان سنتهاست و سنتها نیز همان تحقق و ظهور اسماء الله هستند. بنابراین، سنت الهی صرفاً یک مفهوم ذهنی نیست، بلکه حقیقتی است که در جهان و در زندگی انسان ظهور و بروز دارد.
- تجلی سنن الهی در ذات، صفات و افعال:
سنن الهی در هر فردی در سه ساحتِ ذات، صفات و افعال تجلی و ظهور پیدا میکند. سنتهای الهی همه ساحتها را پوشش میدهند. از اینرو، باید به سنن الهی در عالم، یقین قلبی داشت تا این یقین، سرمایهی سلوک انسان شود. همچنین باید به سنن الهی یقین قلبی داشت تا سرمایهی ملکوت انسان گردد.
- اثر یقین توحیدی بر شاکله انسان:
اصل یقین به توحید، تمام شاکلهی انسان را جهت میدهد؛ یعنی افکار، امیال، ادراکات، حالات، ملکات و خلقیات انسان را تحت تأثیر قرار میدهد. ما باید یقین به توحید داشته باشیم، زیرا یقین به توحید، تمام روح انسان، اعم از ظاهر و باطن او را جهت میدهد. هرگاه معرفت به حد یقین برسد، تأثیرات وجودی آن آشکارتر میشود و در تکوینیات نیز نمود پیدا میکند.
- افزایش تأثیر وجودی با افزایش یقین:
هر اندازه که انسان سالک، یقین بیشتری داشته باشد، تأثیر وجودی و تأثیر ایجابی او بیشتر خواهد بود. چنین تأثیری در تکوینیات اعمال میشود و آشکار میگردد. هر مرتبهای از معرفت، اثری دارد؛ اما اگر معرفت واقعی شود و به مقام یقین برسد، تأثیر وجودی آن مضاعف میشود. بنابراین، انسان سالک با رسیدن به مقام یقین، تأثیر تکوینی در تکوینیات پیدا میکند و میتواند اعمال قدرت و تصرف داشته باشد.