آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • ماهیت شریعت و جایگاه آن در هدایت انسان

ماهیت شریعت و جایگاه آن در هدایت انسان

  • ضرورت شناخت ویژگی‌های احکام شریعت:

شناخت ویژگی‌ها و مختصات احکام شریعت، نقشی کلیدی در ایجاد شوق به عمل، تقویت میل به شناخت دین، پذیرش قلبی و استمرار در اجرای دستورهای الهی ایفا می‌کند. زمانی که انسان به عمق و ساختار احکام پی می‌برد، با انگیزه‌ای مضاعف در مسیر بندگی قدم می‌گذارد. در این راستا، ویژگی‌های متعددی برای احکام شریعت قابل ترسیم است که ابعاد مختلف آن را روشن می‌سازد.

  • ویژگی اول: شریعت به عنوان تجلی لطف و حکمت الهی:

شریعت تجلی کامل لطف، محبت، حکمت و الوهیت پروردگار متعال است. تمام خیرات، کمالات و سجایای اخلاقی که انسان در پی دستیابی به آن‌هاست، همگی در بستر دین و شریعت تعبیه شده‌اند. شریعت در حقیقت همان دستورالعمل هدایت و برنامه جامع سیر و سلوک روحانی انسان است که مسیر حرکت او را هموار می‌سازد.

  • ویژگی دوم: هدف‌گذاری احکام برای نیل به مقام احدیت:

هدف نهایی و غایی احکام الهی، سوق دادن و سیر روح انسان از مرتبه مادی و نطفه تا برقراری ارتباط با ذات اقدس الهی است. این برنامه به گونه‌ای تدوین شده است تا انسان با عمل به آن، مرتبه‌ای حقانی، الهی و ربانی کسب کند. از این رو، ماهیت احکام کاملاً در راستای سیر و سلوک روحانی و رسیدن به قرب الهی تنظیم شده است.

  • ویژگی سوم: تناسب احکام با ابعاد جسمانی و روحانی انسان:

احکام الهی ارتباط و تناسب مستقیمی با ساختار جسمی و روحی انسان دارند. از آنجا که هدف از تشریع این قوانین، هدایت بشر و تعالی روح اوست، این احکام باید از ویژگی‌ها و مختصاتی برخوردار باشند که با واقعیت‌های وجودی و تکوینی انسان همخوانی داشته باشند.

  • ویژگی چهارم: شهود فقر ذاتی انسان از طریق عمل به شریعت:

هرچند انسان به واسطه نیروی عقل توانایی درک فقر ذاتی خویش را دارد، اما با پایبندی عملی به احکام شریعت است که این فقر و نیاز مطلق را به صورت حضوری، شهودی و ملموس احساس می‌کند. عمل به تکالیف الهی، همواره نیاز دائمی انسان به مبدأ هستی را یادآور می‌شود.

  • ویژگی پنجم: ظاهر مادی و باطن ملکوتی احکام:

احکام شریعت از حیث ظاهر، وابسته به زمان، مکان، ابزار و شرایط مادی دنیا هستند؛ اما از حیث باطن، دارای حقیقتی فرامادی، روحانی و ملکوتی می‌باشند. انسان با مداومت بر ظاهر احکام، به حقیقت باطنی آن‌ها متصل شده و روح او در فضای ملکوتی آن حقایق سیر می‌کند.

  • ویژگی ششم: ریشه تکوینی احکام اعتباری:

قوانین شریعت در ظاهر خود، مجموعه‌ای از قواعد، قراردادها و قوانین اعتباری به شمار می‌روند، اما این اعتباریات ریشه در حقایق تکوینی عالم دارند. وظیفه انسان عبور از این ظاهر اعتباری و رسیدن به باطن تکوینی احکام است؛ چرا که این قوانین هرگز بی‌باطن نبوده و روح انسان را به حقایق اصیل تکوین پیوند می‌زنند.

  • ویژگی هفتم: قابلیت اجرا و امکان تحقق عملی احکام:

دستورهای الهی صرفاً مفاهیمی ذهنی و غیرقابل اجرا نیستند، بلکه فرمول و ساختار آن‌ها به گونه‌ای طراحی شده که قابلیت تحقق عملی در زندگی واقعی را داشته باشند. به عنوان نمونه، عبادت وضو مستلزم وجود آب، اعضای بدن، قدرت فهم، اراده و میل است که تمامی این مقدمات در ساختار زندگی انسان پیش‌بینی و فراهم شده است.

  • ویژگی هشتم: در دسترس بودن آگاهی و دانش مرتبط با احکام:

برای عمل به هر حکمی، وجود علم و شناخت نسبت به آن ضرورت دارد. احکام الهی باید از طریق پیامبران، ائمه معصومین و واسطه‌های فیض به وضوح تبیین شده و در دسترس مکلفین قرار گیرند؛ چرا که آگاهی و شناخت، نخستین پیش‌نیاز جهت اقدام و عمل به تکالیف است.

  • ویژگی نهم: سلامت ابزار عمل و تناسب اندام‌های بدن:

بدن انسان به عنوان ابزار مادی اجرای احکام، باید از سلامت و کارآمدی لازم برخوردار باشد. انجام عباداتی نظیر وضو به دست، سر و پا نیاز دارد؛ روزه‌داری مستلزم وجود معده و توانایی جسمی است؛ و جهاد به دست، پا و عقل سالم وابسته است. از این رو، تحقق عینی احکام مستلزم برخورداری از بدنی سالم و ابزاری کارآمد است.

  • ویژگی دهم: ایجاد محبت و شوق قلبی به اجرای احکام:

صرفِ دانستن و شناخت احکام برای عمل به آن‌ها کافی نیست؛ بلکه باید علقه، محبت و گرایش قلبی نسبت به اجرای آن‌ها در وجود انسان شکل گیرد. این شوق قلبی جلوه‌ای از لطف ویژه الهی است و در آموزه‌های دینی توصیه شده که ایجاد محبت به دین و احکام الهی همواره از خداوند متعال درخواست شود.

  • ویژگی یازدهم: انطباق احکام با ظرفیت و وسع وجودی انسان:

تکالیف الهی هرگز فراتر از توانایی و ظرفیت جسمی و روحی انسان وضع نشده‌اند، چرا که تکلیف خارج از وسع موجب فرسودگی، خستگی و از بین رفتن رغبت انسان می‌شود. شواهد تاریخی نظیر تدریجی بودن تشریع روزه در صدر اسلام، تفاوت در میزان نمازها و وجوب زکات در سال نهم هجرت، همگی نشان‌دهنده آن است که احکام دقیقاً منطبق بر وسعت وجودی و تحمل انسان‌ها تنظیم شده‌اند.

  • ویژگی دوازدهم: تعالی‌بخش بودن و ترتب ثواب بر احکام:

عمل به احکام الهی باید منجر به ارتقای روحی و تغییر مثبت در مرتبه وجودی انسان شود. این قوانین در زندگی دنیا موجب تعالی روحانی گردیده و در جهان آخرت نیز پاداش و ثواب الهی را به همراه دارند. شوق نیل به این پاداش‌ها و مقامات اخروی، عاملی انگیزه‌بخش برای انجام مستمر عبادات است.

  • تناسب تکوینی بدن انسان با عبادت الهی:

هر ساختار جسمانی شایستگی و توانایی انجام عبادات الهی را ندارد. تکالیف و عبادات شریعت به گونه‌ای طراحی شده‌اند که تنها با فیزیک و ساختار بدن انسان هماهنگی دارند، نه ساختار بدنی حیوانات یا سایر موجودات. ویژگی‌های خاص بدن انسان از جمله دست‌ها، پاها، چشم‌ها و ایستادگی قامت، کاملاً متناسب با اجرای فرامین عبادی آفریده شده و این هماهنگی، نشان از تدبیر عمیق الهی در آفرینش جسم و تشریع احکام دارد.

گفتارهای مشابه