آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • قاعده ختمیت و ظهور کمال مطلق

قاعده ختمیت و ظهور کمال مطلق

  • قاعده ختمیت:

بحث درباره قاعده‌ای در عالم است که بر اساس آن، هرگاه شیء به کمال خود برسد و موضوعی به اطلاق دست یابد و در حقیقت به نهایت و خاتمه برسد، به مقام ختمیت می‌رسد. بنابراین، هر چیزی در عالم، هنگامی که در وصف کمال فعلی و وجودی خود به مقام اطلاق برسد، به مقام ختمیت دست می‌یابد. ازاین‌رو، هر عالمی ختم مناسب با خود را دارد.

  •  ختم وجود در حضرت حق:

این تعبیرِ ختم در وجود، از حضرت حق است. خداوند دارای وجود نامتناهی است. هنگامی که وجود به حد اطلاق برسد، حق خواهد بود؛ زیرا وجود نامتناهی و وجود مطلق، حق تعالی است. بنابراین، ختم وجود به حضرت حق بازمی‌گردد؛ چراکه وجود او نامتناهی است.

حقیقت نامتناهی است، خیر نامتناهی است، علم نامتناهی است و خداوند در هر کمال وجودی، ختم آن کمال است. یعنی خداوند در هر وصفی، به مقام ختم رسیده است و مطلق آن کمال را داراست. پس ختم هر چیزی، اطلاق همان چیز را در بر دارد.

  •  وحدت فرد ختم:

ختم هر چیزی، یک فرد واحد دارد؛ یعنی تنها یک مصداق دارد، نه چند مصداق. برای مثال، خاتم‌النبیین دارای نبوت مطلقه است. ازاین‌رو، یک فرد خاتم‌النبیین وجود دارد، نه چند فرد؛ زیرا او نبوت اطلاقی دارد. همچنین همان فرد، خاتم‌المرسلین است؛ زیرا رسالت مطلق در آخرین نبی ظهور می‌کند. بنابراین، او هم نبوت اطلاقی دارد و هم رسالت اطلاقی؛ پس خاتم‌النبیین و خاتم‌المرسلین است.

در باب ولایت نیز آخرین امام، حضرت مهدی علیه‌السلام، خاتم ولایت مطلقه محمدیه است. ولایت هنگامی که به حضرت می‌رسد، به ختم می‌انجامد؛ بنابراین، او ولایت اطلاقی دارد و خاتم ولایت اطلاقی مطلقه محمدیه است.

ازاین‌رو، او یک فرد بیشتر نیست؛ همان آخرین امام و خاتم‌الائمه است. امامت در وجود او به ختم می‌رسد، زیرا امامت اطلاقی نزد اوست و ولایت اطلاقی نیز نزد او قرار دارد.

پس اگر چیزی به اطلاق ظاهر شود، به مقام ختمیت می‌رسد. کمال اطلاقی، فرد واحد می‌خواهد و بیش از یک فرد نمی‌خواهد.

  •  مصادیق ختمیت در مراتب وجود:

این سه مطلب را می‌توان چنین جمع‌بندی کرد:

حضرت مهدی (ع)، خاتم ولایت مطلقه است. حضرت محمد (ص)، خاتم نبوت مطلقه و رسالت مطلقه است. در مقام تجرد عقلی، روح، خاتم مجردات عقلی است؛ یعنی بالاترین حد تجرد عقلی از آنِ روح است و آن، ملکه مقرّب است. در مقام تجرد مثالی، یک موجود مثالی می‌تواند ختم مثالی داشته باشد و در همان ویژگی دارای اطلاق باشد. در عالم انسانی نیز انسان کامل، انسان مطلق و ختم انسانیت است؛ یعنی تمام مراتب انسانیت به او ختم می‌شود.

  • ختمیت در عالم حیوانی و گیاهی:

در عالم حیوانی، حیوانیت مطلق باید در یک حیوان ظهور پیدا کند. همچنین در عالم گیاهی، نباتیت مطلق، که کامل‌ترین چهره گیاهی است، در یک فرد ظهور می‌یابد. البته در حیوانات و گیاهان، کثرت بسیار گسترده‌ای وجود دارد؛ زیرا اصناف، رده‌ها، دسته‌ها و تقسیم‌بندی‌های فراوان و گاه بی‌نهایت دارند.

برای نمونه، در میان حیوانات، عقرب‌ها، آهوها، سگ‌ها، گربه‌سانان، پلنگ‌ها، گرگ‌ها، گاوها، پرندگان، چرندگان، درندگان، دوزیستان و خزندگان قرار دارند.

در حقیقت، حیوان در ظاهر یک نوع کلی است، اما این نوع کلی، اصناف بسیار زیادی را درون خود جای داده است. حیوان شامل گروه‌هایی مانند گربه‌سانان، دوزیستان، پرندگان، چرندگان، مهره‌داران و بندپایان است و هرکدام از این گروه‌ها نیز دسته‌ها و افراد متفاوتی دارند.

بنابراین، عالم ختمیت در حیوانات، در انواع، اصناف، رده‌ها و دسته‌های حیوانی تحقق می‌یابد و این مراتب متعدد است.

در گیاهان نیز همین‌گونه است. گرچه در ظاهر از «عالم گیاهی» سخن می‌گوییم، گیاهان از جهت کثرت نوعی، صنفی، عددی، رده‌ای و راسته‌ای بسیار گسترده‌اند. در هر یک از این رده‌ها، دسته‌ها و اصناف، ختمی متناسب با همان مرتبه وجود دارد.

  •  ختمیت در عالم جمادات:

در عالم جمادات نیز همین قاعده جاری است. برای مثال، ختم شوری در نمک است، ختم شیرینی در شکر است، ختم رطوبت در آب است و ختم حرارت و سوزاندن در آتش است. هر یک از این موجودات، کمال مربوط به خود را به صورت اطلاقی داراست. نمک، اطلاق شوری را دارد، آتش اطلاق سوزاندن را داراست و آب اطلاق رطوبت را در خود دارد. ازاین‌رو، هرکدام به شکلی دارای ختمیت هستند.

  • صدور اثر کامل از کمال مطلق:

قاعده بعدی این است که اگر چیزی به اطلاق یک کمال و وصف برسد، اثر وجودی کامل آن کمال، در حد نوعی خودش و در ماهیت نوعی خودش، از آن صادر می‌شود.

وقتی شوری به حد اطلاق برسد، به شکل نمک ظاهر می‌شود. بنابراین، نمک در شور کردن، تمام حقیقت شور کردن را داراست.

آتش در سوزاندن، تمام حقیقت سوزاندن را داراست و آب در ایجاد رطوبت، تمام حقیقت رطوبت را داراست.

این تأثیر ممکن است از یک جهت باشد، اما از همان جهت کامل است. همه شور کردن‌ها از نمک است، همه سوزاندن‌ها از آتش است و همه ایجاد رطوبت‌ها از آب است.

بنابراین، آب، مظهر مطلق رطوبت است و آتش، مظهر مطلق حرارت و سوزاندن. هرکدام از این موجودات، تأثیر کامل را از جهت وجودی خود و در حوزه ماهیت خویش دارا هستند.

گفتارهای مشابه