آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

نسبت ولایت در کلام امیرالمؤمنین(ع)

  • بررسی روایت از منظر عرفانی:

امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «علی عبدی من عبید محمد»؛ یعنی من علی، بنده‌ای از بندگان محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله هستم. برای اینکه بتوانیم این روایت را با نگاهی عرفانی و ذوقی تبیین کنیم، توجه به چند نکته ضروری است.

  • جایگاه ولایت و نبوت در وجود رسول خدا(ص):

نخست آنکه حضرت رسول (ص) دو شأن نبوت و ولایت را دارا هستند، و در حقیقت اصالت با مقام ولایت است. یعنی ولایت رسول خدا از نبوت او بالاتر است. مقصود این نیست که ولی از نبی بالاتر باشد، بلکه بدین معناست که ولایت رسول خدا بالاتر از نبوت اوست؛ زیرا خود نبی نیز ولایت دارد. بنابراین یکی از شئون رسول خدا، یعنی ولایت، بر شأن دیگر او، یعنی نبوت، شرافت و برتری دارد.

  • ولایت مطلقه امیرالمؤمنین(ع):

نکته دوم آن است که امیرالمؤمنین (ع) صاحب مقام ولایت مطلقه کلیه الهی هستند؛ یعنی آن حضرت مظهر تام اسماء الهی‌اند. همان‌طور که رسول خدا (ص) چنین بودند، تمام اسماء الهی نیز به نحو کامل و تام در چهارده معصوم (ع) تجلی و ظهور دارد.

  • عبودیت و راه رسیدن به ولایت:

عبودیت مربوط به جنبه ولایت انسان است. معنای آن چیست؟ یعنی انسان با ولایت، جنبه خلقی و بشری خود را نفی می‌کند و دیگر به جنبه‌های خلقی خود توجه ندارد، بلکه به جنبه‌های الهی، حقانی و ربانی توجه می‌کند. عبودیت یعنی توجه به شئون حق، و این توجه از مجرای مسیر احکام الهی تحقق پیدا می‌کند. یعنی هرگاه انسان دین را بشناسد، بپذیرد و به آن عمل کند و به دستورات خداوند توجه و نظر داشته باشد، در حقیقت به خدا توجه کرده است. در این صورت در مسیر عبودیت قرار گرفته و در نتیجه در مسیر ولایت وارد شده است. از عبودیت، راه رسیدن به حقیقت ولایت است و حقیقت ولایت نیز اتصال به اسماء و صفات الهی است.

  • نسبت تابعیت و مطبوعیت میان اولیای الهی:

میان اولیای الهی نسبت وجودی برقرار است که همان نسبت تابعیت و مطبوعیت است. معنای آن این است که هر ولی از جهتی تابع ولی دیگر است و آن ولی نیز از جهتی دیگر تابع ولی اول است. به تعبیر دیگر، هر ولی نسبت به ولی دیگر تابع است؛ یا در جهتی که آن کمال را ندارد، یا در جهتی که آن کمال را دارد اما همان کمال در ولی دیگر به غلبه و شدت موجود است.

از این دو جهت، این ولی تابع آن ولی می‌شود؛ یعنی از مجرای آن ولی فیض را دریافت می‌کند یا شدت فیض را از او می‌گیرد. و ولی دوم نیز در جهتی دیگر، که یا آن کمال را ندارد یا شدت آن کمال در او کمتر است، از همان ولی اولی که تابع او بود، فیض دریافت می‌کند. در این حالت، ولی دوم تابع و ولی اول مطبوع می‌شود.

به بیان دیگر، اسماء الهی در اولیای الهی تجلی کامل‌تر و جامع‌تری دارد، و همین تجلی کامل‌تر آنان را از سایر انسان‌ها و مخلوقات ممتاز و جدا کرده است. پس میان اولیای الهی نسبت تابعیت و مطبوعیت وجود دارد؛ چراکه اسماءالله در آنان یا به نحو جامعیت ظاهر شده یا به نحو غلبه و شدت تجلی یافته است.

  • تفاوت مراتب تجلی اسماء حق در اولیا:

نکته بعدی تفاوت تجلیات اسماء حق در اولیای الهی است؛ گاهی این تجلی به جهت جامعیت است و گاهی به جهت شدت ظهور اسماءالله. وقتی ولی تابع ولی دیگر می‌شود، مقصود آن اسمایی است که در ولی دیگر غلبه ظهور دارد یا در ولی مطبوع، هیچ ظهوری ندارد.

از این دو جهت، ولی اول تابع ولی دوم است؛ یعنی باید فیض را از این مسیر بگیرد. همچنین ولی دوم نیز به خاطر همین دو جهت از ولی اول فیض دریافت می‌کند و از او تبعیت می‌نماید.

  • رابطه نوری و تکمیلی میان اولیا:

پس با این تبیین، رابطه اولیای الهی رابطه‌ای نوری است، رابطه‌ای تکمیلی است. یعنی اولیا همه در مسیر نورند، در جاده نورند و در صراط نوری قرار دارند. همه نورند و همه مکمل یکدیگرند، مددکار هم هستند، ضد هم نیستند، مخالف هم نیستند، مقابل هم نیستند و رقیب هم نیستند؛ زیرا در یک صراط واحد نوری قرار دارند که در بستر شریعت و در مسیر واحد تحقق یافته است.

  • سبب تبعیت امیرالمؤمنین(ع) از رسول خدا(ص):

نکته بعدی این است که حالا که امیرالمؤمنین (ع) ولی‌ای از اولیای الهی و صاحب مقام ولایت مطلقه است، از چه جهت باید تابع رسول خدا باشد؟

پاسخ این است که از جهت احکام الهی، تبعیت امیرالمؤمنین از رسول خدا (ص) مانند تبعیت خضر نبی از حضرت موسی (ع) است. یعنی امیرالمؤمنین (ع) در بُعد شریعت، تابع رسول خداست؛ همان‌گونه که حضرت خضر (ع) از حضرت موسی تبعیت می‌کرد. خضر در احکام شریعت از موسی تبعیت می‌کرد، در حالی که خود موسی نیز ولی الهی بود، همان‌طور که خضر نیز ولی الهی بود. اما آن جنبه‌ای که خضر نداشت، احکام شریعت بود؛ از این‌رو حضرت خضر علیه‌السلام که نبی الهی است، دینش را از موسی می‌گیرد.

  • نمونه خضر و موسی(ع):

خضر تابع دین موسوی بود و حضرت خضر (ع) تابع ولایت خضری بود. یعنی هر ولی از اولیای الهی تابع ولی دیگری است. نبی از انبیا نیز تابع نبی دیگری است، خواه در بُعد نبوت و خواه در بُعد ولایت. در اینجا امیرالمؤمنین علیه‌السلام در بُعد نبوت تابع حضرت رسول است، و در داستان خضر (ع) نیز حضرت خضر در بُعد نبوت و احکام تابع موسی (ع) است، در حالی که موسی علیه‌السلام در بُعد ولایت تابع حضرت خضر (ع) است.

  • معنای روایت «من عبدی من عبید محمد:

پس اکنون روایت که می‌فرماید: «من علی، عبدی من عبید محمد هستم»، یعنی منِ علی در احکام شریعت بنده‌ام و از رسول خدا در احکام شریعت تبعیت می‌کنم. در احکام شریعت، من تابع محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله هستم؛ دین خود را از پیامبر می‌گیرم و از مسیر پیامبر حرکت می‌کنم، زیرا نبی مؤسس دین است و به اذن الهی شریعت را جعل می‌کند، پس امام تابع شریعت نبی است.

  • امکان رابطه تابعیت و مطبوعیت میان انبیا:

بنابراین دو ولی می‌توانند رابطه تابعیت و مطبوعیت داشته باشند. یک نبی و یک ولی نیز می‌توانند چنین رابطه‌ای داشته باشند. حتی دو پیامبر مانند موسی و خضر (ع) نیز می‌توانند این نسبت را داشته باشند.

  • انواع انبیا:

چرا چنین است؟ زیرا انبیای الهی چند دسته‌اند. برخی از انبیا، انبیای فطری‌اند. از زمان حضرت آدم (ع) تا حضرت نوح (ع)، همه پیامبران، پیامبران فطری بودند. این‌ها به آن معنا دریافت شریعتی نداشتند که به معنای دقیق احکام و قوانین باشد؛ بلکه آنچه از حق دریافت می‌کردند، بیشتر الهامات اخلاقی بود و بر اساس همان‌ها عمل می‌کردند.

از زمان حضرت نوح (ع)، اولین شریعت ظهور کرد؛ یعنی اولین نبی تشریعی که شریعت نازل کرد، حضرت نوح (ع) است. در واقع، او وحی جامع و کامل را دریافت کرد. پس از آن، مؤسس شریعت، نبی است.

  • تفاوت الهامات پیش از نوح و شریعت پس از نوح(ع):

از آدم تا خاتم، امواج آسمانی نازل می‌شد، اما آنچه نازل می‌شد، بیشتر دستورالعمل‌های اخلاقی را در بر داشت، نه احکام را. احکام و قوانین در حقیقت از زمان نوح (ع) تنزل پیدا کردند. به این دسته دوم پیامبران، پیامبران تشریعی گفته می‌شود.

دسته سوم، پیامبران تبلیغی هستند؛ یعنی پیامبرانی که تابع شریعت انبیای دیگر بودند و مبلغ شریعت آنان محسوب می‌شدند. اینان دین انبیای دیگر را تبلیغ و همان را تبیین می‌کردند.

  • اولوالعزم و غیر اولوالعزم:

و پیامبرانی که شریعت می‌آوردند، دو دسته بودند: یا اولوالعزم بودند یا غیر اولوالعزم. اولوالعزم‌ها مقامی بالاتر از غیر اولوالعزم‌ها دارند. به هر حال، میان انبیای الهی نیز این رابطه برقرار است.

گفتارهای مشابه