خلاصه محتوا:
این گفتار بر تبیین حقیقت «وحدت وجود» و تفسیر هستی به مثابه یک نظام واحد، پیوسته و شبکهای استوار است. با تأکید بر نامتناهی بودن وجود، بیان میشود که همهٔ اشیاء از حیث «وجود» دارای یک سنخ واحد هستند، هرچند از حیث «ماهیت» با یکدیگر متمایز میباشند. حقیقت هر شیء، وجود آن است و همین وجود، رابط اصلی میان همهٔ اشیاء و همچنین میان اشیاء و حق تعالی به شمار میآید.
بر اساس این نگاه، هیچ موجودی در عالم، منفک و گسسته از سایر موجودات نیست؛ بلکه هر شیء با کل هستی ارتباط ذاتی و وجودی دارد و در عین تأثیرگذاری، از کل مجموعهٔ هستی نیز تأثیر میپذیرد. این پیوند فراگیر، عالم را به یک «نظام شبکهای» تبدیل میکند که در آن، فیض الهی از ذات حق متعال به صورت بیواسطه و جاری، به همهٔ مراتب و مظاهر وجود میرسد.
به دلیل همین ساختار شبکهای، تدبیر الهی نیز بر اساس همین پیوستگی صورت میگیرد؛ بهگونهای که خداوند عالم را نه به صورت اجزای جداگانه، بلکه به عنوان یک حقیقت واحدِ مرتبط، اداره و تدبیر میکند. در این نظام، رابطهٔ «محیط و محاط»، «ظاهر و باطن»، «اول و آخر» تحقق دارد و حرکت وجودی هر موجود، هرجا که آغاز شود، در نهایت به همان حقیقت واحد بازمیگردد.
همچنین مراتب وجودی موجودات بر اساس قرب یا بُعد آنها از مرکز هستی تبیین میشود؛ موجوداتی که به مرکز وجود و ذات حق نزدیکترند، از وحدت، جامعیت، قوت وجودی و دریافت فیض بیشتری برخوردارند و ترکیب و کثرت در آنها کمتر است، مانند مجردات عقلی و ملائکهٔ مقرب. در مقابل، موجودات نازلتر، اگرچه همچنان در پیوند کامل با کل هستیاند، اما شدت وجودی و جامعیت کمتری دارند. در نهایت، کل عالم به عنوان یک هستی واحد معرفی میشود که همهٔ اجزای آن در یک پیوند ذاتی، وجودی و تأثیر متقابل قرار دارند.
آغاز محتوا:
- حقیقت وجود و نامتناهی بودن آن:
احکام مربوط به هستی، ناظر به چند نکتهٔ اساسی در باب وجود و عالم هستی است. وجود، حقیقتی نامتناهی است و هر شیء از حیث هستی، دارای تفاوتهایی در مرتبهٔ وجودی خود میباشد. وجود نامتناهی با کل عالم هستی اتصال دارد و در حقیقت، هیچ شیئی وجود ندارد مگر آنکه با سایر اشیاء و با کل هستی، ارتباط و پیوند وجودی داشته باشد.
- سنخیت وجودی اشیاء و وحدت سنخ وجود:
هر شیء از جهت هستی، با سایر اشیاء سنخیت و تناسب دارد. احکام هستی در همهٔ اشیاء مشابه است؛ بدین معنا که «وجودِ اشیاء» از یک سنخ و یک جنس است. هر شیء از حیث وجودی، با حقیقت همهٔ اشیاء دیگر ارتباط وجودی دارد و از این جهت، شباهت وجودی میان همهٔ موجودات برقرار است.
- تمایز ماهوی و وحدت وجودی:
اگرچه هر شیء از جهت هویت و ماهیت، متمایز از سایر اشیاء و متفاوت با آنهاست، اما حقیقت هر شیء همان وجود آن است. وجود هر شیء، حقیقت آن شیء را تشکیل میدهد. از این حیث، هر شیء وجوداً شباهتی با حق تعالی دارد، ولی از جهت ماهیت، متمایز از خداوند متعال و غیر از ذات الهی است. همین شباهت وجودی، منشأ ارتباط و پیوند میان حق تعالی و همهٔ اشیاء میشود.
- ارتباط ذاتی حق و اشیاء:
حق تعالی با همهٔ اشیاء ارتباط دارد و این ارتباط، ارتباطی وجودی و ذاتی است. خداوند متعال با هر شیء، تناسب و سنخیت خاصّ خود را دارد. ارتباط حق و اشیاء، ارتباطی ایجادی و وجودی است و این اتصال، اتصال ذاتی میباشد. به همین دلیل، همهٔ اشیاء، با یکدیگر نیز ارتباط و اتصال ذاتی دارند و هیچ موجودی در عالم، منفک از سایر موجودات نیست.
- کل هستی به مثابه یک واحد حقیقی:
هر شیء با کل هستی ارتباط وجودی دارد و کل هستی نیز یک واحد حقیقی است. این معنا، همان حقیقت «وحدت وجود» است. عالم هستی مجموعهای از اجزاء جدا از هم نیست، بلکه یک حقیقت واحد است که اجزای آن در پیوند کامل با یکدیگر قرار دارند. بر اساس همین اتصال هستی، هویت عالم و نسبت آن با حق تعالی شکل میگیرد.
- نظام شبکهای عالم و تدبیر الهی:
چون نظام هستی، نظامی شبکهای است، خداوند متعال نیز عالم را بر اساس همین نظام شبکهای تدبیر و اداره میکند. از آنجا که همهٔ هستیها یک هستی واحد و از یک سنخ هستند، عالم، نظامی مبتنی بر ارتباط، اتصال و پیوستگی دارد. در این نظام، روابط وجودی منشأ تدبیر، مدیریت و جریان امور عالم میشود.
- جریان فیض الهی در نظام شبکهای:
فیضی که از ذات الهی تجلی مییابد، به آسانی به همهٔ مظاهر و مراتب هستی میرسد و به آنها تشخص و تحقق وجودی میبخشد. در هر زمان، کل مجموعهٔ عالم هستی، به واسطهٔ همین نظام شبکهای، فیض الهی را دریافت میکند. هر مخلوقی، به دلیل همین اتصال وجودی، از کل مجموعهٔ هستی تأثیر میپذیرد و همزمان در کل مجموعه اثرگذار است.
- تأثیر و تأثر متقابل موجودات:
هر موجودی، هم از کل عالم هستی اثر میپذیرد و هم در کل عالم اثر میگذارد. اشیاء از حیث ماهیت، احکام و ویژگیهای متمایزی دارند و خداوند متعال نیز دارای هویت خاص الهی خویش است، اما از حیث وجود، میان همهٔ آنها شباهت و ارتباط وجودی برقرار است. کل مجموعهٔ عالم، دارای رابطهٔ محیط و محاط میباشد.
- نظامهای حاکم بر عالم هستی:
عالم هستی علاوه بر آنکه نظامی شبکهای دارد، دارای نظام محیطی و محاطی، نظام تدبیری و نظام تسخیری نیز هست. همچنین رابطهٔ ظاهر و باطن، اول و آخر، و پیوند میان همهٔ این مراتب در عالم برقرار است. هر حرکتی از هر نقطهای که آغاز شود، در نهایت به همان حقیقت واحد ختم میگردد.
- مراتب قرب وجودی و شدت وحدت:
هر شیء، در عین اتصال وجودی با کل هستی، تعیین وجودی خاص خود را حفظ میکند. موجوداتی که به مرکز وجود و حقیقت هستی نزدیکترند، شدت وحدت وجودی بیشتری دارند و ترکیب و کثرت در آنها کمتر است، مانند مجردات عقلی. موجوداتی که به عمق وجود و ذات الهی نزدیک ترند، قوت وجودی بالاتری دارند، همچون ملائکهٔ مهیمن و مقرب.
- جامعیت و دریافت فیض در مراتب عالی وجود:
فرشتگانی که قرب وجودی بیشتری به ذات الهی دارند، از جامعیت بیشتری برخوردارند. آنان فیض الهی را جامعتر و قویتر دریافت میکنند، زیرا تناسب و سنخیت وجودی آنان با خداوند متعال بیشتر است و کثافت و ترکیب در وجودشان کمتر میباشد. به همین دلیل، تأثیر آنها در نظام خلقت نیز بیشتر است.
- جمعبندی وجودی عالم:
در کل نظام خلقت، هر شیء و کل مجموعهٔ هستی، در ارتباط وجودی کامل با یکدیگر قرار دارند؛ از کل مجموعه اثر میپذیرند و در کل مجموعه اثرگذارند، و این حقیقت، ساختار واحد و پیوستهٔ عالم هستی را آشکار میسازد.