خلاصه محتوا:
در این محتوا، بیان میشود که عالم بر اساس «اسماء الهی» و مطابق با دو نظام شکل گرفته است:
نخست، نظام علمی که همان اعیان ثابته در علم الهی است؛ و دوم، نظام عینی که عالم خارجی و تحققیافته است. ساختار و چینش عالم در خارج دقیقاً مطابق نظام علمیِ الهی و علم خداوند سامان یافته است. سنتهای الهی نیز همان نظام اسماییاند و تمام حوادث عالم مطابق با ساختار اسماء تحقق مییابند؛ بنابراین هر حادثه جایگاهی ثابت دارد و تفاوت حوادث به تفاوت سنتها بازمیگردد، و تفاوت سنتها نیز از تفاوت انتخابهای انسان ناشی میشود.
ویژگی مهم عالم آن است که اشیاء در هر مرتبه «میخکوب» و ثابتاند؛ زیرا هر شیء در حقیقت مظهر یک اسم الهی است و اسماء الهی توقیفیاند. پس جایگاه اشیاء قابل تغییر نیست و مراتب وجودی آنها قوام هر موجود را شکل میدهد. موجودات سراسر «فقر ذاتی» هستند؛ یعنی حقیقت وجودشان عین نیاز به خداست و این فقر همراه با اصل آفرینش در آنها نهاده شده است.
اراده خداوند عین ایجاد است و برای تحقق اشیاء، همه اسباب مادی و معنوی را نیز همراه آن فراهم میکند. خداوند هم علت پدیدآورنده و هم علت نگهدارنده عالم است و تدبیر و ربوبیت او شامل ایجاد، بقا و رساندن هر موجود به کمال است. اراده الهی، ظهور دادن اسماء خداوند است؛ هر اسمی که تجلی مییابد، سنتی از سنتهای الهی پدید میآورد، و این سنتها نیازمند علل و ابزار و بسترهای مخصوص خود هستند.
برای نمونه، تجلی اسم «شافی» به وجود اسباب مادی مانند دارو و تشخیص، و همچنین اسباب معنوی مثل وساطت اولیای الهی نیاز دارد. هر سنت با اراده الهی پدید میآید و پس از تحقق آن، سنتهای دیگر بر آن مترتب میشوند. سنت رزق نیز نمونهای از این قاعده است که از اسم «رازق» سرچشمه میگیرد و رزق مادی و معنوی و دیگر سنتهای مرتبط را به دنبال دارد. در نهایت، برای تحقق هر سنت الهی، خداوند زمینهها و لوازم تحقق آن را، چه مادی و چه معنوی، فراهم میسازد.
آغاز محتوا:
- مقدمه:
موضوع «چینش عالم بر اساس اسماء الهی» است. در این زمینه توضیح داده میشود که دو نظام وجود دارد: نظام علمی و نظام عینی. عالم خارجی را «نظام عینی» مینامند و اعیان ثابته را «نظام علمی» میگویند. عالم هستی دارای ترتیب است و این ترتیب بر اساس مراتب وجودی سامان یافته است. نظام هستی چینش مشخصی دارد و این چینش برگرفته از نظام علمیِ حق است. به عبارت دیگر، در علم الهی، نظام خارجی طراحی و تعیین شده است و آنچه در خارج تحقق یافته، مطابق همان نظام علمی است.
- نسبت نظام علمی و نظام عینی و نقش سنتهای الهی:
نظام علمی الهی با نظام عینی مطابقت دارد. سنتهای الهی همان ساختار اسمایی عالم هستند و حوادث عالم را پدید میآورند. هر حادثهای که در عالم رخ میدهد، مطابق با اسماء الهی است و بر اساس آنها تحقق پیدا میکند. هر حادثه در جایگاه مخصوص خود قرار دارد و این جایگاه قابل تغییر نیست. تفاوت میان حوادث از تفاوت سنتهای الهی ناشی میشود و این تفاوت سنتها نیز انعکاسی از تفاوت انتخابها و اختیارهای انسان است.
- ثبات اشیاء در مراتب وجود:
هر شیء در هر مرتبهای که قرار دارد، «میخکوب» است و مرتبهاش ثابت است؛ زیرا اشیاء در واقع مظاهر اسماء الهی تکوینی هستند و از آنجا که اسماء الهی توقیفیاند، اشیاء خارجی نیز توقیفیاند. بنابراین جایگاه اشیاء در عالم قابلیت تبدیل یا تغییر ندارد و ثابت است. اسماء الهی ایجادکننده مراتب و ایجادکننده مظاهرند و مرتبه هر شیء، قوام وجودی آن شیء را میسازد. نحوه وجودی هر شیء و رتبه وجودی آن، قوام و تحقق آن را تأمین میکند و این مراتب ثابتاند و آثار حاصل از این مراتب نیز ثابت هستند.
- فقر ذاتی موجودات و نقش اراده خداوند:
وجود موجودات عین فقر ذاتی است. خداوند این فقر ذاتی را در هنگام آفرینش به آنها میبخشد و هستی آنان را نیز میدهد؛ بنابراین موجودات عین فقر آفریده میشوند. فقر ذاتیِ هر مخلوق یک صفت بیرونی یا افزوده شده نیست، بلکه ذات شیء همان فقر است و ذات آن همراه با وجودش آفریده میشود.
وقتی خداوند اراده میکند چیزی را ایجاد کند، اسباب آن را نیز فراهم میکند. این اسباب شامل اسباب مادی و اسباب معنوی هستند. اراده خداوند، عین ایجاد و عین تحقق اشیاء است و واسطهای میان اراده خداوند و تحقق آن وجود ندارد. در تحقق اراده الهی، زمان، حرکت، قوه یا استعداد دخالت ندارند. اراده الهی هم برای ایجاد اشیاء و هم برای تدبیر آنهاست. خداوند علت ایجادکننده کل هستی و نیز علت نگهدارنده آن است. او عالم را میآفریند و بقای آن را نیز تدبیر میکند. ربوبیت الهی شامل ایجاد، تدبیر و استمرار بخشیدن به موجودات است؛ بدین معنا که پس از آفرینش، موجودات را رها نمیکند، بلکه آنها را مدیریت میکند تا به کمال خود برسند.
- اراده الهی و تجلی اسماء:
اراده خداوند، ظهور دادن اسماء اوست و تجلی بخشیدن به آنهاست. خداوند اسماء خود را از مقام خفا به مقام ظهور میآورد. تجلی هر اسم الهی، سنتی از سنتهای الهی را پدید میآورد و در هر سنت، اراده الهی ظهور دارد. اراده خداوند به همه اسماء تعلق میگیرد و سنتها با اراده او ظاهر میشوند.
اسماء الهی نسبت امام و مأموم، محیط و محاط نیز با یکدیگر دارند؛ یعنی گاهی اسمی بر اسم دیگر محیط میشود تا آن اسم دیگر ظاهر گردد. تجلی هر اسم الهی نیازمند اسبابی است که خود آنها نیز ابزار ظهور اسماء الهی محسوب میشوند. این وسائط ممکن است مادی یا معنوی باشند و هر اسم، برای تجلی یافتن، لوازم و اسباب اختصاصی خود را دارد.
- نمونههایی از تجلی اسماء و نقش علل:
برای مثال، تجلی اسم «شافی» نیازمند اسباب مادی و معنوی خاص خود است. از نظر مادی، وجود شفا، دارو، قرار گرفتن اثر در دارو، تشخیص بیماری و وجود پزشک لازم است. همچنین وجود میل به استفاده از دارو از جانب بیمار نیز مورد نیاز است. از نظر معنوی نیز اولیای الهی، به اذن خداوند، بیمار را شفا میدهند. بنابراین هر سنت الهی که بخواهد تحقق یابد، اراده الهی زمینه تحقق علل مادی و معنوی آن را فراهم میکند.
- سلسله مراتب سنتهای الهی:
با ظاهر شدن هر سنت، اسباب مادی و معنوی آن سنت نیز فراهم میشود و آن سنت ایجاد میگردد. پس از تحقق آن، سنتهای دیگر نیز به دنبال آن پدید میآیند. سنت ایجاد و انشاء، امام و سرپرست تمام سنتهاست. یا به عنوان نمونه، سنت رزق که از اسم «رازق» سرچشمه میگیرد، شامل رزق مادی، رزق معنوی و باقی سنتهای مرتبط با آن است که پس از تحقق این سنت ایجاد میشوند. تمام این امور با اسماء و صفات الهی زمینه سازی میشود.
پس اگر خداوند سنتی را اراده کند، چه به صورت ایجاد و انشاء و چه به صورت تدبیر، بسترهای تحقق آن را فراهم میسازد و شرایط و لوازم آن را، چه مادی و چه معنوی، مهیا میکند.