آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • حقیقت اسماء الهی و نسبت آن با نظام آفرینش

حقیقت اسماء الهی و نسبت آن با نظام آفرینش

حقیقت اسماء الهی:

در این محتوا حقیقت اسماء الهی که در حقیقت همان تجلیات، تعیینات و ظهورات الهی هستند و از ذات مقدس حق تعالی نشأت می‌گیرند بررسی می شود. این اسماء بیان‌کننده‌ی احوال ذاتی خداوندند، و خداوند بر اساس همین احوال ذاتیِ خویش، نظام عالم را سامان می‌دهد و تنظیم می‌کند. 

بنابراین عالم هستی بر مبنای نظام اسمائی شکل گرفته و قوام یافته است؛ یعنی ساختار و نظم هستی تابع حالات و شئون الهی است. در مرتبه‌ی ذات الهی، اسماء با یکدیگر هیچ‌گونه تباین و تضادی ندارند؛ و در عالم هستی نیز میان اسماء الهی تقابل و تضاد حقیقی وجود ندارد.  اما در مقام ظهور و تجلی، بحثی تحت عنوان «تقابل اسمائی» مطرح می‌شود. این تقابل در سطح تجلی است، نه در ذات. 

بنابراین عالم هستی بر مبنای نظام اسمائی شکل گرفته و قوام یافته است؛ یعنی ساختار و نظم هستی تابع حالات و شئون الهی است. در مرتبه‌ی ذات الهی، اسماء با یکدیگر هیچ‌گونه تباین و تضادی ندارند؛ و در عالم هستی نیز میان اسماء الهی تقابل و تضاد حقیقی وجود ندارد.  اما در مقام ظهور و تجلی، بحثی تحت عنوان «تقابل اسمائی» مطرح می‌شود. این تقابل در سطح تجلی است، نه در ذات. 

۲. تفاوت استعدادها و نقش آن در تجلیات الهی:

اشیاء هر یک دارای استعدادهایی متفاوت هستند؛ و همین تفاوت استعدادها که جلوه‌ی حکمت الهی است، سبب می‌شود مظاهر گوناگون پدید آیند. به این معنا که خداوند در هر شیء، قابلیت‌ها و استعدادهایی خاص قرار داده است و بر اساس همان استعدادها، هر موجود طلب و تقاضایی از خداوند دارد.  این طلب‌ها و تقاضاهای متفاوت موجب تفاوت در تجلیات الهی می‌گردد، زیرا تجلی بر اساس استعداد و قابلیت موجودات صورت می‌گیرد. بدین ترتیب تفاوت استعدادها سبب تفاوت در تجلیات اسمائی می‌شود.

تقابل اسمائی در مقام فعل معنا دارد، نه در مقام ذات؛ یعنی این تقابل، به اعتبار مظاهر است، نه به ذات الهی.  هر مظهر، اسمی را متناسب با خود طلب و استدعا می‌کند:   یکی زندگی می‌خواهد، پس اسم «محیی» در او تجلی می‌یابد؛  دیگری مرگ می‌طلبد، پس اسم «ممیت» ظهور می‌کند؛  یکی می‌خواهد ظاهر گردد، لذا «ظاهر» جلوه می‌کند؛  دیگری میل به باطن دارد، پس اسم «باطن» در او نمایان می‌شود.

  همچنین بعضی مظاهر مقدّم بر دیگران هستند، مثل آن‌که نخستین موجود «مظهر اسم الاول» است و آخرین، «مظهر اسم الآخر». بعضی مظاهر نیز مظهر رحمت الهی‌اند و برخی دیگر تحت اسماء جلال و قهر قرار دارند. بنابراین باید دانست که تقابل در مقام ذات نیست، بلکه در مقام فعل است؛ و ریشه‌ی این تفاوت در استعدادهای متفاوت موجودات نهفته است. تفاوت استعدادها جلوه‌ی حکمت الهی و مبدأ ربوبیت الهی در خلق است.

۳. غلبه‌ی اسماء الهی در مقام تجلی:

در مرتبه‌ی ذات، اسماء در تساوی و اعتدال‌اند؛ هیچ‌کدام بر دیگری غالب نیست، همه در مقام ذات با یکدیگر برابرند. اما در مقام تجلی، غلبه‌ی اسماء معنا می‌یابد. خداوند با غلبه دادن تجلیات خاصّ خود، عالم را شکل می‌بخشد؛ یعنی از طریق غلبه‌ی اسماءِ جلالی و جمالی، تحقق عالم به صورت متعین و قطعی واقع می‌شود. غلبه‌ی اسماء جمالی باعث پیدایش گروهی از موجودات و مظاهر لطیف و رحمانی است، در حالی که غلبه‌ی اسماء جلالی موجب پیدایش موجوداتی دیگر با صبغه‌ی قهری و عظمت می‌گردد. در مقام ذات، این غلبه معنا ندارد زیرا همه در اعتدال‌اند؛ پس غلبه‌ی اسماء تنها در مرتبه‌ی ظهور و فعل تحقق می‌یابد، درست همان‌گونه که تقابل نیز در مرتبه‌ی فعل معنا دارد.

۴. تناسب میان مظاهر و ارتباط وجودی آنها:

در ادامه ، بحث تناسب مظاهر عالم مطرح می‌شود. تمام موجودات عالم ماده در اصلِ وجود، شریکند و در ماهیت اشتراک دارند، ولی از جهت شدت و ضعف وجودی و از حیث تجلیات اسمائی با یکدیگر تفاوت دارند. علت این تفاوت شدت‌ها، همان تفاوت در ظهور اسماء الهی است. از جهت ماهیت متفاوت‌اند، ولی از جهت مظهریت اسماء الهی اشتراک وجودی دارند، و همین اشتراک سبب ایجاد تناسب در مراتب هستی می‌شود.

به عنوان مثال، آب و آتش در ظاهر ضد یکدیگرند؛ اما در اصلِ وجود مشترک‌اند، زیرا هر دو وجود دارند و از حیث ماهیت، صورت‌هایی از حقیقت وجودند. در عین حال، شدت و ضعف مظهریت الهی در آنها متفاوت است:  آتش، مظهر قهر الهی است،   آب، مظهر رحمت  الهی.  از این جهت، میان آنها هم وجه اشتراک و تناسب هست و هم وجه اختلاف و تنافر. پس تضاد مطلق و تباین ذاتی در مخلوقات وجود ندارد؛ بلکه موجودات از یک جهت متناسب‌اند و از جهت دیگر متفاوت.  علت این امر آن است که هر اسم با هر اسم دیگر تناسب ندارد؛ بعضی اسماء با یکدیگر سنخیت دارند و برخی ندارند. 

۵. طبقات اسماء و روابط آنها:

اسماء الهی خود دارای مراتب و طبقات گوناگون هستند:

– بعضی اسماء جلالی‌اند و بعضی جمالی؛ 

– برخی اسماء جزئیه و برخی کلیه؛ 

– بعضی عام و پاره‌ای خاص؛ 

– برخی تنزیهی و بعضی تشبیهی. 

یکی از نکات در بحث حقیقت اسماء الهی این است که اسماء تنزیهی با اسماء تشبیهی تناسب ندارند، همان‌گونه که اسم کلی با اسم جزئی یا عام با خاص تناسب ندارد.  در مقابل، اسماء هم‌سنخ با یکدیگر تناسب دارند. این تناسب سبب پیوند و نکاح اسمائی می‌شود، و از این نکاح، مظاهر و موجودات جدید پدید می‌آیند. خلقت بر اساس همین غلبه‌ی اسمائی شکل می‌گیرد؛ اگر اسماء در حالت تعادل و تساوی باقی می‌ماندند، هیچ‌گونه ایجاد و ظهور تحقق نمی‌یافت. آفرینش هنگامی ممکن می‌شود که یکی از اسماء بر دیگری غلبه نماید و فعل مؤثر پدید آورد.

۶. رابطه‌های وجودی و ایجادی بر پایه‌ی اسماء:

تمام روابط وجودی و علت‌های ایجادی در هستی، ریشه در اسماء الهی دارند.  مثلاً میان نفس و بدن، رابطه‌ای وجودی برقرار است؛ میان قوای نفس و خود نفس نیز چنین است. هر شیء با صفات و افعال خود رابطه‌ی وجودی دارد، و میان همه‌ی مراتب هستی عالم ملک تا عالم ملکوت و جبروت ارتباتی پیوسته و تکوینی برقرار است. این روابط به سلسله مراتب بالاتر امتداد می‌یابند تا به حق تعالی منتهی گردند.

در نهایت، تمام روابط هستی چه وجودی و چه ایجادی از اسماء و صفات الهی سرچشمه می‌گیرند.  هر رابطه‌ی عینی در جهان، انعکاسی از رابطه‌ی اسمائی است؛ اسماء خداوند به صورت روابط تکمیلی در عالم ظهور یافته‌اند و نظم آفرینش را شکل داده‌اند.

۷. تجلی آفرینش بر اساس اسماء رحمان و رحیم:

خداوند با اسم الرحمن عالم را انشا می‌فرماید و با اسم الرحیم آن را تکمیل می‌کند.  پس هم ایجاد و هم تکمیل اشیاء، جلوه‌ای از تجلیات اسماء الهی است. هر شیء، هر حادثه‌ی تکوینی یا حتی رخدادهای تاریخی مانند پیروزی‌ها، شکست‌ها، زلزله، باد و باران همه تجلی اسماء الهی‌اند. تمام مخلوقات در علم الهی حضور دارند؛ هیچ موجودی از علم و اسماء الهی جدا نیست. عالم هستی مطابق علم الهی آفریده شده است؛ نه چیزی افزون بر آن دارد و نه چیزی فروتر. به همین دلیل، میان حق و خلق انطباق کامل برقرار است و هیچ تضاد یا تباین نیست.

 ۸. ریشه‌ی تمام روابط وجودی و ایجادی در اسماء و صفات الهی:

تمام روابطی که در عالم هستی میان مخلوقات وجود دارد، اعم از روابط وجودی که میان اشیاء برقرار است و روابط ایجادی که منجر به ظهور و بروز مخلوقات می‌شود، ریشه در اسماء و صفات الهی دارد.  به بیان دیگر، هر رابطه وجودی با خاستگاه الهی خود مرتبط است و هر رابطه ایجادی نیز از صفات و اسماء الهی سرچشمه می‌گیرد.

این روابط به صورت رابطه‌های تکمیلی و سیستمی از اسماء الهی نمود می‌یابند که عالم را نظام‌مند و منسجم می‌سازند. از این رو، هر رابطه و نظامی که در عالم ماده یا عالم مثال و یا حتی عوالم بالاتر مشاهده می‌شود، انعکاسی است از نظم و ترتیبات اسمائی الهی. این نظم‌ها از هر اسمی، نظامی خاص ساخته می‌شود که بر اساس آن نظام، موجودات و مظاهر به‌گونه‌ای خاص سامان می‌یابند.

۹. رتبه‌بندی و چینش عوالم هستی بر اساس مراتب اسماء الهی:

عوالم مختلف هستی (عالم ماده، عالم مثال، عالم عقل و… ) هرکدام مرتبه‌ای متفاوت از وجود دارند که بر اساس درجه و رتبه‌ی تجلی اسماء الهی تنظیم شده‌اند.  عالم عقل، بالاترین مرتبه وجودی است و مظهر اسماء کلیه و ذاتیه‌ی الهی است.  عالم برزخ یا عالم مثال، مظهر اسماء وصفیه و صور معنوی است.  عالم ماده، مظهر اسماء جزئیه و فعلیه است. این مراتب و ترتیب‌ها نه تصادفی بلکه بر اساس ترتیب و چارچوب اسماء الهی شکل گرفته‌اند و به همین دلیل، نظم هستی مظهری از نظم اسمائی است.

۱۰. جهان آفرینش براساس علم و اسماء الهی:

خداوند عالم را بر اساس علم خویش و جلوه اسماء الهی به وجود آورده است. این آفرینش نه کپی یا تقلید از هیچ موجود دیگر است، نه مبتنی بر نقص و کمبود.  ایجاد جهان، تجلی کامل و بی‌نقصی است که بر اساس علم کامل و یقین ذاتی خداوند تحقق یافته است. انسان نیز، به عنوان مخلوق برتر، نسخه‌ای کامل و مبتنی بر علم الهی است. او در حقیقت جلوه‌ی تجلی اسماء الهی است و وجود او مرهون آن علم و نظم اسمائی است.

۱۱. استحکام و حکمت در آفرینش:

آفرینش هر پدیده و هر شیء، به واسطه‌ی اسم حکیم الهی، دارای استحکام و بنایی محکم است. نظم حاکم بر هستی پیرو حکمت بی‌نظیر الهی است که هر چیز را در جایگاه درست و مناسب خود آفریده است. این استحکام و نظم کاملاً از اسماء الهی سرچشمه می‌گیرد و بر اساس یقین و علم ذات مقدس خداوند شکل گرفته است.

۱۲. تجلیات اسماء الهی در رویدادهای طبیعی و تاریخی

تجلیات اسماء الهی تنها محدود به موجودات زنده یا ماده نیست، بلکه در همه‌ی حوادث تاریخی و طبیعی نیز مشاهده می‌شود؛ از جمله:  زلزله‌ها، طوفان‌ها، بادهای شدید، خشکسالی‌ها و بارش‌ها،  پیروزی‌ها، شکست‌ها، انقلاب‌ها و رخدادهای تاریخی. تمام این رویدادها جلوه‌هایی از اسماء جلالی و جمالی خداوندند و حقیقت همه‌ی آن‌ها تجلیات اسماء الهی است.

۱۳. انطباق کامل عالم و حق تعالی

کلیه مخلوقات و پدیده‌های عالم در علم الهی حضور دارند و هیچ موجودی خارج از علم و اسماء الهی نیست. میان «حق» و «خلق» هیچ تفاوت و انفکاکی وجود ندارد، بلکه انطباق کامل برقرار است. این انطباق به این معنا است که هیچ چیز در عالم خارج از دانش و علم حق آفریده نشده و نه کم و نه زیاد از آن علم است؛ به عبارتی، جهان هستی کاملاً مطابق با علم و اسماء الهی است و هر آنچه در عالم ظاهر می‌شود، نشانه و حکایت از ذات و علم حق دارد.

۱۴. تمثیل رابطه حق و خلق در قالب مفاهیم موج و دریا، آینه و تصویر:

برای بیان ارتباط عمیق حق و خلق، مثال‌هایی زده می‌شود که فهم موضوع را آسان کند: عالم مانند موج است و حق مانند دریا؛ موج بدون دریا نمی‌تواند وجود داشته باشد و استقلالی ندارد. رابطه نفس و قوا نیز مشابه همین مثال موج و دریاست. عالم مانند تصویر در آینه است و ذات حق مانند آن آینه که هر تصویر و جلوه ای از آن آینه گرفته می‌شود.

خداوند منبع نور است و عالم سایه‌ای است که حکایت از آن نور می‌کند. بدون نور، سایه وجود نمی‌یابد. این تمثیل‌ها، چگونگی استقلال وجودی و تعلق و ارتباط مخلوقات با حق را به صورت استعاری بیان می‌کنند و تأکید دارند که عالم در قرب و اتصال به حق قرار دارد، نه جدایی و انفصال.

 ۱۵. جمع‌بندی :

در نهایت، حقیقت اسما و صفات الهی، محور اصلی تنظیم و نظام عالم هستی است. تمام موجودات، روابط و رویدادها ناشی از تجلیات متنوع این اسماء در سطوح مختلف وجودند.  هر کدام از اسماء به تناسب استعدادها و قابلیت موجودات تجلی می‌کند و این تجلیات نظم، هماهنگی و تنوع را در هستی ممکن می‌سازند. بنا بر این، شناخت و بررسی اسماء الهی و نسبت آن‌ها با آفرینش، کلید فهم نظام هستی و معانی وجود است.

گفتارهای مشابه