آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

تشکیک در ظهور حق

  • مقدمه :

در نگاه عرفانی، تشکیک در اصل وجود مطرح نمی‌شود، بلکه تشکیک در ظهور حق مطرح است. عرفا، بحث تشکیک وجود را که در حکمت صدرایی بیان شده است، لطیف‌تر کرده و آن را به تشکیک در ظهور و تجلی می‌برند. اصل وجود، چون نامتناهی است، نمی‌تواند در ذات خود دارای مراتب محدود و متشکک باشد؛ آنچه دارای مراتب است، فیض وجود و نحوه ظهور آن در مظاهر گوناگون است. اسماء الهی در ذات خداوند اختلاف و تشکیک ندارند، اما در مقام تجلی خارجی و ظهور در موجودات، مراتب پیدا می‌کنند. به عنوان نمونه، اسم «علیم» در مقام فعل، ظهورهای بسیار گوناگون دارد و هر موجودی به اندازه ظرفیت خود بهره‌ای از آن دارد. همچنین اسم «جمیل» در موجودات متفاوت، به صورت‌های مختلف آشکار می‌شود. تفاوت در زیبایی‌ها، تفاوت در اصل زیبایی نیست، بلکه تفاوت در نحوه ظهور و مرتبه تجلی آن است.

  • معنای اسم سبحان:

اسم «سبحان» از اسماء تنزیهی الهی است. این اسم بر این حقیقت دلالت دارد که خداوند در مقام ذات، از هرگونه نقص، زشتی، بدی، حد، و قید منزه است. ساحت حق تعالی از هر محدودیت خلقی و امکانی فراتر است و هیچ نقصی را نمی‌توان به او نسبت داد.

در عین حال، «سبحان» می‌تواند به معنای اسم فاعلی نیز باشد؛ یعنی خداوند تنزیه‌کننده و پاک‌کننده است. در این معنا، او مخلوقات را از آلودگی‌ها، نقائص، و تعلقات پاک می‌سازد و آنان را به سوی خود نزدیک می‌کند. پس این اسم هم بر منزه بودن ذات الهی دلالت دارد و هم بر تنزیه‌کردن و پاک‌ساختن غیر.

  • تفاوت سبحان، سبوح و قدوس:

«سبحان» و «سبوح» هر دو در حوزه اسماء تنزیهی قرار دارند. «سبحان» بر منزه بودن خداوند از نقص‌ها و بدی‌ها دلالت می‌کند، اما «سبحان‌القدوس» مرتبه‌ای شدیدتر و کامل‌تر از تنزیه را می‌رساند. خداوند نه‌تنها از نقائص منزه است، بلکه از آنکه در حدود کمالات خاص و محدود قرار گیرد نیز منزه است.

هر کمالی برای خداوند به نحو مطلق موجود است و هیچ کمالی نمی‌تواند ذات الهی را محدود کند. حق تعالی از هر مرتبه و حدی که برای موجودات خلقی فرض می‌شود، فراتر است.

  • تنزیه ذات الهی از تشبیه و همتایی:

ذات الهی، مطلق، بسیط، و نامحدود است. هیچ چیزی شبیه خداوند نیست و خداوند نیز شبیه هیچ چیز نیست. هیچ موجودی هم‌تراز حق تعالی قرار نمی‌گیرد و هیچ چیزی نمی‌تواند در برابر او به عنوان مقابل یا رقیب مطرح شود.

حق تعالی فوق مراتب، درجات، و ترازهای موجودات است و از هرگونه تشبیه فراتر می‌رود. از این‌رو، اسم «سبحان» بر این حقیقت دلالت دارد که خداوند از هر مشابهت، همتایی، مقابله، و محدودیتی منزه است.

  • ارتباط سبحان با طاهر و مطهر:

اسم «سبحان» با اسم‌های «طاهر» و «مطهر» تناسب دارد. خداوند هم پاک و منزه است و هم پاک‌کننده و تطهیرکننده. اگر سبحان را از اسماء ذات بدانیم، به معنای منزه بودن ذات الهی است؛ و اگر آن را از اسماء فعل بدانیم، به معنای تنزیه کردن و پاک ساختن دیگران خواهد بود. در این معنا، میان طهارت و تنزیه اشتراک وجود دارد. خداوند موجودات را از آلودگی‌ها، نقائص، و حدود پاک می‌کند و آنان را در مسیر طهارت و نزاهت قرار می‌دهد.

  • حذف و کاهش تعینات:

تنزیه‌کردن مخلوقات از طریق حرکت ذاتی و جوهری تحقق می‌یابد. در این حرکت، تعین‌ها کاهش پیدا می‌کنند و گاهی این امر به صورت سلب، حذف، رفع، یا دفع تعین ظاهر می‌شود. موجود در مسیر حرکت، از حدود و تعینات اضافی فاصله می‌گیرد و برای پیدا کردن تناسب و سنخیت با عالم ملکوت آماده می‌شود.

اسم «سبحان» هویتی سلبی و تنزیهی دارد. این اسم، موجود را از حدود، نقائص، و زشتی‌ها دور می‌سازد. بنابراین، تنزیه هم در مرتبه عین و فعل مطرح است و هم در مرتبه ادراک.

  • تنزیه از توصیف:

خداوند نه‌تنها از حدود عینی و خلقی منزه است، بلکه از توصیف انسان‌ها نیز فراتر می‌رود. حتی اگر انسان حقیقتی از حق را درک کند و خداوند را با آن حقیقت توصیف نماید، ذات الهی از محدود شدن در قالب توصیف انسانی منزه باقی می‌ماند.

توصیف‌های انسانی متناسب با ظرفیت ادراک انسان‌اند و نمی‌توانند حقیقت نامتناهی خداوند را دربرگیرند. از این‌رو، تنزیه حق تعالی شامل تنزیه از توصیف شدن و محدود شدن در مفاهیم ذهنی نیز می‌شود.

  • مراتب تنزیه و تبدیل نقص به کمال:

تنزیه حق تعالی دارای مراتب و درجات است. هر مرتبه از تنزیه، مرتبه‌ای از تعالی و کمال را نشان می‌دهد. خداوند از جهل منزه است، پس علیم است؛ از عجز منزه است، پس قادر است؛ از ناشنوایی و نابینایی منزه است، پس سمیع و بصیر است. در این نگاه، نفی هر نقص با اثبات کمال متناسب همراه است. تنزیه صرفاً نفی و سلب نیست، بلکه در کنار هویت سلبی، هویت اثباتی نیز دارد و کمالی را آشکار می‌سازد.

  • سیر ارواح در مسیر نزاهت:

ارواح به صورت ذاتی دارای مرتبه‌ای از نزاهت هستند، اما این مسیر در آنان متوقف نمی‌شود. ارواح با ادامه مسیر تجرد، به مراتب بالاتری از پاکی و تنزیه دست پیدا می‌کنند. هر اندازه طهارت افزایش یابد، تخلیه از رذائل و تحلیه به فضائل بیشتر می‌شود. انسان با پاک‌شدن از صفات ناپسند و رذائل اخلاقی، به اسم سبحان نزدیک‌تر می‌شود و در مسیر طهارت قرار می‌گیرد. حذف هر رذیله، مرتبه‌ای از نزاهت روح را افزایش می‌دهد و جذب هر فضیلت، انسان را به مظهریت بیشتر اسم سبحان می‌رساند.

  • جداسازی خبیث از طیب:

یکی از نمونه‌های ظهور اسم سبحان، جدا شدن خبیث از طیب است. پاکی‌ها و ناپاکی‌ها از یکدیگر جدا می‌شوند و این جداسازی در مسیر سنت تنزیه قرار دارد. پاک‌کردن بدن از نجاست‌های ظاهری، مرتبه‌ای از تنزیه است. پاک‌کردن روح از نجاست‌های باطنی، مرتبه‌ای بالاتر به شمار می‌رود. وضو، غسل، و برخورداری از طهارت نیز جلوه‌هایی از مراتب تنزیه هستند.

  • هویت تنزیهی احکام الهی:

احکام الهی دارای هویت تنزیهی، سلبی، و نزاهتی هستند. هر حکم الهی به نحوی روح انسان را از نقص، تعلق، و آلودگی جدا می‌کند. عمل به احکام، روح را از کثرت تعلقات دور کرده و به وحدت نزدیک می‌سازد. احکام الهی تنها جنبه سلبی ندارند، بلکه هویت اثباتی نیز دارند. انسان با عمل به آن‌ها، کمالاتی را به دست می‌آورد، کامل‌تر می‌شود، و به تعالی می‌رسد. از این‌رو، فلسفه احکام الهی را می‌توان در تطهیر روح از نقائص و آراستن آن به کمالات جست‌وجو کرد.

  • حرکت، تخلیه و تحلیه:

اسم سبحان از طریق حرکتی که در عالم ایجاد می‌شود، روح را تنزیه می‌کند. تا حرکت وجود نداشته باشد، تنزیه و تکامل نیز تحقق پیدا نمی‌کند. حرکت ذاتی و جوهری دو جهت دارد: جهت پیرایشی و جهت آرایشی. جهت پیرایشی همان تطهیر، تخلیه، و پاک‌شدن از اضافات، نجاسات، و زشتی‌هاست. جهت آرایشی، تحلیه و آراسته‌شدن به فضائل و کمالات است. بنابراین، هر حرکت کامل، هم تخلیه دارد و هم تحلیه؛ هم تطهیر دارد و هم تکمیل. در مرحله نخست حرکت، تعین‌های اضافی حذف یا کاهش داده می‌شوند تا موجود با ملکوت تناسب و سنخیت پیدا کند. پس از این تطهیر، روح برای جذب خوبی‌ها و فضائل آماده می‌شود. حرکت، همانند رودخانه‌ای است که فضولات و آلودگی‌ها را با خود می‌برد و در عین حال، زمینه پاکی و جریان سالم را فراهم می‌کند.

گفتارهای مشابه