آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • گریه و خنده؛ تجلی حالات روح و اسماء الهی در انسان

گریه و خنده؛ تجلی حالات روح و اسماء الهی در انسان

خلاصه محتوا:

این محتوا به تبیین حقیقت گریه و خنده به عنوان دو حالت روحانی و باطنی انسان می‌پردازد و آن‌ها را نه صرفاً واکنش‌های روان‌شناختی یا فیزیولوژیک، بلکه جلوه‌هایی از قبض و بسط روح و حتی تجلی اسماء الهی در وجود انسان معرفی می‌کند.

در گام نخست، گریه و خنده را حالاتی هست که در قلب و روح انسان تحقق می‌یابند و سپس انعکاس بیرونی آن‌ها در چهره و بدن ظاهر می‌شود. گریه به صورت قبض چهره و جاری شدن اشک و خنده به شکل انبساط چهره و بسط ظاهری آشکار می‌شود. این حالات، دارای مبادی وجودی هستند؛ یعنی هر حالت روحانی علل و ریشه‌های غیبی، معنوی و وجودی دارد که ممکن است همهٔ انسان‌ها آن را درک نکنند.

بر اساس تحلیل معرفت نفس و مبانی عرفانی، گریه و خنده از اسماء الهی نیز به شمار می‌آیند؛ چنان‌که در آیه و اذکار الهی از «اَضحَکَ و اَبکی» یاد شده است. این اسماء گاهی نه به صورت صفت، بلکه به صورت فعل الهی متجلی می‌شوند و خنداندن و گریاندن، شأنی از شئون ربوبی حق تعالی است.

یکی از مبانی اصلی محتوا این است که روح انسان با کل هستی ارتباط وجودی، وحدانی و پیوسته دارد. اگرچه در عالم ظاهر، موجودات از یکدیگر جدا به نظر می‌رسند، اما در باطن، همگی دارای اتصال وجودی‌اند. همین پیوستگی سبب تأثیر و تأثر، قبض و بسط می‌شود و گریه و خنده نشانه‌ای از این ارتباط و انفعال وجودی است. فیض الهی از مسیر همین پیوستگی عوالم نازل می‌شود و این فیض، هنگام وصول به روح، موجب قبض یا بسط می‌گردد. به همین دلیل، تمام اسماء الهی یا منشأ قبض‌اند یا منشأ بسط، و گریه و خنده از آثار این اسماء در نفس انسان است.

در تحلیل دقیق‌تر، گریه و خنده در سه سطح بررسی می‌شوند:

1. مبادی غیبی و معنوی که علت تحقق حالت‌اند؛ 

2. قبض و بسط روحی و قلبی که حالت درونی انسان است؛ 

3. قبض و بسط ظاهری چهره و بدن که نمود بیرونی آن حالت می‌باشد.

اشک، نشانهٔ وقوع حادثه‌ای غیبی و روحانی در وجود انسان است و آینه‌ای از آن تحول باطنی به شمار می‌آید. روح انسان حقیقتی مجرد، وسیع و واحد است که تمام حالات، ادراکات، ملکات و افعال، در مقام حقیقت، عین نفس‌اند؛ اما در هنگام ظهور، به صورت حالات متعدد مانند گریه و خنده جلوه می‌کنند.

در نهایت، گریه و خنده شاهدی روشن بر احاطهٔ مجرد بر ماده و تسلط روح بر بدن هستند؛ چرا که یک امر غیرمادی (حالت روحی) به‌طور مستقیم در ماده (بدن، چشم، چهره و اشک) ظهور و اثر می‌گذارد.

آغاز محتوا:

  •  حقیقت گریه و خنده به‌ عنوان حالات روحانی انسان:

موضوع  گریه و مبادی آن است؛ این‌که گریه چیست و چه ریشه‌ها و مبادی‌ای دارد. این موضوع از موضوعات عمیق و لطیفی است که با نگاهی مبتنی بر قواعد معرفت نفس و مبانی عرفانی مورد بررسی قرار می‌گیرد. در این نگاه، گریه و خنده هر دو از حالات روحانی انسان به‌شمار می‌آیند؛ یعنی دو حالتی هستند که در قلب انسان تحقق پیدا می‌کنند. این حالات، باطنی و درونی‌اند، اما بازتاب و انعکاس بیرونی نیز دارند. انعکاس بیرونی گریه و خنده در سیمای انسان ظاهر می‌شود. گریه به صورت اشک ریختن و انقباض چهره بروز می‌کند و خنده به صورت انبساط و گشادگی چهره ظاهر می‌گردد. بنابراین، گریه و خنده در حقیقت دو حالت روحانی‌اند که اثر آن‌ها در ظاهر بدن و صورت انسان نمایان می‌شود.

  •  مبادی وجودی حالات روحی و نقش آن‌ها در گریه و خنده:

هر حالت روحی، از جمله گریه و خنده، دارای مبادی ایجادی است. هیچ حالتی در روح انسان بدون علت و مبدأ پدید نمی‌آید. این حالات، مبادی غریب و بعید دارند؛ یعنی ریشه‌های غیبی، معنوی و باطنی دارند. انسان خودِ حالت روحی را به صورت حضوری درک می‌کند، اما لزوماً همیشه مبادی غیبی آن حالت را درک نمی‌کند. برخی انسان‌ها علاوه بر درک خودِ حالت روحی، قادرند مبادی غیبی آن را نیز ادراک کنند. این مسئله به وسعت روح انسان بازمی‌گردد. هرچه جان انسان وسیع‌تر باشد، نه‌تنها حالت روحی را درک می‌کند، بلکه مبادی پیدایش آن حالت را نیز می‌شناسد. این مبادی غیبی می‌تواند فرشتگان الهی، موجودات مجرد مثالی یا عقلی، یا حتی ولیّ الهی باشد که این حالات را در قلب انسان انشاء می‌کند.

  •  گریه و خنده به‌عنوان اسماء الهی:

گریه و خنده تنها حالات روان‌شناختی یا طبیعی نیستند، بلکه ریشه در اسماء الهی دارند. در دعای «یا من هو أضحک و أبکی»، خنداندن و گریاندن به خداوند نسبت داده شده است. «أضحک» و «أبکی» دو اسم از اسماء الهی هستند که به صورت فعل ظهور پیدا کرده‌اند. این اسماء در جوشن کبیر نیز ذکر شده‌اند.

اسماء الهی گاهی به صورت صفت مشبهه مانند «سمیع»، «بصیر» و «علیم» ظاهر می‌شوند، گاهی به صورت صیغه مبالغه، گاهی به صورت مصدر و گاهی به صورت فعل. «أضحک» و «أبکی» نمونه‌ای از ظهور اسم الهی به صورت فعل‌اند. بنابراین، گریاندن و خنداندن شأنی از شؤون الهی و جلوه‌ای از اسماء فعلیه خداوند متعال است.

  •  قاعده اول: هر حالت روحی دارای مبادی غیبی است:

نخستین قاعده در تحلیل گریه و خنده آن است که هر حالت روحی و روانی، از جمله گریه و خنده، دارای مبادی ایجادی غیبی و معنوی است. انسان حالت روحی را احساس می‌کند، اما لزوماً به همه مبادی آن آگاه نیست. وسعت روح انسان تعیین می‌کند که آیا صرفاً حالت را درک می‌کند یا علاوه بر آن، به مبادی غیبی و علل باطنی آن نیز آگاهی می‌یابد.

  •  قاعده دوم: ارتباط وجودی انسان با کل هستی:

قاعده دوم این است که حقیقت انسان که دارای هویت تجردی است، با کل هستی مرتبط است. این ارتباط، ارتباطی وجودی و وحدانی است. همه موجودات، هرچند از نظر ماهیت متمایز و جدا از یکدیگرند، اما از حیث وجود، پیوستگی و اتصال دارند.

این اتصال وجودی سبب می‌شود که موجودات بر یکدیگر اثر بگذارند و از یکدیگر اثر بپذیرند. قبض و بسط‌هایی که در روح انسان پدید می‌آید، ریشه در همین ارتباط وجودی با کل هستی دارد. گریه و خنده نشانه همین قبض و بسط وجودی است که از پیوستگی عوالم و تأثیر و تأثر آن‌ها ناشی می‌شود. تمام حالات معنوی انسان، از جمله گریه و خنده، بر اساس این اصل قابل تحلیل‌اند. اگر این اتصال و پیوستگی وجودی نبود، نه حالتی روحی در انسان پدید می‌آمد و نه فیضی از عالم غیب بر او نازل می‌شد.

  •  قاعده سوم: نزول فیض الهی و ایجاد قبض و بسط:

قاعده سوم آن است که فیض الهی در مسیر انتقال وجودی خود، هنگامی که به روح انسان می‌رسد، موجب قبض یا بسط می‌شود. همه اسماء الهی یا اثر قبضی دارند یا اثر بسطی. برخی حقایق که به انسان می‌رسند، قبض ایجاد می‌کنند و برخی دیگر موجب بسط وجودی می‌شوند. بنابراین، «أضحک» و «أبکی» به‌عنوان اسماء الهی، جلوه‌هایی از همین قبض و بسط الهی‌اند که در قلب انسان تحقق می‌یابند.

  • گریه به‌عنوان آینه حالت روحانی انسان:

گریه، به‌ویژه اشک ریختن، بیانگر حالت روحانی و معنوی انسان است. اشک صرفاً یک واکنش جسمانی نیست، بلکه نشانه وقوع یک حادثه معنوی در روح انسان است. اشک، آینه‌ای است که تغییر و تحول درونی روح را نشان می‌دهد. روح انسان حقیقتی مجرد، وسیع و بسیط است. همه حالات روحانی، ملکات، ادراکات و فضایل انسانی در حقیقت عین روح و نفس‌اند و وحدت با یکدیگر دارند. در مقام ظهور، این حالات به صورت متعدد جلوه می‌کنند، اما در باطن، همه یک حقیقت‌اند.

  •  وحدت و کثرت گریه و خنده در روح انسان:

گریه و خنده در قلب انسان دو حالت روحانی‌اند که در باطن با یکدیگر وحدت دارند، ولی در مقام ظهور، آثار متفاوت دارند. گریه و خنده هر یک بازتاب خاص خود را در چهره نشان می‌دهند. این تفاوت در ظهور، به معنای کثرت در اصل حقیقت روح نیست، بلکه ناشی از مراتب تجلی و ظهور آن است. تمام حالات روحی انسان، اعم از افعال، ادراکات، ملکات و خلقیات، در باطن متحد و بسیط‌اند، اما در مقام ظهور، به صورت متکثر جلوه می‌کنند. گریه و خنده نمونه‌ای روشن از این حقیقت‌اند.

  •  رابطه قبض و بسط روح با قبض و بسط چهره:

قبض و بسط چهره تابع قبض و بسط روح است. تغییر حالت‌های درونی انسان مستقیماً بر سیمای او اثر می‌گذارد. گریه و خنده خود، دو حالت روحی‌اند که دارای مبادی غیبی‌اند. این حالات درونی سبب تغییر چهره و حالت ظاهری بدن می‌شوند. در واقع، ما با سه سطح مواجه هستیم: نخست، مبادی غیبی و معنوی گریه و خنده؛ دوم، قبض و بسط روحی و تغییر حالت قلب؛ و سوم، قبض و بسط ظاهری چهره و بدن. این سه سطح در تحلیل گریه و خنده باید از یکدیگر تفکیک شوند.

  •  تأثیر مجرد بر ماده و احاطه نفس بر بدن:

گریه و خنده نشانه تأثیر موجود مجرد بر ماده است. این‌که انسان در اثر تغییر روحی، اشک می‌ریزد یا چهره‌اش منبسط می‌شود، نشان‌دهنده احاطه نفس مجرد بر بدن مادی است. علل معنوی و روحانی که با خودِ روح اتحاد دارند، ابتدا در روح اثر می‌گذارند و سپس اثر آن‌ها در بدن ظاهر می‌شود. برای مثال، خوف یا محبت می‌تواند سوز دل ایجاد کند و این سوز دل موجب گریه شود. این تغییر درونی سپس در چهره انسان نمایان می‌گردد. به این ترتیب، بدن تابع نفس است و نفس حقیقتی مجرد و حاکم بر بدن به شمار می‌آید.

  • جمع قبض و بسط در روح انسان و نسبت آن با تجرد نفس:

روح انسان برخلاف جسم، قادر است در آنِ واحد حالت‌های متضاد را در خود جمع کند. جسم نمی‌تواند هم‌زمان دارای انبساط و انقباض، یا تری و خشکی، یا سفیدی و سیاهی باشد؛ اما روح انسان می‌تواند هم‌زمان دارای قبض و بسط، حزن و سرور باشد. این قابلیت جمعِ اضداد، نشان‌دهنده وسعت وجودی روح انسان است. این سعه وجودی در جسم یافت نمی‌شود، بلکه اختصاص به روح دارد. از همین‌رو، روح انسان حقیقتی فراتر از جسم است که از آن به «تجرد نفس ناطقه» تعبیر می‌شود. یکی از راه‌های اثبات تجرد نفس ناطقه، همین قابلیت روح در جمع حالات متضاد، از جمله گریه و خنده، در آنِ واحد است.

  •  ظاهر و باطن گریه و نسبت آن با تغییر روحی:

گریه دارای ظاهر و باطن است. ظاهر گریه، اشک ریختن چشم و جمع‌شدن و انقباض سیما و چهره انسان است، اما باطن گریه، یک تغییر روحی و معنوی در قلب انسان به شمار می‌آید. گریه در حقیقت بازتاب یک تحول درونی در جان انسان است. همراهی امکان گریه و خنده در وجود انسان نشان‌دهنده آن است که روح انسان می‌تواند هم اهل حزن باشد و هم اهل سرور. این حقیقت، همان جمع میان جلال و جمال است. زمانی که گریه بر انسان غالب می‌شود، تجلی جلال الهی رخ می‌دهد و زمانی که خنده و انبساط در چهره انسان ظاهر می‌شود، تجلی جمال الهی ظهور پیدا می‌کند.

  •  وسعت روح انسان و قابلیت ارتباط با حقایق متنوع:

روح انسان از چنان وسعتی برخوردار است که می‌تواند با حقایق متفاوت و متضاد ارتباط برقرار کند. همین وسعت وجودی است که امکان جمع میان گریه و خنده را در قلب انسان فراهم می‌کند. این جمع، نه‌تنها ممکن، بلکه نشانه‌ای روشن از تجرد نفس ناطقه است. وجود گریه و خنده و قابلیت جمع این دو حالت در روح انسان، یکی از دلایل عقلی و شهودی بر مجرد بودن نفس ناطقه به شمار می‌آید.

  •  تفاوت حالات گریه در افراد مختلف:

انسان‌ها از نظر حالات گریه با یکدیگر یکسان نیستند. معمولاً انسان‌های سالخورده، بیش از جوانان گریه می‌کنند؛ چراکه گریه بیان حالات روحی و تراکم تجربه‌های معنوی و درونی انسان است. گریه همواره دارای مبدأ است و بدون علت درونی پدید نمی‌آید.

  •  برترین مصداق گریه: گریه بر امام حسین (ع):

بهترین و باارزش‌ترین نوع گریه، گریه بر امام حسین علیه‌السلام است. برخی افراد دارای طبع گریه‌کننده هستند؛ یعنی مزاج آن‌ها گریه است و گریه از درون آن‌ها به‌صورت خودجوش صادر می‌شود. این نوع گریه را «بُکاء» می‌نامند و این بالاترین و باارزش‌ترین مرتبه گریه است؛ چراکه شخص، خود گریه‌کننده است، نه این‌که دیگری او را بگریاند. برخی دیگر چنین حالتی ندارند و نیازمند آن هستند که کسی، مانند مداح یا واعظ، آنان را به گریه بیاورد. این نوع گریه را «إبکاء» می‌نامند؛ یعنی دیگران سبب جاری‌شدن گریه در انسان می‌شوند. مرتبه سوم و پایین‌ترین نوع گریه، «تَباکی» است. در این حالت، نه گریه از درون انسان به‌صورت خودجوش جاری می‌شود و نه دیگری می‌تواند او را بگریاند؛ بلکه شخص، خود را به حالت گریه درمی‌آورد و هیئت گریه به خود می‌گیرد.

  •  اقسام سه‌گانه گریه: بُکاء، اِبکاء و تَباکی:

گریه به‌طور کلی سه قسم دارد:

1. بُکاء: گریه خودجوش و درونی که از طبع گریه‌کننده انسان سرچشمه می‌گیرد و بالاترین مرتبه گریه است. 

2. اِبکاء: گریه‌ای که با واسطه و تحریک دیگری در انسان ایجاد می‌شود. 

3. تَباکی: گریه‌ای که صرفاً به صورت ظاهری و با حالت‌سازی انجام می‌شود و پایین‌ترین مرتبه گریه است.

بهترین نوع گریه برای امام حسین علیه‌السلام، همان بُکاء است؛ یعنی انسان مزاجاً اهل گریه باشد و گریه، بی‌واسطه از قلب او بجوشد. این نوع گریه ارزش بسیار بالایی دارد.

  •  مالکیت امام حسین (ع) بر اشک انسان:

در روایات آمده است که اگر انسان بخواهد برای چیزی گریه کند، شایسته است که برای امام حسین علیه‌السلام گریه کند و گریه‌های خود را از آنِ حضرت قرار دهد. به‌گونه‌ای که امام حسین علیه‌السلام مالک اشک‌های انسان شود. این حقیقت، به توجه به ولیّ خدا در مقام گریه بازمی‌گردد؛ یعنی انسان گریه خود را به یک حقیقت الهی و ولیّ حق پیوند بزند.