- نظاممندی عالم هستی:
عالم هستی یک مجموعه بسیار گسترده و نامتناهی است که تمام اجزای آن با یکدیگر ارتباط، پیوستگی و نظم دارند. بنابراین عالم هستی مجموعهای منظم است که میان اجزای آن اتصال و پیوستگی برقرار است. نظام عالم سه ویژگی دارد: نخست آنکه این نظام از خود عالم گرفته شده و از متن عالم برخاسته است؛ دوم آنکه این نظم بر عالم حاکم و غالب است؛ و سوم آنکه این نظم از عالم جداشدنی نیست و همراه با عالم باقی است.
- تفاوت نظم در اشیای طبیعی و صناعی:
در واقع عالم یک نظام است و نظاممندی عالم ذاتی عالم است، نه عارضی. تفاوت میان اشیای طبیعی و صناعی در همینجاست که اشیای صناعی را انسان میسازد و سپس نظم را در میان اجزای آنها برقرار میکند؛ یعنی در آنها نظم عارضی است و مجموعه نیز عارضی است. اما در اشیای طبیعی و در رابطه با نظام خلقت، نظم ذاتی است. یعنی آفریدن و نظم دادن در یک مرحله تحقق پیدا میکند، نه در دو مرحله. به همین دلیل، خداوند هنگامی که عالم را آفرید، آن را منظم آفرید، نه اینکه ابتدا بیافریند و سپس به آن نظام و نظم بدهد.
- ذاتی بودن نظم در آفرینش:
پس نظم عالم همراه با عالم است، ذاتی عالم است و از عالم جداشدنی نیست؛ بلکه باقی است و دوام دارد. انسان اشیا را میسازد، آنها را ترکیب و تألیف میکند و سپس به آنها نظم و نظام میدهد و اجزای آنها را به یکدیگر متصل میسازد. این نظم، نظم صناعی است. اما خداوند، در آفرینش خود، همان آفریدن را عین نظمبخشی قرار داده است؛ خلقت او همان نظامبخشی است. از این رو، نظاممندی عالم نشانهای از تدبیر الهی و نیز نشانهای از حکمت و قدرت الهی است، زیرا نظم به خودی خود ایجاد نمیشود و به خودی خود انشا نمیگردد.
- نظام عالم و تجلی اسماء الهی:
این نظاممندی عالم، همان چینش اسماء الهی و همان ترتیب اسماء الله است؛ یعنی نظاممندی عالم بر اساس اسماء الهی شکل گرفته و نظام عالم همان تجلی اسماء الهی است. در حقیقت، نظم عالم جلوه اسماء الهی است. هر شیئی دارای یک نظام درونی، یک چینش درونی و یک ترتیب درونی است و اجزای هر شیء جای مشخص، جایگاه مشخص و رتبه معینی دارند. این چینش و جایگاه مشخص، همان تجلی اسماء الهی است.
- جایگاه هر چیز در پرتو اسماء الهی:
در حقیقت، اسم عدل در هر شیئی تجلی یافته و هر شیء را در جای خود قرار داده است و اجزای هر شیء را نیز در جای مشخص خود قرار میدهد. هر اسمی با ظهور خود و با تجلی خود، نظمی را میآفریند و نظامی را پدید میآورد. بنابراین نظامات اشیا ریشه در تجلیات اسماء الله دارد. اسماء، نظامسازند، رتبهسازند و چینشسازند. در حقیقت، هیچ نظمی بیجهت و بدون علت، با عامل ایجاد و انشا پدید نمیآید. نظم عالم تصادفی نیست، بلکه بر اساس علم، تدبیر، حکمت و قدرت الهی شکل گرفته است.
- نظام هر شیء و ساختار وجودی آن:
نظام هر شیء در حقیقت متناسب با ساختار وجودی آن است و اصلاً نظام هر شیء همان ساختار وجودی آن شیء است. چون تفاوت ساختارها در اشیا وجود دارد، تفاوت نظامها نیز در اشیا وجود دارد. پس هر شیء، ساختارش همان نظام اوست و این ساختار که امری ذاتی است، نظام او نیز امری ذاتی خواهد بود. حرکتی هم که مبتنی بر این نظام شکل میگیرد، امری ذاتی است. پس حرکت جوهری نیز امری ذاتی است و اشیای طبیعی عینِ نظاماند، عینِ حرکتاند و عینِ تحول و تبدل و تبدیل هستند و خودبهخود بهسوی مسیر خود در حرکتاند.
- تفاوت ساختارها و مدیریت درونی عالم:
تفاوت ساختارها باعث تفاوت نظامات اشیا میشود و خداوند از ابتدا اراده کرده است که ساختار اشیا متفاوت آفریده شود تا نظام خلقت مدیریت شود و اشیا نیاز خود را از درون تأمین کنند. خودِ اشیا نیازهای خود را به اذن و اراده الهی برطرف میکنند و مرتفع میسازند. این نظام در واقع نظامی است که بر اساس اسم غنی الهی طراحی و تعبیه شده است؛ یعنی خداوند نیازهای این مجموعه را از خارج مجموعه برطرف نمیکند، بلکه نیاز عالم هستی را به اجزای خودش وابسته کرده است. این مدیریت و طراحی بر اساس علم و قدرت نامحدود الهی شکل میگیرد.