موضوع محتوا، نمونهها و مصداقهایی از تجلیات اسمای جلال و جمال در نظام آفرینش است. خداوند متعال با تجلی جمال خود، بندگان را به سوی خویش جذب میکند؛ جمال خود را نشان میدهد، رخ مینماید و موجب جذب میشود. در مقابل، با تجلی جلال خود، هیبت و عظمت را آشکار میسازد و نوعی دفع و بازدارندگی پدید میآورد. بنابراین، بندگان با جمال حق به ربوبیت الهی جذب میشوند و با جلال و ظهور هیبت او، حالت دفع و دورشدن ایجاد میشود.
- درک فقر ذاتی انسان در پرتو تجلیات جلالی:
با تجلیات جلالی، انسان فقر ذاتی خود را درک میکند و آن را احساس مینماید. البته با قوه عاقله، فقر ذاتی قابل درک است، اما با قلب، فقر ذاتی احساس میشود. در واقع، درک فقر ذاتی انسان بدون ظهور اسمای جلالی امکانپذیر نیست؛ یعنی باید اسمای جلالی تجلی کنند تا انسان به حقیقت نیازمندی و وابستگی ذاتی خود پی ببرد.
- جایگاه قوه عاقله و قلب در دریافت حقایق:
درک فضیلتها با قوه عاقله است، اما دریافت فضیلتها از تجلیات جمالی الهی به شمار میآید. همچنین خضوع و خشوع در برابر عظمت الهی از آثار تجلیات جلالی است. احساس هیبت الهی نیز جلوهای از جلال الهی است. از سوی دیگر، توجه به غنای ذاتی حضرت حق از جلوههای جمالی حق است و درک جنبههای امکانی مخلوقات از تجلیات جلالی حضرت حق محسوب میشود.
- آثار اخلاقی و سلوکی جلال و جمال:
با تجلی جلالی، ترک هوسها تحقق مییابد و ترک گناهان صورت میگیرد. در مقابل، با تجلی جمالی، عبودیت شکل میگیرد و تحقق پیدا میکند. همچنین با تجلی جلالی، تطهیر از رذایل و نجاسات اخلاقی حاصل میشود و با همین تجلی، حذف تعینات و کاهش تعینات نیز رخ میدهد. در مقابل، دریافت کمالات و فضیلتها جلوه جمال الهی است.
- جلال و جمال در حرکت تکاملی موجودات:
در هر حرکت تکاملی، هر جا جوهری که کمالی را جذب نفوس میکند ظاهر شود، جلوه جمال رخ میدهد. و هر تعینی که حذف میشود، تجلی جلالی است. بنابراین، در حرکت جوهری، جلال و جمال به طور همزمان در حال تجلیاند؛ یعنی هم تجلیات جلالی برای حذف تعینات ظهور دارند و هم تجلیات جمالی برای دریافت کمالات. از این رو، در این مسیر، جلال و جمال به صورت توأمان و هماهنگ حضور دارند.
- استمرار تجلیات از آغاز حیات تا مراتب معنوی:
از آغاز شکلگیری نطفه تا آخرین مراحل حیات معنوی، جلال و جمال دمبهدم و پیوسته با یکدیگر تجلی و ظهور میکنند. این تجلی مداوم بر اساس جلال و جمال، همان ربوبیت عامه و گسترده حق در عالم است.
- تخلیه روح و نقش تجلیات الهی در طرد و جذب:
تخلیه روح از رذایل اخلاقی نیز جلوهای از حضرت حق است. حضرت حق با جمال خود بندگان را جذب میکند و با جلال خود، کافر، مشرک و منافق را طرد مینماید. غلبه جمال، جنت است و غلبه جلال، جهنم. با جمال حضرت حق، دلربایی صورت میگیرد و دلها به سوی او کشیده میشوند.
- جلوههای جلالی و جمالی در احکام و نظام تشریع:
جلوه جمالی در واجب و مستحب تجلی میکند و جلوه جلال در حرام و مشروح ظاهر میشود. معید، قابض و ممد تحت مدیریت جلالاند. هر قطعه تعلقی، جلوه جمالی است و هر دلدادنی نیز جلوه جمالی به شمار میآید. اینکه هر چیزی را زوج آفرید، جلوه جمال او بود. همچنین انعطاف در احکام الهی، جلوهای جمالی است و احکام قصاص و اعدام، جلوه جلالی حق محسوب میشوند.