- آفت داشتن هر کار:
برای هر چیزی در عالم هستی آفتی وجود دارد. کار نیز آفت دارد و عبادت نیز آفت دارد. هر کاری ممکن است دچار آسیبی شود که ارزش و اعتبار آن را از بین ببرد.
آفت کار عبادی، عادیشدن آن است. اگر کار عبادی برای انسان عادی شود و او صرفاً از روی عادت آن را انجام دهد، عبادت از تأثیر تکوینی و وجودی شایستهٔ خود میافتد و دیگر اثر مطلوب را نخواهد داشت.
- معنای عادتکردن به عبادت:
عادتکردن به یک کار یعنی مسیر حقیقی نیت تغییر کند و نیت الهی از میان برود. در این حالت، انسان ممکن است کاری را صرفاً برای پرکردن وقت، لذتبردن، سرگرمی، تفریح یا ورزش انجام دهد.
برای مثال، ممکن است کسی بگوید:
نماز نوعی ورزش است و من به دلیل ورزشیبودن آن نماز میخوانم.
روزه برای استراحت معده است.
روزه برای پاکشدن معده است.
روزه موجب تقویت معده میشود.
روزه باعث لاغرشدن میشود.
روزه میگیرم چون حوصله یا امکان غذاخوردن ندارم.
اگر روزه با چنین نیتهایی انجام شود، هیچیک از این اهداف، نیت الهی و قصد تعبّد و بندگی نیست. همچنین اگر کسی نماز را صرفاً ورزشی برای تقویت عضلات بداند، نماز از ارزش حقیقی خود فاصله میگیرد.
- اهمیت تغییر نیت:
برای خارجشدن از عادت، باید نیت را تغییر داد. اگر نیت انسان الهی نباشد، بهتدریج به انجام کار عادت میکند؛ بنابراین، تغییر نیت الهی میتواند انسان را از حالت عادت خارج کند. عبادت باید با قصد قربت به خداوند، قصد تقرب به اسماء الهی و قصد اطاعت از خدا انجام شود. اگر عبادت با چنین قصد و نیتی صورت گیرد، موجب سیر وجودی، سیر شهودی و حرکت انسان در امور تکوینی میشود.
اعمال روزانه، چون هر روز تکرار میشوند، بهطور طبیعی ممکن است به عادت تبدیل شوند. هنگامی که کاری عادی و عادتی شد، از تأثیر آن کاسته میشود. بنابراین باید همان اعمالی را که هر روز انجام میدهیم، با توجه، قصد عبادت و قصد اطاعت انجام دهیم.
- از بین رفتن انگیزه:
نخستین پیامد عادیشدن یک کار، کاهش تدریجی انگیزه است. انگیزه عامل انجام کار است؛ اما اگر کاری برای انسان عادی شود، انگیزهٔ آن نیز کمکم از بین میرود.
در نتیجه، خستگی، تنبلی و بیحالی بر انسان غلبه میکند و ممکن است دیگر آن کار را با رغبت انجام ندهد.
- توقف سیر معنوی:
اگر یک عمل عبادی برای انسان عادی شود، دیگر نمیتواند از طریق آن سیر معنوی داشته باشد. سیر تکوینی، غیبی، معنوی و قلبی انسان با عبادتی که صرفاً از روی عادت انجام میشود، تحقق کامل پیدا نمیکند.
- از بین رفتن تفکر و توجه عقلی:
وقتی انسان به کاری عادت میکند، دیگر دربارهٔ همان کار نمیاندیشد و نمیتواند ابعاد و زوایای عمیق آن را مشاهده کند. عادتکردن سبب میشود انسان حقیقت و ماهیت کار را نبیند و در آن تأمل نکند.
در واقع، توجه عقلی انسان نسبت به آن عمل حذف میشود و اندیشیدن دربارهٔ آن از میان میرود.
- کاهش همت و تداوم:
چهارمین پیامد عادت، از بین رفتن همت و استمرار است. اگر کاری برای انسان عادی شود، انگیزهٔ جدی برای ادامهدادن آن کاهش مییابد و تداوم و همت لازم برای انجام آن از بین میرود.
- نیت الهی در همهٔ کارها:
در هر کاری، چه عبادی و چه غیرعبادی، باید قصد الهی و انگیزهای متعالی وجود داشته باشد. اگر انسان هر کاری را با قصد تقرب به خداوند و با توجه به لطف او انجام دهد، همان کار برای او سیر روحانی ایجاد میکند.
حتی کارهای طبیعی و روزمره، اگر با نیت قربت، توجه به لطف خداوند و توجه به حکمت او انجام شوند، برای انسان عبادت محسوب میشوند.
قصد تقرب به خداوند و توجهکردن به لطف و حکمت الهی، زمینهٔ سیر روحانی و معنوی انسان را فراهم میکند.
- از بین رفتن نگاه آیهمحور:
پنجمین آفت عادت این است که اگر انسان به انجام کاری عادت کند، دیگر جنبهٔ آیهبودن آن را نمیبیند. انسان کار را عادی میبیند، نه نشانهای از حقیقتی فراتر.
تمام مخلوقاتی که خداوند آفریده است، آیات الهیاند. خداوند نشانههای خود را در آفاق و انفس قرار داده است. موجودات مادی و مجرد، هرکدام نشانههایی از کمالات و اسماء الهی را دارا هستند.
انسان زمانی متوجه این حقیقت میشود که امور را عادی نبیند، اهل توجه باشد و دربارهٔ آنها بیندیشد. وقتی کاری برای انسان عادی شود، دیگر به عمق آن توجه نمیکند و جنبههای گوناگون آن را نمیبیند؛ از جمله: جنبههای وجودی ، جنبههای تکوینی ، جنبههای اسمائی ، نقش آن شیء یا عمل در هدایت انسان به سوی حق
در چنین حالتی، انسان آن شیء را مسیر هدایت، هدایتگر خود یا رسول الهی نمیبیند.
- نگاه انسانِ اهل توجه:
اگر انسان روحیهٔ عادتکردن را از خود دور کند و به اشیاء توجه داشته باشد، اهل اندیشیدن و سیر خواهد شد. در این صورت، هر چیزی را آیهٔ الهی میبیند و هر شیء را مظهر اسمالله تلقی میکند.
او جلال و جمال الهی، ربوبیت خداوند و فاعلیت حضرت حق را در هر چیزی مشاهده میکند و آنها را برای خود نشانههایی از حقیقت و هدایت مییابد.
- روشهای خروج از عادت:
برای خارجشدن از عادت باید دو روش را تمرین و تکرار کرد:
-نخست، تغییر قصد و نیت:
انسان باید نیت خود را از حالت عادی و غیرالهی خارج کند و عمل را با قصد قربت، اطاعت و بندگی خداوند انجام دهد.
-دوم، اندیشیدن و توجهکردن:
تفکر باعث میشود انسان اهل عادت نباشد و امور برای او به شکل سطحی و عادی باقی نمانند.
قصد قربت موجب میشود کارها برای انسان عادی نشوند. اگر انسان اهل توجه باشد، هر چیزی میتواند او را به سیر و حرکت معنوی وادارد؛ هر چیزی برای او مسیر هدایت و نشانهای الهی خواهد بود. هر چیزی میتواند موجب تنبّه و بیداری انسان شود و او را به یاد حقیقت الهی بیندازد. چنین انسانی هر چیزی را رسولی از جانب خداوند میبیند.