- جایگاه انسان در نظام خلقت:
موضوع بحث، جلوهای از حکمت و ربوبیت حضرت حق در عالم خلقت انسان است. انسان اشرف مخلوقات است و در میان همه انواع، شریفترین نوع از حیث جسم و روح به شمار میآید؛ یعنی اشرف بودن انسان هم از جهت جسمانی و هم از جهت روحانی مطرح است. انسان جامعترین مظهر اسماء الهی است. همه مخلوقات مظاهر اسماء الهی هستند، اما جامعترین مظهر، که همه اسماء در او جمع شده، انسان است؛ انسانی که هم جمع اسماء دارد و هم هر اسمی را به نحو اتم در جسم و روح خود تجلی داده است.
- ویژگی ساختار بدن انسان:
از این جهت، ساختار بدن انسان نیز به سبب همین جامعیت اسمائی، بهترین ساختار بدنی است؛ جامعترین و کاملترین بدن در عالم هستی. یعنی بدن انسان باید آن جامعیت اسمائی را نشان بدهد. ساختار وجودی بدن ما بر اساس جامعیت اسماء شکل گرفته است. روح انسان نیز همینگونه است، هرچند فعلاً بحث روح در نظر ما نیست.
- بدن انسان؛ ابزار تکامل نفس و عبادت:
پس این بدن باید لطیفترین بدن، پیچیدهترین بدن و جامعترین بدن باشد. بدنی که ساختار وجودش بر اساس جامعترین اسماء است، باید با روح ما تناسب داشته باشد؛ زیرا جامعیت اسماء در این بدن لحاظ شده و از این رو کاملترین بدن است. این بدن با روح ما متناسب است و ابزار تکامل نفس ناطقه انسان به شمار میآید. این بدن شرافت نوعی ما را نشان میدهد و ابزار عبادت است. همچنین به بهترین شکل، محل ظهور کمالات نفس ناطقه و محل ظهور خلقیات و ملکات روحی انسان است.
- تفاوت ساختار بدنها بر اساس تفاوت مظهریت اسماء:
پس یک نکته مهم و یک قاعده اساسی این است که چون انسان اشرف مخلوقات است و مظهر همه اسماء الهی است، به همین دلیل بهترین ساختار بدنی را دارد. بنابراین ساختارهای بدنی مخلوقات بر مبنا و تراز اسماءالله شکل میگیرد و به همین جهت متفاوت میشوند. تفاوت بدنها و تفاوت ساختار بدنها به خاطر تفاوت مظهریت اسماء الهی است؛ یعنی هر کدام مظهر اسماء متفاوتی هستند.
- بدن انسان به عنوان کاملترین بدن:
این بدن، کاملترین بدن است؛ هم از جهت اینکه بهترین خلقیات روحی را منعکس میکند، هم بهترین ابزار برای عبادت است، و هم نشانهای از شرافت نوعی و اشرف مخلوقات بودن انسان را نشان میدهد. همچنین این بدن به بهترین شکل تناسب و سنخیت روحی را نشان میدهد، پس لطیفترین بدن را داراست و میتواند بدن نفس باشد.
- تناسب بدن حیوانات با مرتبه وجودی آنان:
حیوانات نیز بدنشان متناسب با مرتبه وجودی خودشان است. اگر در حیوان، خیال غلبه داشته باشد و سلطان قوای ادراکی او خیال باشد، و مقام حیوان، مقام مرتبه خیالی باشد، یعنی تجرد برزخی داشته باشد، پس بدنی میخواهد که با تجرد برزخی تناسب داشته باشد و با مرتبه مثالی مناسب باشد و ملکات روحیاش را نشان دهد. پس بدن حیوانات نیز محل ظهور اسماء الهی است. بدن حیوان مناسب با مرتبه روحیِ خودِ حیوان، یعنی مقام خیال، طراحی میشود؛ بدنی که برای کاری که میخواهد انجام دهد مناسب است و آنگونه که حکمت و ربوبیت اقتضا میکند، شکل میگیرد.
- نظام تغذیه و تبدیل مواد در موجودات:
یکی از جلوههای حکمت الهی این است که ساختار بدن حیوانات طوری تعبیه شده که بتواند باقیمانده و تهمانده غذای مخلوقات دیگر را جذب کند و جزء بدن خودش کند و آن را به اعضای بدنی خودش تبدیل نماید. تهمانده گیاه، تهمانده غذای انسان، تبدیل به غذای حیوان میشود. گیاهان غذای حیوان میشوند. همانطور که گیاهان غذای انسان و غذای حیوان میشوند، تهمانده غذا و باقیمانده غذای انسان هم غذای حیوان میشود و هم غذای گیاه میشود. یعنی ساختار بدن گیاه و حیوان به گونهای است که باقیمانده و تهمانده غذای انسان را جذب میکنند و جزء بدن خود میسازند.
- نقش عناصر طبیعی در پیدایش گیاه:
جماد غذای گیاه میشود؛ یعنی آب و خاک و هوا و آتش، که عناصر بسیط چهارگانهاند، تبدیل به گیاه میشوند. نفس نباتی این عناصر را در درون خود پرورش میدهد، تدبیر و مدیریت میکند و در واقع آب و خاک و آتش و هوا را تبدیل به بدن گیاهی و نباتی میسازد. همان گیاه نیز وقتی با عالم مثال مرتبط میشود، نفس نباتی واسطه ارتباط جسم گیاه با عالم مثال است. گیاهان وقتی فرسوده میشوند و خشک میگردند، تبدیل به جماد میشوند؛ یعنی با افول و فرسودگی، تنزل وجودی پیدا میکنند و از مرتبه نباتی به مرتبه جمادی میرسند.
- ارتقای وجودی گیاه در تغذیه حیوان:
بدن گیاه به گوشت بدن حیوان تبدیل میشود و تحت تدبیر نفس حیوانی قرار میگیرد و مرتبه وجودی بالاتری مییابد، زیرا آن بدن، بدن حیوان با مرتبه حیوانی مدیریت و تدبیر میشود. پس هر امر سافلی غذای امر عالی میشود و هر نازلهای غذای عالیه است. باقیمانده هر چیز، چه گیاه، چه حیوان، چه انسان، به هر موجودی از جنس همان چیز بازمیگردد. باقیمانده هر شیء از جنس همان شیء است و باقیمانده موجودات، بدن موجودات دیگر قرار میگیرد و تحت تدبیر و مدیریت نفس آن بدنها واقع میشود.
- قانون پالایش غذا در نظام خلقت:
پالایش غذاها در بدنها یک قانون در نظام خلقت است؛ زیرا اضافاتی که در عالم طبیعت پدید میآید، مناسب هر بدنی نیست. بدن هر مخلوقی، چه انسان، چه حیوان و چه گیاه، آنچه را به عنوان زواید دارد دفع میکند؛ چون مناسب بدنش نیست، آن را حذف میکند، و آنچه را مناسب بدنش هست جذب مینماید.
- جمعبندی حکمت بدن انسان و تفاوت مراتب موجودات:
ساختار وجودی بدن ما بر اساس همان جامعیت طراحی شده و به همین جهت لطیفترین، جامعترین، شریفترین و کاملترین بدن است. این بدن میتواند بدن نفس مجرد قرار گیرد، میتواند محل ظهور کمالات نفس باشد، میتواند ملکات روح را به خوبی انعکاس دهد، و میتواند ابزار تعالی و تکامل نفس ناطقه واقع شود.
پس جمعبندی نهایی این است که تفاوت ساختار بدنها به سبب تفاوت مظهریت اسمائی است که این بدنها مظاهر آن اسماء و صفات قرار گرفتهاند. لطافت بدنها متفاوت است، چون لطافت نفوسشان متفاوت است، و تدبیر بدنها نیز متفاوت است، چون مرتبه نفوس بدنها با هم یکسان نیست.
- نظم حکیمانه در جذب باقیمانده موجودات:
حکمتها و یکی از جلوههای ربوبیت الهی این است که باقیمانده غذای هر مخلوقی جذب بدن مخلوق دیگری میشود، و خداوند بدنها را به گونهای ساختار داده، تنظیم کرده و تعبیه فرموده که بتواند غذای دیگران، تهمانده غذای دیگران یا باقیمانده غذای دیگران را به عضو بدن دیگری تبدیل کند. این زیبایی نظام خلقت و نهایت حکمت آن را نشان میدهد.